روزنامه صبح
آر اس اس خبرجنوب
کل صفحات خبرجنوب
مسکوکات در بازار شیراز
 تبلیغات خبر جنوب تبلیغات خبر جنوب تعالی دانش تبلیغات خبر جنوب
تبلیغات خبر جنوب تبلیغات خبر جنوب
زندگان غریب و مردگان پر طرفدار :: روزنامه خبر جنوب :: نیازمندیهای خبر جنوب
NID : 184780
1399/04/18

زندگان غریب و مردگان پر طرفدار

زینب دانشور/ اگر گذرتان به میدان انقلاب تهران افتاده باشد یا حتی دستفروشی های برخی شهرها، قطعا در بساط شان، کتاب هایی خواهید دید که زیرزمینی و افست، بدون کیفیت، بدون سانسور و بدون رضایت نویسنده یا وارث چاپ شده و غیرقانونی در حال عرضه است درد بی درمانی که هنوز هم برای آن دوایی نیست. سوء استفاده و انتشار آثار هنرمندان و ادیبان به اشکال مختلف موضوعی دیرینه است و برخی که از هنر بویی نبرده اند تنها برای دستیابی به مقاصد مادی و گاه به زعم خودشان خیرخواهی، دست به انتشار آثاری می زنند که صاحب اثر یا از آن بی خبر است و بعد متوجه حقیقت می شود یا دستش از این دنیا کوتاه شده و کار از کار گذشته است.این چنین دستبردها منحصر به ادبیات و شعر و داستان نیست؛ فیلم ها، نقاشی ها، مجسمه ها و مواردی از این دست در ایران و جهان وجود دارد که پس از انتشار و عرضه، خبر دزدی بودن، کپی و سرقت آن به گوش می رسد. از قصد و نیت متخلف که بگذریم، بار اخلاقی این ماجرا بسیار اهمیت دارد چرا که صاحب اثر طبیعتا از این موضوع راضی و خوشحال نخواهد شد و این به نوعی تجاوز به حریم شخصی وی تلقی می شود.در این مقال صحبت ما بر سر آثار مکتوبی است که بدون این که روح صاحب اثر از آن باخبر باشد دست به دست می چرخد. اگر خانواده و فرزندان نويسندگان، شاعران و اهل قلم بعد از فوت هنرمند طي برنامه اي حساب شده آثار متوفی را چاپ کنند يا در تجديد انتشار با در نظر گرفتن اصل امانتداري و حساسيت در انتقال و انتشار درست و دقيق كتاب ها عملكردي فعال داشته باشند، قطعاً بی اشکال خواهد بود به این ترتیب كمتر ناشري به خود اجازه مي دهد آثار شاعران، نويسندگان و پيشكسوتان قلم و فكر را در اين سرزمين قلع و قمع كند اما الان سخن از افرادی است که حقی برای انتشار آثار ندارند اما آن را توزیع می کنند. قاچاق کتاب تنها چاپ زیر زمینی کتاب های ممنوعه یا کتاب هایی که در کشورهایی نظیر افغانستان و تاجیکستان چاپ شده و به ایران می رسد نیست بلکه چاپ غیر قانونی آثار پرفروش بدون اجازه و رضایت صاحب اثر به مهم ترین درد بی درمان صنعت نشر ایران بدل شده است.
طبق قانون، اثري كه صاحب آن فوت شده بعد از فوت فقط به مدت 30 سال به صاحب اثر تعلق دارد و بعد از آن جزو ثروت ملي به حساب مي آيد لذا چنان چه سه دهه از تالیف اثر نگذشته باشد برای انتشار مي بايست از خانواده صاحب اثر اجازه گرفته شود در غیر این صورت صاحب اثر يا نمايندگان وي مي توانند شكايت كنند.اين در حالي است كه متاسفانه هنوز تعداد زيادي از ناشران و فعالان توليدات فرهنگي، هنري و ادبي در اين زمينه تعهد و حساسيتي به خرج نمي دهند و صرف اين كه قانوني در اين خصوص لحاظ شده، با استفاده از آن، به ادامه فعاليت هاي ناصواب خود مشغول هستند. این ماجرا به آثار ادبی فارسی محدود نیست بلکه در اقصی نقاط جهان شاهد این گونه تخلف هستیم. «مرشد و مارگاریتا» نوشته میخائیل بولگاکف، «آریل» نوشته سیلویا پلات، «اتحادیه ابلهان» نوشته جان کندی تول، مجموعه اشعار امیلی دیکنسون، «2666» نوشته روبرتو بولانو و «سوئیت فرانسوی» نوشته ایرن نمیروفسکی از آثار هنرمندان جهان است که بعد از مرگ آن ها توسط دیگران به چاپ رسید.

نامه هایی که لو رفت
انتشار نامه شخصیت های ادبی در دنیا رسمی شناخته شده است. نامه های زیادی از فرانتس کافکا به نامزدش، دوستانش و پدرش منتشر شده، و نمونه ای از این نامه هاست. برخی این را نقض حریم شخصی افراد می دانند برخی دیگر هم معتقدند حتی اگر حاوی اطلاعاتی باشد که از نظر برخی کم اهمیت است می تواند موجب روشن شدن ابعاد مختلف زندگی آدمی شود که برای ادبیات بسیار مهم است.نامه های سیمون دوبوار نویسنده فرانسوی به ژان پل سارتر و نلسون آلگرن که هر دو از نویسندگان سرشناس هستند و نامه های سارتر به دوبوار همه و همه در قالب چندین کتاب منتشر شده اند.از ادبیات و ادبای معروف جهانی که بگذریم انتشار نامه های شخصی در دنیای ادبیات ایران هم بی‌سابقه نیست. نامه های سیمین دانشور و
جلال آل احمد در قالب سه کتاب تدوین شده است، دست اندرکاران می گویند ذکر جزییات دقیق در این نامه ها از چای خوردن و غذا پختن گرفته تا چگونگی استحمام و نظافت و تصویری که از واقعیت ارایه می دهند این نامه ها را به سندهای بی مانندی درباره این دو نفر تبدیل کرده است.نامه های عاشقانه احمد شاملو به همسرش آیدا سرکیسیان، در کتابی با نام «مثل خون در رگ های من» منتشر شد. کتاب دیگری هم چاپ شد با مقدمه آیدا حاوی نامه های شاملو به پسرش.

عاشقانه های کیارستمی در دستان مردم
چند سال پیش و با از دست دادن یکی از بزرگ ترین هنرمندان سینما حاشیه هایی در خصوص وی شکل گرفت که همگان را متاثر کرد. از انتشار پرونده محرمانه پزشکی عباس کیارستمی که بگذریم، انتشار کتاب نامه ‌های این فیلمساز به همسرش دیگر خیانتی بود که به این هنرمند روا شد. کتابی ۸۴ صفحه ‌ای به نام «من خانه ‌ام» که پاره ‌نامه‌ هایی از عباس کیارستمی است.انتشار این کتاب بهانه ‌ای برای بروز اختلاف میان دو فرزند کیارستمی (احمد و بهمن) شد. احمد کیارستمی در این خصوص اعتراض کرد و نوشت: «متاسفانه بعد از چاپ دو کتاب بدون مجوزهای کامل، ... نشر نظر، اقدام به چاپ کتابی جدید درباره پدرم کرده است. علاوه بر مشکل مجوز، این کار عدم رعایت حریم خصوصی است که نه تنها مغایر با اخلاقیات، بلکه خلاف قانون است. مراتب از طریق قانونی پیگیری خواهد شد».این اظهارنظر بر سر انتشار آثاری از این دست اختلافی را دامن زد که البته بهمن کیارستمی آن را «اختلاف نظر»، «تضارب آرا» و البته بیشتر فرهنگی می ‌داند که به دلیل زندگی آن ‌ها در دو کشور با دو فرهنگ مختلف مانع از انجام یا پیگیری مشترک کارها می ‌شود. به همین دلیل او معتقد است یک بنیاد کارآمد با حضور موثر وارثان می‌تواند خیلی از این مسائل را برطرف کند.
با این حال بهمن تاکید کرده است: پروین که در این نامه‌ها پرتره ‌ای زیبا و قدرتمند از او ترسیم شده، هنوز همان‌ قدر زیبا و قدرتمند است و اگر لازم بداند می ‌تواند به هر شکل که بخواهد به کتاب معترض شود. او صاحب صداست و می‌ تواند پاسخ بخواهد. اگر او خود لب به اعتراض بگشاید این گفت و گو به شکلی درست آغاز خواهد شد.

نبش قبر توسط گلستان
اما دیگر هنرمندی که با انتشار نامه های خصوصی اش به خط قرمز او وارد شدند، فروغ شاعره زن ایرانی است که سرآمد شاعران زن معاصر است.نامه های عاشقانه وی به ابراهیم گلستان در قالب کتابی با نام «فروغ فرخزاد؛ زندگی‌ نامه‌ ادبی و نامه‌های چاپ‌ نشده» در واقع نبش قبر احساسی تاریخ‌ گذشته بود که سرکشانه از طغیان عشقی ممنوعه خبر می‌ داد. اگرچه اصل وجود این رابطه عمیق نه بر خانواده گلستان و فرخزاد پوشیده بود و نه برای عموم، اما ماهیت و جزئیات آن موضوعی بوده که همواره ذهن علاقمندان به فروغ و ابراهیم گلستان را به خود مشغول کرده است. این ابهامات با مرگ دلخراش فروغ از یک سو و سکوت همیشگی ابراهیم گلستان از سوی دیگر، بیشتر و بیشتر شده است.انتشار این نامه ‌ها با هشتگ‌ هایی چون، #فروغ فرخزاد، #ابراهیم گلستان، #نامه عاشقانه، #رابطه و #عشق ممنوعه، مورد قضاوت گرفت. دست ‌نوشته هایی که به زعم برخی عشق از تک ‌تک واژه‌ هایش شره می ‌کند و به تعبیر برخی دیگر بسیار خصوصی‌ تر از آن است که بتوان درباره ‌اش چیزی گفت.ابراهیم گلستان، داستان ‌نویس و فیلمساز برجسته، نامه های فروغ به خود را در اختیار فرزانه میلانی، پژوهشگر و استاد دانشگاه ویرجینیا برای انتشار قرار داد اثری که حاصل ۳۰ سال پژوهش میلانی و حاوی ۳۰ نامه منتشر نشده از فروغ به همراه روایاتی از ابعاد رازآلود زندگی این شاعر پر ماجرا از خلال مصاحبه با بیش از ۷۰ تن از نزدیکان اوست. کتابی که تنها با انتشار یکی از نامه ‌های منتشر شده در آن، عده زیادی از منتقدان را به دلیل ورود به حریم شخصی فروغ برآشفت. شکراللهی که برای اولین بار این نامه ها را در سایت خود بارگزاری کرده بود برای انتشار آن استدلال محکم ‌تری داشت: «در محتوای این نامه مسئله ‌ای است که در بحث حریم خصوصی قرار می ‌گیرد. همه دنیا وقتی نویسنده یا هنرمندی فوت می ‌کند یا در زمان حیاتش، نامه‌ های او را منتشر می ‌کنند، مثل نامه‌ های فرانسوا میتران که منتشر شده و این مسئله به درک ما از شخصیت آن فرد کمک می ‌کند. یا نامه ‌های کافکا که منتشر شد... باعث شد سویه‌ های فکری او را بشناسیم که چگونه مسخ از آن در می ‌آید».بسیاری نیز حاصل تلاش ۳۰ ساله میلانی را کنجکاوی بیمارگونه در زندگی و حریم خصوصی فروغ خواندند؛ میلانی در این خصوص بیان کرد: «نیت من کنجکاوی بیمارگونه نیست ولی می‌ خواهم بدانم چه دردی آن دختر جوان را به سوی مرگ هدایت می‌ کرد. می‌ خواهم بدانم چگونه آن دختر توانست به رغم تمام آسیب ‌ها و دشواری ‌ها، یکی از شخصیت ‌های کلیدی قرن بیستم در ایران بشود».پوران فرخزاد، خواهر بزرگ فروغ در مقابل ادعای فرزانه میلانی عنوان کرد: «خانم میلانی شخص محترمی است و ما با هم از گذشته دوستی داشته ‌ایم اما این که زندگی یک شخص نظیر فروغ را علنی کنیم، بسیار زشت است. وقتی قصد انجام چنین عملی داریم، باید از خودمان بپرسیم آیا قشنگ است و دوست داریم در آینده زندگی خصوصی و اسرار زندگی ‌مان را این‌ گونه و آن‌ هم بدون رضایت خانواده ‌مان منتشر کنند؟ به نظرم کنار زدن پرده ‌ها زیبا نیست».واکنش مهم دیگر به انتشار نامه فروغ، از جانب همان ابراهیمی است که آتش زندگی این شاعر افسرده را در برابر چشمانش به گلستان تبدیل کرد؛ ابراهیم گلستان. او می‌ گوید که به هیچ‌ کدام از این واکنش ‌ها اهمیت نمی دهد چرا که معتقد است «وقتی دو نفر مورد توجه اشخاص قرار می‌ گیرند هیچ نوع حریم خصوصی ندارند. حریم خصوصی به خاطر ترسی است که اشخاص از چیزهایی که می ‌فهمند یا نمی ‌فهمند، دارند؛ برای آدمی که آزاده است و فکر می‌ کند، حریم خصوصی مهم نیست. حریم خصوصی برای هیچ‌ کس وجود ندارد و هر کسی هر چه بخواهد می ‌گوید و از روی همین چیزهاست که تمدن یک ‌دوره ‌ای ایجاد می ‌شود».گلستان اذعان می کند که خواهر فروغ به خاطر مصون ماندن آن چه از فروغ به یادگار مانده بود از دست پدر کج ‌خلق و بد رفتارش آن ‌ها را در اختیار وی قرار داده است: «...من نسخه نامه‌ ها را برای خودم نگه نداشتم. آن ‌هایی که من داشتم خانم گلوریا فرخزاد از صندوق پدرش درآورده و داده به من و همین‌ طور مانده بود تا این که خانم میلانی با گلوریا تماس گرفت و او هم گفت من هر چه بود برای حفاظت به گلستان سپردم».پرسش این است که نامه ‌های گلستان به فروغ کجا هستند، اگر گلستان نامه‌ های فروغ را در اختیار میلانی قرار داده چرا نامه‌ های خودش به فروغ در میان این نامه‌ ها نیست؛ گلستان می‌ گوید: «... اگر نامه ‌ها پیدا شود، مشکلی [برای چاپ آن] ندارم...!» اگر آن‌گونه که گلستان ادعا می ‌کند خواهر فروغ وسیله‌ ها و نامه ‌های وی را برای مصون ماندن از دست پدرش به دست گلستان سپرده، پس چرا نامه ‌های او خطاب به فروغ در میان آن‌ ها نبوده؟ اصلاً مگر می ‌شود فروغ نامه‌ های معشوق اسطوره ‌ای ‌اش را نگاه نداشته باشد؟!

شاملو و ناشران مشتاق چاپ
انتشارات نگاه (ناشر آثار زنده یاد شاملو) در شكایت نامه ای علیه عسكری پاشایی به جهت انتشار برخی از آثار شاملو توسط انتشارات چشمه و ثالث خبر از چاپ آثار هنرمندی توسط دیگر ناشران را داد که اجازه ای برای نشر نداشتند.ماجرا بر می ‌گردد به قرارداد 6 صفحه ‌ای كه در سال 1370، احمد شاملو طی آن امتیاز نشر كلیه آثارش را که تا سال 70 چاپ شده بود (به‌ جز چند اثر از قبیل دن آرام، كتاب كوچه‏، آهنگ ‌های فراموش شده، زیر خیمه گر گرفته شب و تعدادی از آثار كودك، و کتاب های مشترک با دیگران) به فردی با نام حسین ثقفی‌ فر به عنوان ناشر و در مقابل مبلغ مندرج در این قرارداد می ‌سپارد و در ادامه گویا ثقفی ‌فر این امتیاز را طبق یكی از بندهای قرارداد به نشر نگاه می ‌فروشد و از آن پس علیرضا رئیس ‌دانایی مدیر نشر نگاه به عنوان قائم ‌مقام ثقفی ‌فر كلیه حقوق قرارداد مذكور را در‌ اختیار می‌ گیرد.از طرفی در این قرارداد مسائل دیگری نیز مطرح شده ‌اند که مهم ترین آن‌ ها حضور پاشایی و آیدا شاملو (همسر زنده‌ یاد شاملو) به عنوان سرپرست مادام‌ العمر آثار شاملو است كه پس از فوت این شاعر تا كنون جنجال‌ هایی بر سر این قضیه شكل گرفته و تلاش ‌های مرحوم سیاوش و سیروس شاملو (فرزندان احمد شاملو) برای بی ‌اعتبار خواندن این سرپرستی از جمله این جنجال ‌هاست.آن چه از سوی رئیس دانایی و وكلایش مورد شكایت قرار گرفته انتشار دو مجموعه با نام‌ های «از زخم قلب...» (چاپ نشر چشمه، ۱۳۷۵) و «بن‌ بست‌ ها و ببرهای عاشق» (چاپ نشر ثالث، ۱۳۷۷) است كه قراردادهای این دو مجموعه توسط پاشایی با این دو انتشارات بسته شده. انتشارات نگاه طی این شكایت ‌نامه مدعی شده است كه در این دو مجموعه آثار شاملو كه توسط دو ناشر دیگر به چاپ رسیده نقض قرارداد به شمار می ‌آید.علیرضا رئیس ‌دانایی (مدیر نشر نگاه) در این خصوص گفته است: زنده یاد احمد شاملو جمعاً 1200 صفحه شعر داشته اند كه حقوق نشر آن ‌ها به جز مجموعه «حدیث بی ‌قراری ماهان» كه توسط نشر چشمه منتشر شده است، به نشر نگاه تعلق دارد اما آقای پاشایی طی دو مجموعه «از زخم قلب...» (نشر چشمه) و «بن ‌بست ‌ها و ببرهای عاشق» (نشر ثالث) حدود 400 صفحه، یعنی یك سوم اشعار شاملو را بر خلاف قرارداد مذكور، به چاپ رسانده كه این كار عرفاً و قانوناً خلاف است.وی در مورد انتشار گیل گمش، به ترجمه شاملو نیز اشاره كرد: آقای پاشایی در انتشار گیل گمش نیز، حقوق نگاه را نادیده گرفتند طی یك قرارداد كه قانوناً اعتباری ندارد، چاپ این كتاب را به نشر چشمه سپردند.این ناشر ضمن رد گفته های پاشایی، اظهار داشت: مطالب پاشایی در مورد راضی نبودن شاملو از كیفیت نمونه‌ ها و حتی ترجمه خود و همچنین نقل این مطلب از سوی شاملو، مبنی بر پرداخت خسارت به نشر نگاه، اساساً كذب بوده و داستانیست كه پاشایی خود آن ‌را ساخته و پرداخته است.رئیس‌ دانایی با جعلی دانستن، امضای برگه ‌ای كه پاشایی از شاملو ارائه كرده و به آن استناد می ‌كند (مبنی بر موافقت شاملو با استفاده از اشعارش در قالب ‌های مختلف از جمله چاپ گزیده اشعار، از سوی پاشایی) افزود: طبق تایید پسران شاملو (سیاوش و سیروس) این امضا اصل نیست اما حتی اگر بپذیریم كه این برگه یك سند محضری ا‌ست، باز هم قانونی نیست زیرا مثل این است كه مالك، ملكش را به دو نفر بفروشد.در پایان آن چه واضح است این که قانون نبايد اجازه ای براي سوء استفاده سودجويان فرهنگي و ناشران بدهد چه كسي يا چه نهادي از سوي دولت بر روند انتشار دقيق و بدون اشتباه و تحريف آثار نظارت مي كند؟ اين تخلف ها كمال بي انصافي نسبت به اهل قلم و پيشكسوتان ادبيات و كتاب ماست.بی شک آثار ادبي نیز مانند عمارت ها و بناها به عنوان ميراث فرهنگي ما محسوب مي شوند و باید از آن ها به درستی حراست شود.

/انتهای متن/
صاحب امتیاز و مدیرمسئول نشریات بین المللی خبر : حسین واحدی پور
License owner & Editor in Chief: HosseinVahedipour
Copyright © 2013 KHABAR International Publications Group. All rights reserved.