روزنامه صبح
آر اس اس خبرجنوب
کل صفحات خبرجنوب
مسکوکات در بازار شیراز
 تبلیغات خبر جنوب تبلیغات خبر جنوب تعالی دانش تبلیغات خبر جنوب
تبلیغات خبر جنوب تبلیغات خبر جنوب
گاز بده ! :: روزنامه خبر جنوب :: نیازمندیهای خبر جنوب
NID : 197534
1399/09/08

گاز بده !

نازنين تراب ‌زاده در ستون طنز روزنامه آرمان چنین نوشت: دندون ‌پزشکي گاهي اوقات شغل پراضطرابي مي‌شه.وقتي به کوري چشم بچه‌هاي مردم مي‌خواي دکتر بشي اين رو نمي‌فهمي! توي دانشگاه هم که فقط آنچه در مورد دندون لازم داري بهت ياد ميدن.اما وقتي پاتو مي‌ذاري توي يه‌کلينيک دور افتاده توي يه‌شهر غريب تازه مي‌فهمي دندون‌ها تو يه‌دهني هستند که بهش يه‌آدم چسبيده که معمولا برات تره هم خرد نمي‌کنه و خيلي هم ازت بدش مياد. به خصوص وقتي از شب تا صبح از درد دندون نخوابيده. در اولين روز طبابتم آقاي چهارشانه سبيل کلفتي با کفش ورني وارد اتاق شد.
- خانم پرستار سلام. آقاي دکتر کي مياد؟
من: من دکترم
- ببخشيد آبجي! مي‌خوام دندونمو بکنم.شما زورت مي‌رسه دندون بکني؟
من: به زور نيست. پرونده‌رو پر کنيد و بشينيد روي صندلي!
اسمش اسماعيل چخماخي بود و شغلش راننده.کفش‌هاي ورني را کند و با جوراب‌هاي سفيد نشست روي يونيت.سمت چپ فک پايينش را با دست نشون داد و گفت: «تا صبح از دندون درد نخوابيدم.» با آينه رفتم جلو. دهانش را جمع‌کرده بود.
من: باز کنيد لطفا... غنچه نه!... شل کنيد لطفا! با ترديد نگاه مي‌کنه و انگار درست متوجه حرفم نشده باشه!
من: آقاي ...
منشي: چخماخي.
من: آقاي چخماخي دهنتون‌رو باز کنيد.
خلاصه مريض در حالت نيمه‌باز و نيمه شل در نهايت اجازه داد تا لشکر قد و نيم قد دندون‌هاش را ببينيم. دندون‌هايي بالاتنه‌هاشون زرد و چرک شده و طو‌ق‌شان سياه و زمخت بود. مجرم را دردم شناسايي مي‌کنم. دندان شماره پنج که هم ورم داره و هم تاجش شکسته. اما بايد يقين حاصل کنم. مثل شعبده‌باز تردستي آينه را در هوا مي‌چرخونم و با دسته آينه ضربه محکمي به دندون اسماعيل چخماخي مي‌زنم.
چخماخي مثل تيري از چله‌کمون رها مي‌شه و دوباره برمي‌گرده روي يونيت.
من: خودشه.
- چي؟
من: دندون خراب‌تون.
- من بد دندونم. زورت مي‌رسه بکنيش؟ در اون لحظه مهم‌تر از کشيدن دندون آقاي چخماخي کاري در دنيا وجود نداشت. احساس مي‌کردم من به نيابت از تمام زنان جهان ايستاده بودم تا دندون او را درسته دربيارم و بگيرم جلو چشمش! بعد از تزريق دو تا آمپول بي‌حسي ابزار پاشنه‌کش مانندم‌رو برداشتم تا دندان‌رو لق کنم. چخماخي از ترس دهنش‌رو مثل ماهي گلي باز و گرد کرده بود و سرش رو جلو و به سمت من آورده بود. طبق تعاليم مدرسه دندانپزشکي دست چپم را بردم داخل غنچه دهانش تا فکش را حمايت کنم و با دست راست شروع به لق کردن دندان کردم. طولي نکشيد که دندون آقا آسي که پابند استخوان هم نبود، دراومد. پيروزمندانه دندون رو جلوي چشمش گرفتم و گفتم؛
من: گاز بده! - به چي؟
من: تکه گازسفيدي را که دستيارم با پنس به‌هم داد ‌رو گذاشتم روي حفره خالي دندون!

/انتهای متن/
صاحب امتیاز و مدیرمسئول نشریات بین المللی خبر : حسین واحدی پور
License owner & Editor in Chief: HosseinVahedipour
Copyright © 2013 KHABAR International Publications Group. All rights reserved.