روزنامه صبح
آر اس اس خبرجنوب
کل صفحات خبرجنوب
مسکوکات در بازار شیراز
 تبلیغات خبر جنوب تبلیغات خبر جنوب تعالی دانش تبلیغات خبر جنوب
تبلیغات خبر جنوب تبلیغات خبر جنوب
خوبان پارسی گوی در فراموش خانه ذهن نسل امروز :: روزنامه خبر جنوب :: نیازمندیهای خبر جنوب
NID : 187281
1399/05/13

خوبان پارسی گوی در فراموش خانه ذهن نسل امروز

زینب دانشور/ به سراغ قفسه کتاب های داستانی و رمان می روم، آن قدر تعدادشان زیاد است که سرگیجه می گیرم و از راهنمای کتابفروشی کمک می خواهم. می گوید: اکثرشون رمان های عشقی و خارجی هستن تو چه سبکی می خواین؟
در یکی از بزرگ ترین کتابفروشی هایی که به نظر می رسد از شیر مرغ تا جان آدمیزاد را دارد برای خرید مجموعه داستان های بزرگ علوی آمده ام نویسنده ای نامدار که در بین این همه نویسنده و رمان اثری از او نیست. به ناچار سراغ جلال آل احمد را می گیرم و از او هم تنها یک مجموعه داستان نصف و نیمه از ناشری گمنام برمی خورم که ارزش خرید ندارد. در همین حال و هواست که دو دختر دانشجو از فرد راهنما برای خرید یک رمان عاشقانه مشورت می خواهند. یکی از آن ها با آب و تاب بیشتری می گوید: یه رمان باشه اشک آدم رو دربیاره. سوزناک و عاشقانه. و در کمال تعجب راهنما، رمانی خارجی را پیشنهاد می کند که حسب اتفاق خوانده ام و کمترین نشانی از هنر ادبی در آن ندیده ام. می خواهم بگویم شوهر آهو خانم را بخوانید یا بامداد خمار را اما ... .در این روزهای حکمرانی کرونا یکی از پیشنهادها برای گذران وقت، خواندن کتاب است پیشنهادی که کمتر کسی آن را عملی می کند. داستان سرانه مطالعه در ایران ماجرایی تکراری است که بارها و بارها تحلیل شده و نیازی به بازگویی آن نیست فقط در این حد بدانید که از سال 94 تا 98 سرانه مطالعه 13 دقیقه بوده و هیچ تغییری نکرده است. موضوع این بحث اما سرانه پایین مطالعه در ایران و دلایل آن نیست بلکه یکی از موارد جالب توجه در کتاب خوان های این روزها آن هم در نسل جدید، روی آوری آن ها به کتاب های بی محتوای غیرهنری است. در واقع جوانان امروز نه فقط بزرگان داستان نویس ایران را نمی شناسند بلکه با هنر ادبیات داستانی هم ناآشنا هستند معضلی که شاید به آموزش و پرورش یا رسانه ها و خانواده ها برمی گردد.این روزها اغلب جوانان مایل به مطالعه، سراغ نویسنده های خارجی می روند و با پیشنهاد به خواندن کتاب های درخشان تاریخ ادبیات پا پس می کشند؛ گویا باورمان شده که هر چه ایرانی است بی کیفیت است و به درد نخور، همان گونه که در خرید بسیاری اجناس و کالاها مردم با دیدن ساخت ایران عقب نشینی می کنند و حاضرند جنس های بی کیفیت چینی را جایگزین کنند اتفاقی که در کتاب خوانی و مطالعه هم در حال رخ دادن است غافل از این که ما در هنر داستان نویسی سرآمدانی داریم که جهانیان به شاهکارشان عشق می ورزند.

معاصران فراموش شده
با «کیهان بچه ها» شروع شد و به کتاب «قصه های خوب برای بچه های خوب» مهدی آذریزدی رسید. دهه شصتی ها خوب به خاطر دارند که با وجود بازار کساد ادبیات کودک، اغلب ما به دنبال خواندن کتاب هایی از این دست بودیم حتی اگر مجله «رشد» نصیبمان می شد. شاید همین عادت عشق به خواندن بود که هنوز هم گاهی میل به مطالعه قلقلکمان می دهد. برعکس کودکان امروزی که با انواع وسیله های بازی و سرگرمی مشغولند و از دنیای کتاب غافل. بزرگ تر که شدیم کتاب های سیمین دانشور و هدایت و چوبک را مخفیانه ورق می زدیم. آن زمان خواندن این گونه کتاب ها برای هر کسی جایز نبود. با خواندن رمان کلیدر فهمیدیم ادبیات داستان نویسی چیست و هنر رمان نویسی چه معنایی دارد. محال است کلیدر را بخوانی و در آخر برای مرگ غریبانه گل ممد اشک نریخته باشی و این یعنی اوج خلاقیت و نبوغ یک نویسنده. البته در آن دهه هم سر و کله نویسنده های بازاری با رمان های عامه پسند پیدا شد و اتفاقا به شهرتی رسیدند که هم وزن آن نبودند اما مردم داستان های ارزشمند را بیش از جوانان امروز درک می کردند.منکر وجود نویسنده های نابغه با شاهکارهای هنری در دهه های اخیر نیستیم اما آن چه از احمد محمود و جمال میرصادقی و بهرام صادقی دیده و خوانده ایم چیز دیگری است.

داستان نویسی در ایران
با آماری سرانگشتی می توان به این نتیجه رسید ایرانی ها برای مطالعه ابتدا ژانرهای داستانی را انتخاب می کنند و سپس تاریخی شاید دلیل آن این است که آن ها انعکاس زندگی خود و جامعه را در این داستان ها می یابند. اگر از دور و وری های خود هم بپرسید به این نتیجه می رسید و یکی از تاسف برانگیزترین نتایج این پرس و جوها عدم تمایل خوانندگان به کتاب هایی با سبک های سنگین تر اما کاملا حرفه ای و هنری چون کلیله و دمنه و تاریخ بیهقی است. هرچند اصراری به خواندن این سبک های مکلف نیست و نمی توان خرده ای گرفت اما درد آن جاست که بزرگان داستان نویس در کشور خود فراموش شدند و نتیجه عمرشان در قفسه های کتاب فروشی خاک می خورد اما کتاب نویسندگان نوپای دیگر کشورها تنها به دلیل تمرین ترجمه یک مترجم کارنابلد در قفسه ها در ردیف اول و دسترس مخاطبانند.

از هدایت چیزی نمی دانم
دغدغه خبرنگاری امانم را می برد و سراغ دو دختر جوان می روم. پس از معرفی خودم با آن ها به گفت و گو می نشینم. می گویند: کتاب خوان نیستیم اما این روزا چون وقتمون بیشتره با معرفی چندتا رمان عاشقانه از طرف دوستمون اومدیم خرید.می پرسم چرا خارجی؟ چرا رمان ایرانی را انتخاب نمی کنید؟ یکی از آن ها سریع تر پاسخ می دهد: کتاب های احساسی ایرانی همشون سانسوره اصلا نویسنده فضا نداره برا خلق اثر درسته که خارجی ها رو هم سانسور می کنن اما باز بهتره.می گویم: خب کتاب «ملت عشق» الیف شافاک را بخوانید، هم عاشقانه است و هم هنری و پرفروش. آن دیگری می گوید: چند صفحه اش رو ورق زدم ارتباط نگرفتم.از آن ها می خواهم نام چند رمان نویس و داستان نویس معاصر ایرانی را نام ببرند، سکوت می کنند و به هم لبخند می زنند. می گویم: بوف کور صادق هدایت را هم نخوانده اید؟ اصلا نامش را شنیده اید؟ یکی از آن ها جواب می دهد: من شنیدم اما فکر می کردم خارجیه. اسم صادق هدایت به گوشم آشناست اما چیزی ازش نمی دونم.می پرسم: ابوتراب خسروی چطور؟ او که هم استانی ماست و برنده جایزه داستان نویسی! دیگری جواب می دهد: کتاب های ایرانی اصلا ارزش وقت تلف کردن نداره! با این جواب ترجیحم به قطع مکالمه است و رفتن. حسب اتفاق مالک کتابفروشی را می بینم و می خواهم از او نیز توضیحاتی بشنوم. وی با نهایت تاسف می گوید: از هر 100 مشتری کمتر از 30 جوان برای خرید کتاب های غیردرسی مراجعه می کنند و از بین آن ها هم انگشت شمار به دنبال رمان های ایرانی باارزش می گردند.او که خود هم از خوانندگان پر و پا قرص رمان است می افزاید: جوان های امروز بدون شناخت نویسنده های خارجی اقدام به خرید می کنند و حتی توجهی به انتشاراتی و تیراژ و تعداد چاپ هم ندارند. می گویم چرا به جای شاهکارهای ادبیات ایرانی کتاب های بی ارزش و غیرهنری خارجی را در قفسه ها و جلو دید گذاشته اید و چرا مردم را تشویق به خواندن این گونه کتاب ها می کنید؟ در جواب می گوید: به هر حال هر کسی ذائقه ای دارد و ما هم غیر از یک کار فرهنگی، کاسبیم. وقتی یک جوان 20 ساله از ما کتابی در ژانری می خواهد که هنرمندی در نمونه ایرانی اش را درک و راضی اش نمی کند مجبوریم کتاب های خارجی ولو بی ارزش هنری به او معرفی کنیم در واقع هر کتابی را به ازای مخاطبش معرفی می کنیم چه بسا جوانانی هم هستند که به دنبال کتاب های فاخر ادبیات داستانی می گردند.

داستان ما آن سوی مرزها
اگر اهل ادبیات شیرین فارسی باشی و «بوف کور» را خوانده باشی می فهمی وقتی نویسنده ای در یک محدوده جغرافیایی و زبانی در این حد به اعتلا می رسد قطعا در بیرون مرزها نیز حرفی برای گفتن دارد. او با همان «بوف کور»ش جهان بینی و فرم ادبی را متحول کرد و مهم ترین نویسنده مدرنی لقب گرفت که آثارش به زبان های فرانسوی، انگلیسی، اسپانیایی، مکزیکی، آلمانی، ترکی، لهستانی، رومانیایی، هندی و ... به چاپ رسیده است.امروز جهانی ترین نویسنده فارسی زبان در سطح جهان، «محمود دولت آبادی» است با رمان جنجال برانگیز «زوال کلنل»؛ رمانی که تاکنون به هفت زبان زنده دنیا ترجمه شده و مورد استقبال مخاطبان در سراسر جهان قرار گرفته است و بابت همین رمان نیز چند جایزه مهم بین المللی را به خود اختصاص داده است.امیرحسن چهلتن نویسنده «تهران» در آلمان به عنوان یک نویسنده ایرانی شناخته می شود و آثارش تاکنون به زبان های انگلیسی، فرانسوی، آلمانی، ایتالیایی، سوئدی، عربی، ارمنی، ترکی، چینی و کردی ترجمه و منتشر شده اند.از دیرپاترین نویسندگانی که جایگاهی در ادبیات جهان داشت، باید به رضا براهنی اشاره کرد؛ نویسنده ای که بین نویسندگان و روشنفکران بزرگ جهان از داکترو گرفته تا چامسکی اعتباری دارد که آثار متعددی در حوزه های مختلف، از شعر تا ترجمه و رمان او به زبان های دیگر ترجمه شده اند.زویا پیرزاد، نویسنده ای ارمنی تبار قصه گویی غریزی است. از آثار پیرزاد در فرانسه، بسیار استقبال شده و این بخت را هم داشته که منتقد و مترجمی همچون کریستف بالایی آثارش را به زبان فرانسوی برگرداند. آثار وی به آلمانی، انگلیسی و ترکی نیز ترجمه شدند.هوشنگ گلشیری نویسنده ای که توانست با اولین داستان بلندش، نویسنده ای مهم مانند «آلن رب گریه» را به تحسین وادارد. کتاب های وی به انگلیسی، فرانسوی، آلمانی، ترکی و عربی ترجمه شدند.هنوز که هنوز است اکثر قریب به اتفاق اهالی سینما و ادبیات ایران، «دائی جان ناپلئون» را موفق ترین رمان طنز و سریالش را موفق ترین سریال سینما و تلویزیون ایران می دانند. ترجمه انگلیسی رمان ایرج پزشک زاد منتشر شده است.بهرام صادقی نویسنده ای با طنز تلخ و از حیث جهان بینی تنها میراث دار هدایت است که داستان های او نیز به انگلیسی ترجمه و منتشر شده است.سیمین دانشور نویسنده عجیبی نبود هرگز، اما در تمام دوران کاری اش اگر فقط «سووشون» را خلق کرده باشد، کافی است. این رمان را نشر «مِیگ»، که نشری دانشگاهی است به زبان انگلیسی منتشر کرده است.فریبا وفی نویسنده ای در رده زویا پیرزاد است که آثار وی نیز به انگلیسی، ایتالیایی و فرانسوی، ترجمه شده.
و دیگر نفرات از میان نویسندگان جوان ایران، می توان به «حافظ خیاوی» اشاره کرد که مجموعه داستان «مردی که گورش گم شد» او تاکنون به انگلیسی ترجمه شده است. «سارا سالار»، دو کتاب «احتمالا گم شده ام» و «هست یا نیست» اش به آلمانی، ایتالیایی و انگلیسی ترجمه شده. «مصطفی مستور» با «استخوان های خوک» میهمان زبان های روسی و ایتالیایی شده و در هر دو زبان، کتاب به چاپ دوم رسیده است. «ناهید طباطبایی» نویسنده ای که تاکنون دو رمانش به فیلم تبدیل شده با «چهل سالگی» به زبان ایتالیایی درآمده و کتابش چاپ دوم شده. «آن گوشه دنجِ سمتِ چپ» هم به نویسندگی «مهدی ربی» به ایتالیایی درآمده است.

ایراد از کجاست؟
اکنون سئوال اینجاست در کشوری که اهل ادبیات و هنرش کم نیستند چرا مردم به جای استقبال از آثار وطنی به سراغ نویسنده های دیگر کشورها می روند؟ این چه تبی است که گریبانگیرمان شده و فکر می کنیم هرچه آن ور آبی است خوب است و باید از آن ها یاد گرفت؟ چرا به این زودی و به این سرعت نویسنده های نام آور ایرانمان را فراموش کردیم و نامشان را به تاریخ ادبیات سپردیم نه به حافظه؟
شاید یکی از دلایل آن محتواهای پوچ و غیرهنری برخی کتاب ها باشد که به مدد پول و پارتی اجازه چاپ گرفتند و خواننده را از خواندن کتاب های ایرانی مایوس کردند یا شاید مترجمان زیادی که با به دست آوردن هر کتاب خارجی مشغول ترجمه اش شدند و ناشرانی که برای پر شدن جیب اقدام به چاپ آثاری کردند تا سهم هنرمندان واقعی ایرانی در قفسه های کتاب فروشی کم و کم تر شود.
در هر صورت یک جای کار می لنگد هرچند نباید از حوزه آموزش هم غافل شد؛ مدارس و دانشگاه هایی که نحوه گزینش کتاب را به نسل امروز نیاموختند و خانواده ها و رسانه هایی که در جهت فرهنگ کتاب خوانی و معرفی هنرمندان و نویسندگان به فرزندان کشور قدمی برنداشته اند و البته اجازه چاپ و نشری که اگر به همین سادگی و بدون گذر از فیلترهایی داده نشده بود حالا محمود دولت آبادی ها و ابوتراب خسروی ها در این سال هایی که گرد پیری بر چهره شان نشسته برای دست به قلم بردن بی انگیزه نبودند.

/انتهای متن/
صاحب امتیاز و مدیرمسئول نشریات بین المللی خبر : حسین واحدی پور
License owner & Editor in Chief: HosseinVahedipour
Copyright © 2013 KHABAR International Publications Group. All rights reserved.