روزنامه صبح
آر اس اس خبرجنوب
کل صفحات خبرجنوب
مسکوکات در بازار شیراز
اخرین خبرها

  • سیاستمد‌‌ار بهتر است یا مصالح ساختمانی؟!
  • د‌‌هک‌های پرد‌‌رآمد‌‌ بیش از ۱۷ برابر د‌‌هک‌های کم‌د‌‌رآمد‌‌ از یارانه منتفع می‌شوند‌‌!
  • محـاکمه د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ختری‌که پسـر پولد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ار را با کمک مـاد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رش کشت
  • د‌‌‌‌‌‌ومین یاد‌‌‌‌‌‌واره ۵۴ شهید‌‌‌‌‌‌ یگان ویژه فارس برگزار می ‌شود‌‌‌‌‌‌
  • فضای رقابتی به حفظ مالکیت فکری د‌‌‌‌‌ر اقتصاد‌‌‌‌‌ کمک می‌کند‌‌‌‌‌
  • استقرار ۵۰ بمب‌ هسته ‌ای آمریکا د‌‌ر اینجیرلیک ترکیه
  • محکومیت میلیارد‌‌‌ی شرکت متخلف د‌‌‌کوراسیون منزل
  • تجار ایرانی تا اربعین صبر کنند‌‌ و بد‌‌ون ویزا به عراق بروند‌‌
  • چگونه بفهمیم معتاد‌ د‌یجیتال هستیم یا نه؟
  • ماهانه یک سانتی ‌متر خانه بخرید‌‌
  •  تبلیغات خبر جنوب تبلیغات خبر جنوب تعالی دانش تبلیغات خبر جنوب
    تبلیغات خبر جنوب تبلیغات خبر جنوب تبلیغات خبر جنوب
    فرياد كودكان فوتباليست زنگنه را فريادرسي نيست! :: روزنامه خبر جنوب :: نیازمندیهای خبر جنوب
    NID : 121475
    1397/11/02

    فرياد كودكان فوتباليست زنگنه را فريادرسي نيست!

    وحید پارسایی/باران، زمین فوتبال را خیس و گل آلود کرده است. در زمین ، کودکانی بدنبال توپ هستند. توپ می غلتد و خاکهای خیس را با خود جا به جا می کند. کفش بچه ها درون زمین گل آلود فرو می رود و سنگین می شود. انگار که وزنه ای دو تا سه کیلویی به پای بچه ها بسته شده باشد. به سختی شوت می زنند.عده ای کفش ها را کنار زمین رها کرده و با پای برهنه می دوند. صحنه نبردی را به تماشا نشسته ام. بین بچه ها که دو تیم را تشکیل داده اند یکی با نام استقلال و دیگری با نام پرسپولیس.
    آنها هر روز مسابقه فوتبال دارند. دربی یا شهرآورد برگزار می کنند. درروستای زنگنه ي بن رود در بخش ارژن شیراز هستم. شهرآورد بچه ها درواقع روستا آورد یا ده آورد است. «بن رود» یعنی کف رود، پایین رود یا حاشیه رود. «زنگنه» هم نام یکی از تیره های ایل بختیاری که مردمانش سالیان قبل از این ایل جدا و در نقاط مختلف کشور ساکن شده اند. زنگنه بن رود در 40 یا 45 کیلومتری شیراز در همسایگی کوه تاسک و روی تپه های میان رودخانه قره قاج قرار گرفته است.
    کودکان زنگنه ای به دنبال توپ زخم خورده و نحیف شان همچنان می دوند. به سر و سینه ی توپ می زنند . با هر ضربه شان ، خاکهای خیس از توپ جدا می شود.
    توپ آنها، توپ والیبال است نه فوتبال! توپی که به جای زمین والیبال، درون زمین فوتبال می چرخد و از این سرنوشت ناخواسته اش گلایه دارد. گاه به درون دره و رودخانه می افتد. بچه ها خستگی نمی شناسند و به غیر از فوتبال به چیز دیگری فکر نمی کنند. لحظه ای صدایشان می کنم تا با آنها همکلام شوم . نمی پرسند چرا فوتبال شان را متوقف کرده ام! اما از نگاهشان این سوال را می توانم حدس بزنم. می پرسم : چرا در این زمین خاکی گل آلود، فوتبال می کنید؟ یک نفرشان می گوید:« فقط همین یک زمین را داریم...» دیگری نیز می گوید: « قبلا جای خرمن گندم بوده و حالا به ما داده اند تا در آن فوتبال بازی کنیم.» نفر بعدی حرفش این است: « در زمستان پر از شل، در بهار پر از خار و در تابستان پر از خاک آلوده است! » یکی دیگرشان با نام سام ، لب به سخن می گشاید: « مجبوریم با توپ والیبال، فوتبال بازی کنیم. همین یک توپ در روستایمان وجود دارد.» سخن سام را محمدرضا ادامه می دهد: « بر سرتوپ همیشه دعواست...» نفر بعدی، پدرام می گوید:« بر سر بازیکن و سر تیم هم دعواست...»
    همگی استقلالی یا پرسپولیسی اند. ابراهیم یکی از پرسپولیسی های روستا می گوید: « به بیرانوند دروازه بان پرسپولیس تهران بگو بیاد برای پرسپولیس زنگنه بازی کنه! اینجا بیشتر به نفعشه!...». حمید یکی از استقلالی های روستا هم می گوید: « سیدمهدی رحمتی دروازه بان استقلال را هم بیار توی دروازه استقلال زنگنه!... »
    خواهش یک نفر دیگرشان این است:« بگو برایمان لباس استقلال و پرسپولیس بیاورند. چقدر خوب می شود که وقت مسابقه لباس های استقلال و پرسپولیس بر تن مان باشد و اهالی روستا هم تماشاگر بازی مان باشند. چه مسابقه باحالی می شود.»خواهش نفر دیگرهم این است: « توپ برایمان بیاورید...»
    از بچه ها اسامی شان می پرسم : پرویز ماهوری، محمد حسین پور،سام نجف پور،محمد محمدی،حمید نوری، پدرام احمد پور، ابراهیم کرمی،علیرضا رئیسی،امین حسین پور، احمدرضا زنگیان، محمد جواد زنگیان، علی اصغر وزیری، علی اکبر وزیری،علی سلیمانی،محمد رضا زنگیان، حمیدرضا جاویدی، سینا سلیمانی،رضا کاظمی، بنیامین ملک زاده، متین بمانا، آروین بمانا، امیر محمد ملک زاده، محمد متین جوکار، سپهر بمانا، متین زنگیان، سامان نورانی، صادق زندی لک.
    اهالی روستا هم کنار زمین هستند. احمد بمانا رییس شورای اسلامی روستا دقایقی با من سخن می گوید: « کودکان و جوانان روستای ما علاقه ی عجیبی به فوتبال دارند اما هیچ امکانات ورزشي برايشان مهیا نيست.این زمین خاکی که بچه ها در آن فوتبال بازی می کنند،هدیه عده ای از اهالی برای ورزش بچه هاست اما دولت هنوز نیامده در این زمین ،مکان ورزشی بسازد.چون زمان تقریبا زیادی از اهدای این زمین می گذرد و اتفاق خاصی نیفتاده است، هدیه دهندگان زمین احتمالا قصد بازپس گیری زمین را دارند. خواهش ما این است که مسئولین ورزش استان اینجا را هم دریابند.آرزوی ما ساختن یک سالن یا زمین مینی فوتبال در این محل می باشد. مکانی که نام شهید روستایمان ،شهید عوض الله مرادی روی تابلوی سردر آن بدرخشد. »
    از زنگنه، کودکانی هستند که در شیراز زندگی و باشگاه وصال فوتبال بازی می کنند: « امیرمحمدکاظمی، ماهان روحانی،سینا حمیدی فر، سورنا حمیدی فر، شایان کاظمی، ماهان کاظمی، طه کاظمی، یاسین کاظمی، حسین بمانا و مهدی بمانا»از زنگنه همچنین، مربی فوتبالی در شیراز فعالیت می کند .
    هومن (عباس) حمیدی فرد در زنگنه متولد شده، مربی جوان اما پرتجربه ای است.باشگاه وصال شیراز را مدیریت و هدایت می کند. ابوالحسن جعفری بازیکنی که در تیم سپاهان اصفهان در لیگ برتر کشور توپ می زند، نمونه شاگردانش است.
    او برحسب اتفاق همسفر من در روستای زنگنه شده تا یاری ام کند.وقتی که می شنود بچه ها توپ لازم دارند، از صندوق عقب ماشینش دو تا توپ بیرون می آورد و یکی را به استقلالی ها و یکی را هم به پرسپولیسی های روستایش هديه می دهد.بچه ها سرازپا نمي شناسند.و این قصه کودکانی است که در آغوش قره آقاج در حال بزرگ شدن هستند و محرومیت و کم محبتی را در ورزش به چشم می بینند. کودکانی که یکی از یکی دوست داشتنی تر، محجوب تر و بااستعدادتر هستند. کودکان قره آقاج برای رهایی از محرومیت به یک فریاد نیاز دارند.فریادی که فقط باید قره آقاج بزند. اگر این فریاد به گوش همه برسد، آن وقت محرومیت ها از بین می رود.
    اما گلوی قره قاج سالهاست که خشکیده و فریادی از آن بلند نمی شود.گریه ابر می خواهد. ابر تیره و تار، ابر ظلمانی، سنگین و پیچان، ابر جواهر ریز و گوهرزا می خواهد که بر سرش ظاهر شود.
    اگر اینگونه شود ،به قول محمد بهمن بیگی، آن بزرگمرد و معلم بزرگ و افسانه ای ایل، قره آقاج می شود مرز زیبای آبی پرپیچ و خم ،بین ثروت و مکنت و جوانمردی وفتوت. زمزمه آبش ،لالایی مادرها و ریگ های رنگارنگ و بلورین ساحلش ، اسباب بازی کودکان ایل می شود.آن وقت قره آقاج، گلگشتی برای هر مسافر خارجی و ایرانی می شود.

    /انتهای متن/
    صاحب امتیاز و مدیرمسئول نشریات بین المللی خبر : حسین واحدی پور
    License owner & Editor in Chief: HosseinVahedipour
    Copyright © 2013 KHABAR International Publications Group. All rights reserved.