روزنامه صبح
آر اس اس خبرجنوب
کل صفحات خبرجنوب
مسکوکات در بازار شیراز
 تبلیغات خبر جنوب تبلیغات خبر جنوب تعالی دانش تبلیغات خبر جنوب
تبلیغات خبر جنوب تبلیغات خبر جنوب
چطوری پیشرفت کنیم! :: روزنامه خبر جنوب :: نیازمندیهای خبر جنوب
NID : 205503
1399/12/03

چطوری پیشرفت کنیم!

بهار اصلانی در ستون طنز روزنامه شهروند آورده: دکتر ديشب در روياي ميهماني چيزهاي عجيبي شنيدم. ملاله يوسف‌زي از تلاشش براي گرفتن حق‌تحصيل مي‌گفت و مخاطراتي که در مسير موفقيت با آن‌ها روبه‌رو بود. دکتر باور نمي‌کني، حتي نزديک بود جانش را بگيرند! ملاله از هيلاري‌کلينتون پرسيد: «شما چطور موفق شدين؟» هيلاري گفت: «من دستِ بيل رو بوسيدم.» ملاله پرسيد: «کدوم دسته بيل؟!» هيلاري گفت: «بيل همسرم رو مي‌گم! بايد بدوني کجا و کِي دستِ کي رو ببوسي تا پيشرفت کني.»ماري‌کوري گفت: «قبول دارم چون من هرچي دستِ پي‌ير‌رو بوسيدم جواب نداد.» امبرهرد گفت: «من يه‌بار خم شدم دست جاني‌دپ رو ببوسم، نگو جاني هم خم شده پيشوني من رو ببوسه، سرم رو سريع آوردم بالا خورد توي فکش و دهنش پُرِ خون شد. نه تنها موجب پيشرفتم نشد، بلکه سريع رفت درخواست طلاق داد!»سيمون‌دوبوار گفت: «اين‌که چيزي نيست! ‌يه‌بار ته‌ديگ دم‌پختکم سوخت، ژان‌پل‌سارتر رفت ممنوع‌الخروجم کرد. من هم يه کنفرانس مهم توي کشور همسايه داشتم و بايد مي‌رفتم. ولي ژان گفت: چه غلطا! به جاش بشين سه بار از روي کتاب رزامنتظمي بنويس ضعيفه.» ليلا حاتمي گفت: «ولي علي بدون نياز به دست‌بوسي خيلي من‌رو حمايت مي‌کنه. به نظرم بحث انسانيته!»جميله‌شيخي عصايش را محکم به پارکت کوبيد و گفت: «اگه توي همون فيلم ليلا حقت رو مي‌ذاشتم کف دستت الان جلوي اين زن‌زوله‌ها دُم در‌نمي‌آوردي و بلبل‌زبوني نمي‌کردي.»دکتر نبودي ببيني جَو چطور متشنج شد. فمينيست‌ها يک طرف سالن شعار برابري مي‌دادند. از بين خودشان هم گروهي منشعب شده و مي‌گفتند: «ما برابر‌تريم!» متحجّرين عريضه‌اي براي ورود دخترانِ حاکم عربستان به ميهماني امضا مي‌کردند. در مفادش قيد کرده بودند: «اگه بيان قول مي‌ديم نتونن از دست ما فرار کنن چون اصلا اذن خروج به‌شون نمي‌ديم!»مردان متمدن مانند الماسي درخشان در سکوت و آرامش گوشه‌اي دوشادوش زنان ايستاده بودند و انسانيت را نه در کلام که در لبخندِ زنانشان به رخ مي‌کشيدند. مامي کلافه از شلوغي، ناگهان درِ سرسرا را گشود و فرياد زد: «چخه! شارلاتان‌ها فقط توي مهموني رُستَمين؟! اُلدُرَم بُلدُرَم نکنين، شما همه يه شوهرِسميراي درون دارين که به وقتش‌رو مي‌کنين!» خيام ليوان آخر آب‌پرتقال را به دست رازي داد و گفت: «مِي نوش نداني از کجا آمده‌اي، خوش باش نداني به کجا خواهي رفت.» بعد رو کرد به فريدون‌مشيري و پرسيد: «فري واسه تو هم بريزم؟» فري گفت: «نه من حالم از اوضاع خرابه. اين جام‌ها كه در پي هم مي‌شوند، درياي آتش است كه ‌ريزم به كام خويش. گردآب مي‌ربايد و آبم نمي‌برد».


/انتهای متن/
صاحب امتیاز و مدیرمسئول نشریات بین المللی خبر : حسین واحدی پور
License owner & Editor in Chief: HosseinVahedipour
Copyright © 2013 KHABAR International Publications Group. All rights reserved.