روزنامه صبح
آر اس اس خبرجنوب
کل صفحات خبرجنوب
مسکوکات در بازار شیراز
 تبلیغات خبر جنوب تبلیغات خبر جنوب تعالی دانش تبلیغات خبر جنوب
تبلیغات خبر جنوب تبلیغات خبر جنوب
بندری که آزادی را می نوازد :: روزنامه خبر جنوب :: نیازمندیهای خبر جنوب
NID : 192087
1399/07/05

بندری که آزادی را می نوازد

«خبر جنوب»/ 5 مهر ماه است و با این که پاییز از راه رسیده اما هرم آفتاب آبادان مثل سوزن پوست را می خراشد. سال 1360 است و رزمندگان و مردم محلی پیرو فرمان امام (ره) برای شکستن حصر آبادان آماده باش هستند. آبان 59 بود که رژیم بعث عراق این شهر را به محاصره درآورد و بلافاصله امام خمینی (ره) پیام دادند «حصر آبادان باید شکسته شود».
فرمان پیر جماران نیروهای مسلح را با تمام تلاش و امکانات بر آن داشت تا برای شکستن محاصره آبادان دست به کار شوند و سرانجام در ابتدای سال ۱۳۶۰ شمسی یوسف کلاهدوز، قائم مقام وقت فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی طرح شکست حصر آبادان را که به وسیله حسن باقری طراحی شده بود به شورای عالی دفاع ارایه کرد که پس از مشورت های زیاد، طرح مشروط با هماهنگی «لشکر۷۷» به تصویب رسید.
عملیات ثامن الائمه (ع)
عملیات ثامن الائمه (ع) در ساعت یک بامداد پنجم مهر ۱۳۶۰ با رمز «نصر من ا... و فتح قریب» آغاز شد و رزمندگان اسلام در ساعت های نخست عملیات، با حمله به مواضع عراق و درهم شکستن مقاومت نیروهای بعثی خاکریزهای دشمن متجاوز را تصرف کردند.
رزمندگان اسلام با روشن شدن هوا و ادامه پیشروی از محور شمالی به سمت پل مارد نخستین ضربه شکننده را به نیروهای عراقی وارد آوردند با این حال نیروهای متجاوز بعثی همچنان در منطقه پل حفار مقاومت می کردند.
رزمندگان اسلام با به دست گرفتن ابتکار عمل و ادامه پیشروی در محورهای مختلف، دشمن را در تنگنا قرار دادند. جاده ماهشهر به آبادان در نخستین ساعت های پنجم مهر ۱۳۶۰ شمسی آزاد شد و با پیشروی نیروها از شمال به جنوب و تصرف پل قصبه، امکان مقاومت از نیروهای عراقی گرفته شد و بعداز ظهر همان روز نیروهای بعثی از پل حفار عقب رانده شدند.
عصر روز دوم عملیات (ششم مهر)، نیروهای عراقی به تدریج مجبور به تسلیم و عقب نشینی شدند و سرانجام در پایان این روز منطقه سرپل آزاد شد.رزمندگان شجاع وطن در روز سوم عملیات منطقه را از وجود نیروهای دشمن پاکسازی کردند و در ساحل شرقی رودخانه کارون استقرار یافتند و بدین ترتیب فرمان امام خمینی(ره) مبنی بر شکستن حصر آبادان، در مدت ۴۲ ساعت نبرد نیروهای ارتش، سپاه پاسداران و نیروهای مردمی با موفقیت کامل اجرا شد.
غلامرضا شرفی که در دوران جنگ تحمیلی به عنوان بسیجی بومی در عملیات شکست حصر آبادان حضور داشت فرمان تاریخی حضرت امام(ره) را اصلی ترین انگیزه شکست حصر آبادان توسط رزمندگان عنوان کرد و گفت: عملیات ثامن الائمه شاه کلید عملیات های بزرگ بعدی دفاع مقدس بود.
وی افزود: در این عملیات نیروهای بومی و مردمی در کنار نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران با وجود نبود امکانات و تجهیزات کافی نظامی مقاومت جانانه ای از خود نشان دادند و هرگز عراق نتوانست وارد آبادان شود.وی اظهار داشت: فرمان رهبر کبیر انقلاب اسلامی چنان عزم معنوی را در دل و جان رزمندگان انداخت که با وجود قدرت نامتوازن ایران و عراق در آن مقطع از تاریخ ، رزمندگان از سه محور دارخوین- فیاضیه و جاده آبادان به ماهشهر به دشمن حمله ور شدند و محاصره آبادان را با لبیک به فرمان تاریخی امام خمینی(ره) در هم شکستند.شرفی افزود: عملیات ثامن الائمه ترس و وحشت خیره کننده ای در دل بعثی ها انداخت و بعد از عقب راندن عراق از آبادان هرگز نیروهای صدام روحیه روزهای آغازین جنگ را باز نیافتند و ترس از رزمندگان ایرانی تا پایان جنگ به کابوس سربازان عراقی تبدیل شد.
سردار رحیم صفوی نیز در روایتی که در دفتر اول مجموعه خاطرات شب‌های خاطره به‌کوشش مجتبی عابدینی آمده است به نقل بخشی از خاطرات خود در شکست حصر آبادان با عنوان «رمز عبور» می ‌پردازد. او خاطره خود را این گونه روایت می ‌کند: در روزهای شکننده و غم‌ آلود آغاز جنگ تحمیلی، من مسئول عملیات در کردستان بودم. با عده‌ای در حدود 300 نفر به اهواز رفتیم. به شهری که خالی از سکنه بود و زیر آماج گلوله‌های توپ و خمپاره، شبیه شهر ارواح شده بود. جبهه سر و سامانی نداشت و نیروهای دشمن متجاوز پشت دروازه‌های شهر انتظار می‌کشیدند. تنها نقطه‌ای که می‌توانست ما را دلگرم کند، ستادی بود که در آن رهبر معظم انقلاب حضرت آیت ‌ا... خامنه‌ای، شهید چمران و عده‌ ای از فرماندهان ارتش و سپاه بودند و تصمیم داشتند به عنوان تنها راه‌ چاره، خندقی در اطراف شهر ایجاد کنند تا تانک ‌های عراقی نتوانند دیواره دفاعی شهر را درهم بکوبند. با آن که به فرمان امام راحل سیل رهروان مکتب حق به سوی جبهه سرازیر شده بود اما بنی ‌صدر که اعتقادی به حرکت دلاورانه مردم نداشت، از تحویل سلاح و مهمات به نیروی حزب ‌ا... خودداری می‌ کرد و می ‌گفت: «شما اصلاً
نمی ‌فهمید جنگ یعنی چه؟! و امام هم نباید مردم را جلوی گلوله عراقی‌ ها بفرستد. راه عاقلانه سازش سیاسی با صدام است».
ما دل‌ مان به امام خوش بود و فرمان ‌های ایشان که به ما روحیه می ‌داد. امام (ره) گفته بودند که: «چنان سیلی به گوش صدام بزنیم که دیگر از جایش بلند نشود» و مردم لبیک گفته و در پایگاه منتظران شهادت آموزش دیده و سازماندهی می ‌‌شدند و به جبهه می ‌رفتند. چیزی نگذشت که با خلع بنی‌ صدر، نیروهای حزب ‌ا... جان دوباره ‌ای گرفتند و پیروزی‌ های درخشانی کسب کردند. امام (ره) فرموده بودند که: «امروز دفاع مثل نماز واجب است» و مردم با توکل به خدا سنگرها را یکی پس از دیگری تصاحب می‌ کردند. خدا پشتوانه محکم ملت ما بود و من در همه عملیات نصرت خدا را به چشم می ‌دیدم.
آن روزها به‌ گونه ‌ای در رنج و فشار بودیم که نفرات همراه ما نیز مجبور بودند در شبانه روز فقط یک وعده غذا بخورند. بی ‌سلاح و کم تجربه بودیم. تاکتیک دشمن را نمی‌شناختیم، اما مصمم بودیم حمله چریکی را از کنار کارون تا سلیمانیه سازماندهی کنیم. به ‌زودی طرح شکل گرفت و به اجرا درآمد. با همین افراد اولین خط دفاعی جبهه «خط پدافندی شیر» را در مهرماه 1359 تشکیل دادیم. شهید «مهندس طرحچی» برای ما از کنار کارون تا جاده اهواز خاکریزی ساخت که از پشت آن با یک نیروی 320 نفره، چهار کیلومتر پیش روی کردیم. دشمن 12 شبانه روز پاتک کرد، اما نتوانست این خط پدافندی را درهم بشکند.
در عملیات شکست حصر آبادان با دانشجوی رزمنده‌ای آشنا شدم که تحصیل در رشته مهندسی را در یکی از دانشگاه‌های امریکا رها کرده و مستقیم به جبهه آمده بود. او عاشق «شهید بهشتی» بود و پس از انفجار در دفتر حزب جمهوری، همیشه بغض در گلو داشت. می‌گفت: «آرزویم این است که شهید بشوم و بدنم چون بهشتی بسوزد.» این دانشجو در یک عملیات به شهادت رسید. پیکر او را در هواپیمایی گذاشتیم که شهیدان: جهان آرا، کلاهدوز و سرتیپ فکوری در آن قرار داشتند. هواپیما در نزدیکی تهران سقوط کرد و جنازه این شهید در آتش سوخت. خداوند این‌گونه مؤمنین را به آرزوی ‌شان می‌رساند.
نیروهای ما به تدریج تقویت می‌شدند. بعد از فتح آبادان ما سه گردان داشتیم و برای فتح بستان سه تیپ مستقل تشکیل دادیم. گردان ‌ها که پیش از این نیروهای کمتری در اختیار داشتند و با شهدا و زخمی ‌های کمتری رو به رو بودند، در تیپ خود با تعداد بیشتری شهید و مجروح رو به رو شدند. آن‌ ها که خود را مسئول می‌ دانستند استعفا دادند و خواستند در مسئولیت پایین ‌تری انجام وظیفه کنند.سخنان سرلشکر رضایی و دیگران مؤثر نیفتاد و ایشان بر تقاضای خود اصرار داشتند. در معیت سرلشکر رضایی و این فرماند‌هان در اتاق کوچک جماران به حضور حضرت امام(ره) شرفیاب شدیم. ایشان ماجرا را به دقت بسیار شنیدند. سپس چشمان پرنفوذشان را به ما دوختند و پس از مکث کوتاهی فرمودند: «بروید خدا را شکر کنید که شما را برای دفاع از اسلام در این برهه از زمان به وجود آورده است. اسامی شهدای شما از قبل، در لوح محفوظ الهی ثبت شده است. بروید، با تدبیر عمل کنید و پس از آن نگران نباشید که چند نفر به شهادت خواهند رسید یا شما چند نفر را خواهید کشت». بچه‌ها با شنیدن این سخنان چنان قوت گرفتند که خبر حماسه‌آفرینی بزرگ آن‌ها همه جا پخش شد. از این جمع، امروز تنها مهندس سردار جعفری باقی مانده است و دیگران به لقاء ا... پیوسته ‌اند.

/انتهای متن/
صاحب امتیاز و مدیرمسئول نشریات بین المللی خبر : حسین واحدی پور
License owner & Editor in Chief: HosseinVahedipour
Copyright © 2013 KHABAR International Publications Group. All rights reserved.