روزنامه صبح
آر اس اس خبرجنوب
کل صفحات خبرجنوب
مسکوکات در بازار شیراز
 تبلیغات خبر جنوب تبلیغات خبر جنوب تعالی دانش تبلیغات خبر جنوب
تبلیغات خبر جنوب تبلیغات خبر جنوب
این ستاره ها خیلی زود خاموش شدند :: روزنامه خبر جنوب :: نیازمندیهای خبر جنوب
NID : 194429
1399/08/01

این ستاره ها خیلی زود خاموش شدند

زینب دانشور/ «رفته بودم مغازه اکبر آقا سیب زمینی بخرم وقتی برگشتم دیدم کفشا نیست، هرچی دنبالشون گشتم نبود»، جملاتی که با بغض از پسربچه ای با معصومیت پیدا در چشم ادا می شود و در عمق جان رسوخ می کند. دیالوگ علی کوچولوی «بچه های آسمان» مجید مجیدی که حالا جوانی است رشید و گلایه مند.این تنها سینما دوستان و طرفداران هنر هفتم نیستند که «بچه های آسمان» را می شناسند، اگر ایرانی باشید و این فیلم را ندیده اید قطعاً با یکی از افتخارات کشور در جهان بیگانه اید. فیلمی که توانست در رده صد فیلم برتر تاریخ سینما جا خوش کند و هنوز هم پس از گذشت این همه سال از عمر خود، جذاب و دیدنی باقی بماند. اما سئوالی که شاید برای شما هم پیش آمده این است که سرنوشت علی شجاع فیلم چه شد و چرا دیگر اثری از او در دنیای سینما نیست؟به طور کلی نقش هایی که کودکان به عهده می گیرند فارغ از سختی کار با کودکان به دلیل آماتور بودن، بیشتر مورد استقبال واقع شده و می درخشد. کارشناسان دلایل بسیاری برای این موضوع عنوان می کنند اما شاید ملموس ترین آن معصومیت و سادگی بازی هایی است که از کودکان سر می زند و نقش را باورپذیر تر می کند. سینمای ایران بازیگران کودک زیادی به خود دیده که در برهه‌ای از تاریخ ستاره شدند و بعد اثری از آن ها دیده و شنیده نشد کودکانی مانند میر فرخ هاشمیان بازیگر نوجوان بچه های آسمان که می توانست آینده درخشانی داشته باشد و زمانی آنقدر مشهور شد که عکسش به کتب درسی هم راه یافت.
کودکان سینما و آینده ای مات
فیلم «خورشید» مجید مجیدی کارگردان نام آشنای ایرانی که چندی پیش در جشنواره ونیز مفتخر به کسب جایزه «مارچلو ماسترویانی» ویژه بهترین بازیگر نوظهور جشنواره شد، از جمله فیلم های این کارگردان مشهور است که طبق روال تجربه کاری از بازیگران کودک و آماتور در آن بهره برد.روح ‌ا... زمانی و شمیلا شیرزاد بازیگران نوجوان فیلم برای ایران افتخارآفرینی کردند و موفق شدند خواسته مجیدی را تحقق و آرزوی خود را به حقیقت برسانند اما سئوال این جاست آیا سینما به عکس سابقه نامهربانی اش با بازیگران کودک، با این دو بازیگر مهربانی خواهد کرد؟شمیلا شیرزاد که به همراه برادرش ابوالفضل برای بازی در فیلم «خورشید» انتخاب شدند در این فیلم بسیار درخشیدند. آن ‌ها از کودکان کاری هستند که به همراه خانواده ‌شان از افغانستان به ایران آمده و برای گذران زندگی خود در مترو کار می ‌کنند و در فیلم خورشید، آن قدر خوب ظاهر شدند که در مراسم اختتامیه جشنواره فیلم فجر، پیش از اهدای جایزه بخش بهترین بازیگری، از آن ها با اهدای لوح، تقدیر شد. شمیلا هنگام دریافت لوح تقدیر خود گفت: «من یک کودک افغان هستم که در سرزمین من جنگ است. من یک دختر افغان هستم که در کشور دیگر کار می ‌کنم، در مترو کار می‌ کنم برای گذران زندگی مان. امیدوارم روزی برسد که در جهان، هیچ کودک کاری وجود نداشته باشد».
عکس‌های شمیلا شیرزاد در جشنواره فیلم فجر و اختتامیه آن دخترکی ساده و معصوم را نشان می دهد که با تماشای خود بر پرده عریض سینما به وجد آمده و از تشویق تماشاگران و آن هایی که از بازیشان تمجید می ‌کنند کیفور شده، دخترک معصومی که لبخندش همراه با درد است و فراموش نکرده که از کجا آمده است.
حالا که شمیلا از دنیای کوچک و ساده کودکانه ‌اش، ناخواسته به دنیای بزرگ ‌ترها و ادا و اطوارهای افراطی شان پرتاب شده آیا به آینده او فکر می‌ کنیم؟ شمیلا در ونیز، دنیایی را تجربه کرد که پیش از این هرگز ندیده بود. شهرت، تحسین، توجه بیش از اندازه، قدم زدن روی فرش قرمز و ژست گرفتن جلوی دوربین صدها عکاس و خبرنگار. همه این موارد، دنیای نوجوانی که دارد به دوران بلوغ نزدیک می ‌شود را به مخاطره می ‌اندازد. به این فکر کرده‌ ایم که اگر خورشید، اولین و آخرین حضور شمیلا در دنیای بازیگری باشد و او بعد از این به حال خود رها شود چه بلایی بر سر او و جهانش آورده ‌ایم؟در سینما و تلویزیون کم نبوده ‌اند بازیگران کودک و نوجوانی که در سن کم به شهرت رسیده ‌اند و محبوبیت را تجربه کرده‌ اند اما با بزرگ‌ تر شدن و فاصله گرفتن از دنیای کودکی و شیرینی ‌های آن، از عرصه بازیگری کنار گذاشته شده ‌اند و لطمه ‌ها و آسیب ‌های عمیق روحی را تجربه کرده‌ اند البته این موضوع فقط مختص سینمای ایران نیست و در سینمای کل جهان عمومیت دارد مانند بازیگران فیلم «میلیونر زاغه نشین» و «کفرناحوم» که فراموش شدند.حالا شمیلاست که اگر از بازیگری پس زده شود دنیایش به راهروهای مترو بر می گردد و دستفروشی. چه کسی متعهد می ‌شود که معیشت شمیلا و خانواده ‌اش تا حدی تأمین شود که دیگر نیازی به دستفروشی ‌اش در مترو نباشد؟ اگر کسی این تأمین را بر عهده نگیرد، همه ما در نابودی زندگی این نوجوان، سهیم بوده ‌ایم، از سینمای بی ‌رحم گرفته تا آن هایی که داعیه رژه رفتن یک کودک کار روی فرش قرمز یک جشنواره جهانی را سر داده ‌اند و همه کسانی که با به اشتراک گذاشتن عکس ‌های او در جشنواره ونیز به بیشتر شدن شهرت او کمک کردند.شمیلا اولین نوجوان بازیگر نیست که طعم شهرت را چشیده است، آخرین هم نخواهد بود. پیش از او نیز ده‌ ها و ده‌ ها کودک و نوجوان، از طریق بازیگری در سنین پایین به شهرت رسیدند اما حالا دیگر کسی از آن ها خبری ندارد و مسیر زندگی شان تغییر یافته است.
مجیدی یکی از کارگردان ‌هایی است که قدرت بازیگر سازی از
نا بازیگر را در کارنامه خود دارد مانند نقش پر رنگ کودکان در فیلم ‌های «بچه‌های آسمان»، «رنگ خدا»، «آواز گنجشک ‌ها» و حالا هم «خورشید». او صرف نظر از انتقادات وارد بر او که بچه های فیلم های قبلی اش را رها کرده، آیا پای تضمین زندگی بچه های کار که فیلم جدیدش را جهانی
کرده اند، می ایستد؟
آن ها که زود ستاره اقبالشان خاموش شد
دهه ۶۰ و ۷۰ دهه ‌های طلایی سینمای کودک بودند. فیلم‌های بسیاری در این دو دهه با محوریت کودکان و نوجوانان ساخته شد. «رابطه»، «پرنده کوچک خوشبختی»، «بچه ‌های آسمان»، «خواهران غریب»، «بچه ‌های ابدی»، «خانه دوست کجاست؟» و بسیار فیلم ‌های دیگر بازیگران کودک و نوجوانی داشتند که پس از یک یا چند فیلم در دنیای سینما گم شدند. اتفاقی که شاید با تکرار یکی دو بار آن سئوال برانگیز نباشد اما تکرارهای پی در پی موجب می شود انسان برای یافتن دلیل آن به فکر فرو رود. در ادامه به چند تن از این کودکان بازیگر پرداخته ایم که پس از بازی های درخشان شان در قاب سینما دیده نشدند.
قصه های مجید/ مهدی باقربیگی
«قصه‌های مجید» به کارگردانی هوشنگ مرادی کرمانی یکی از پرطرفدارترین سریال ‌های کودک و نوجوان در سال ‌های دهه هفتاد بود که مهدی باقر بیگی نقش «مجید» را در آن ایفا می کرد. او متولد ۵۶ و زاده اصفهان است. باقربیگی بعد از شهرت در این سریال از دنیای بازیگری فاصله گرفت و با این که در سریال «زنده رود» بازی کرد اما دیگر به صورت جدی در سینما نبود. وی در حال حاضر کارمند شهرداری و پدر دو فرزند است.
«بچه‌ های آسمان»/ میرفرخ هاشمیان
علیِ فیلم «بچه‌ های آسمان» را همه ما به یاد داریم، فیلمی که سینمای ایران را برای اولین بار به جمع ۵ فیلم نهایی اسکار بخش غیر انگلیسی زبان رساند. میرفرخ هاشمیان بازیگر این فیلم پس از این افتخار آفرینی از حضور در سینما به دلایل عجیبی منع شد اما توانست بعد از 19 سال دوری با نقش آفرینی در سریال «کیمیا» به کارگردانی «جواد افشار» دوباره به عرصه بازیگری بازگردد.
هاشمیان متولد ۱۳۶۵ در تهران بعد از بچه های آسمان اتفاقات تلخی را تجربه کرد از ورشکستگی پدر تا کار در نقاشی ساختمان و 7 سال اعتیاد. میرفرخ در جایی گفت: «بعد از بچه های آسمان برای این که از من یک شخصیت منحصر به فرد بسازند شماره و آدرس من را به هیچ کس ندادند و باعث شدند زندگی من وارد مسیری شود که نتیجه اش اعتیاد و سختی بود».
هاشمیان اکنون صاحب یک فرزند است و مدت هاست اعتیاد را کنار گذاشته و دوباره فعالیتش را در پشت صحنه سینما آغاز کرده است.
«باشو، غریبه کوچک»/ عدنان عفراویان
یکی از آثار تلخ سینمای ایران فیلم تحسین ‌برانگیز بیضایی بود. «باشو، غریبه کوچک» پسرک اهوازی کوچک سختی کشیده ای که امروز از سر بیکاری سیگار می ‌فروشد. بهرام بیضایی در یک سخنرانی درباره عدنان عفراویان گفت: «باشو هم اکنون در لشکرآباد اهواز زندگی می ‌کند و دستفروشی. وقتی فیلم باشو، غریبه کوچک در ایتالیا نمایش داده شد یک نفر داوطلب شد تا خرج تحصیل و اقامت عدنان عفراویان در ایتالیا را بدهد اما کسانی که در ایران می ‌توانستند کاری کنند تا این اتفاق رخ بدهد هیچ کاری نکردند و این بچه را تحریک کردند تا به من فحش بدهد و بگوید که من به او ستم کردم».
بیضایی اظهار کرد: «یک بار به اهواز رفتم تا باشو را ببینم اما نگذاشتند چون به من گفتند اگر او را ببینی اذیت می ‌شوی چون بچه معتاد شده بود».
«بادکنک سفید»/ آیدا محمد خانی
آیدا محمد خانی در هفت سالگی توسط جعفر پناهی برای بازی در فیلم بادکنک سفید انتخاب شد و با ایفای نقش در این فیلم توانست پروانه زرین بهترین بازیگر خردسال دهمین دوره جشنواره بین المللی فیلم کودک و نوجوان اصفهان و جایزه بهترین بازیگر کودک از سیزدهمین دوره جشنواره فیلم فجر را به خود اختصاص دهد. او همچنین در فیلم های «ابراهیم» به کارگردانی حمید رضا محسنی و «راز مینا» به کارگردانی عباس رافعی به ایفای نقش پرداخت اما دیگر حضور محسوسی در سینما نداشت.
محمد خانی مشغول تحصیل در فوق دکتری رشته علوم اعصاب شناختی است و تا مقطع کارشناسی ارشد هم در رشته روان شناسی بالینی تحصیل کرد.
«گل پامچال»/ ستاره جعفری
در سال ۱۳۷۰ وقتی تنها ۱۲ سال داشت از طریق مدیر تدارکات به محمد علی طالبی کارگردان معرفی شد و به این ترتیب او در سریال گل پامچال با نقش لیلا جلوی دوربین رفت. یکی دیگر از نوستالژی های مهم و تاثیر گذار دهه ۶۰ چهره سبزه و چشمان جستجوگر و اشکبار دختری رنج کشیده و سختی دیده جنوبی که دستاری مشکی به سر پیچیده بود لیلای گل پامچال است. ستاره جعفری، بازیگر نقش لیلا، تنها همین یک تجربه بازی را در کارنامه هنری ‌اش ثبت کرده است و اکنون فارغ التحصیل لیسانس مهندسی کشاورزی در ایران و فوق لیسانس کشاورزی و دکترای علوم دامی با گرایش شیلات از دانشگاه هلند است.
«خانه سبز»/ آرش نادی
مگر می ‌شود علی کوچک و بینوای خانه سبز، کودک پنج ‌ساله‌ای که تمام حسرت زندگی ‌اش فقدان پدر بود را فراموش کرده باشید. او کسی نیست جز آرش نادی، از بازیگرانی که فعالیتش در عرصه بازیگری را ادامه نداد. بعد از گذشت حدود ۲۴ سال از زمان بازیگری اش، او علاقه ای به دیده شدن و بیشتر مطرح شدن ندارد حتی رامبد جوان نیز از او بی اطلاع است و در اینستاگرامش با انتشار عکس دو نفره با علی کوچولو نوشت: «آرزو می کنم علی کوچولوی ما هر جا هست سالم و درجه یک باشه و کاش پیداش کنیم که بیاد خندوانه. عجیبه که هر کاری کردیم نتونستیم پیداش کنیم».
«خانه دوست کجاست؟»/ بابک احمدپور
بابک احمدپور، بازیگر فیلم تحسین ‌شده «خانه دوست کجاست؟» به کارگردانی عباس کیارستمی، بازی فوق ‌العاده ‌ای را ارائه داد و حتی مورد توجه منتقدان مطرح جهان قرار گرفت. «گادفری چشر» منتقد فیلم اهل آمریکا در توصیف باورپذیری نقش ‌آفرینی احمدپور نوشت: «اگر شما با فیلم رابطه قلبی برقرار می ‌کنید به این دلیل است که هر لحظه در کنار این کودک واقعی است. او به هیچ عنوان بازی نمی‌ کند». بابک احمدپور در زمان ایفای نقشش یک کودک دبستانی بود. وی سال‌ ها بعد در یک گفت ‌و گو اظهارکرد: «آن زمان که در فیلم کیارستمی بازی می‌ کردم بچه بودم، اصلاً نمی ‌دانستم فیلم چیست و ما حتی در روستا با تلویزیون آشنایی نداشتیم و اصلاً در زندگی مان دوربین ندیده بودیم».احمدپور دیگر در هیچ فیلم و سریالی ایفای نقش نکرد و در یک مرکز خرید در شمال تهران کارگری می‌ کند.
«دنیای شیرین» / سپهر آزادی
بازیگری را با بازی در فیلم «درخت گلابی» داریوش مهرجویی در هفت ‌سالگی آغاز کرد و در سریال «دنیای شیرین» ایفای نقش کرد و با بازی در مجموعه طنز «سیب خنده» و «مجید دلبندم» طرفداران بسیاری پیدا کرد. وی فرزند فریال بهزاد، کارگردان و غلامرضا آزادی فیلمبردار است که تا سن ۱۵ سالگی در بازیگری فعالیت داشت و در همان سن و سال به فرانسه مهاجرت کرد و در آن جا در رشته فیلمبرداری تحصیلات آکادمیک را گذراند. او از سال ۱۳۹۰ در فرانسه اقدام به کار در پشت صحنه فیلم های کوتاه به عنوان متخصص برق، دستیار فیلمبردار و فیلمبردار نموده است.
«تولدی دیگر»/ گلشید اقبالی
شش ساله بود که در فیلم «مهر مادری» ایفای نقش کرد. این هنرمند در هفت ‌سالگی و با سریال «تولدی دیگر» به کارگردانی داریوش فرهنگ شناخته شد. او در سریال ‌های «مجید دلبندم» و «آژانس دوستی» هم ایفای نقش کرد اما از سال ۸۴ در هیچ فیلم و سریالی حضور پیدا نکرد و به خارج از کشور مهاجرت کرد. وی نوه مرحوم ناصر گیتی‌ جاه است.
«دنیای شیرین دریا»/ مهسا ملاپور
هشت ساله بود که به واسطه آشنایی خانوادگی با منوچهر شمسایی، نورپرداز، به بهروز بقایی برای سریال «دنیای شیرین دریا» معرفی شد و توانست نقش ساحل، خواهر کوچک ‌تر دریا را بازی کند. پس از آن در سریال «مهر طوبی» بازی کرد ولی بعد از آن در هیچ فیلم و سریالی بازی نکرد و گفت دوستان کارگردان و تهیه ‌کننده او را فراموش کرده ‌اند. او در رشته مهندسی تکنولوژی هواپیما تحصیل کرده است.


/انتهای متن/
صاحب امتیاز و مدیرمسئول نشریات بین المللی خبر : حسین واحدی پور
License owner & Editor in Chief: HosseinVahedipour
Copyright © 2013 KHABAR International Publications Group. All rights reserved.