گزارش «خبرجنوب» از تبلیغات پرزرق و برق تجارت خارجی در فضای مجازی

صادرات یا رویافروشی؟!

صادرات فقط به چند کلیک و اندکی جسارت نیاز ندارد! پشت هر معامله تجاری، شناخت بازارهای هدف، اعتبارسنجی مشتری، اسناد تجاری و اعتباری، مقررات گمرکی و عبور از پیچیدگی های نقل و انتقال پول است

صادرات یا رویافروشی؟!

فاطمه ایزدی - «خبرجنوب»/ کافیست این روزها چند دقیقه در شبکه‌های اجتماعی بچرخید تا با جوانانی روبه‌رو شوید که از صادرات محصولات مختلف می‌گویند. از صادرات خشکبار و صنایع‌دستی گرفته تا محصولات کشاورزی و کالاهای صنعتی در فضای مجازی، سهل و آسان است. بعضی‌ها از درآمدهای ارزی و فرصت‌های پرسود تجارت خارجی حرف می‌زنند، بعضی دیگر دوره‌های آموزشی خود را معرفی می‌کنند و عده‌ای هم وعده می‌دهند که با کمک یک اپلیکیشن می‌توان مسیر صادرات را از انتخاب محصول تا پیدا کردن مشتری، ساده و کوتاه کرد.

در این روایت‌ها، صادرات گاهی آن‌قدر دست‌یافتنی تصویر می‌شود که انگار فاصله میان یک ایده تجاری و فروش محصول در بازارهای جهانی، تنها به چند کلیک و اندکی جسارت نیاز دارد. این تصاویر جذاب که به‌ویژه برای جوانانی که به دنبال استقلال مالی، راه‌اندازی کسب‌وکار یا کسب درآمد ارزی هستند می‌تواند وسوسه‌کننده باشد.

اما تجارت خارجی بر خلاف آنچه در بسیاری از این تبلیغات دیده می‌شود، فقط پیدا کردن یک محصول و معرفی آن به مشتری خارجی نیست. پشت هر معامله موفق، مجموعه‌ای از تصمیم‌های اقتصادی، محاسبات مالی، شناخت بازار، تعهدات حقوقی و پیگیری‌های اجرایی قرار دارد و این جزییات معمولا در ویدئوهای کوتاه و تبلیغات پرزرق‌وبرق، کمتر جایی برای نمایش پیدا می‌کنند.

بر اساس بررسی های «خبرجنوب»، یکی از نخستین مسائلی که صادرکننده با آن روبه‌رو می‌شود، پیدا کردن مشتری واقعی در بازار هدف است. شناخت کشور مقصد، بررسی نیازهای مصرف‌کنندگان، ارزیابی رقبا، اطلاع از قیمت‌های رایج و آشنایی با استانداردهای موردنیاز، مقدماتی است که نمی‌توان به‌سادگی از کنار آن‌ها گذشت.

شرکت‌یابی در بازارهای خارجی نیز صرفا به معنای به دست آوردن چند شماره تماس یا فهرستی از نام شرکت‌ها نیست. صادرکننده باید بتواند میان یک خریدار واقعی و واسطه‌ای نامعتبر تمایز بگذارد، سابقه تجاری طرف مقابل را بررسی کند و از توان مالی و اعتبار او اطمینان نسبی به دست آورد.

برخی فعالان اقتصادی می گویند حتی پس از پیدا شدن مشتری، هنوز بخش مهمی از مسیر همچون مذاکره بر سر قیمت و شرایط تحویل، تعیین مسئولیت‌های طرفین، تنظیم قرارداد و توافق بر سر شیوه پرداخت، مانده و هر کدام از این مراحل می‌تواند بر سود نهایی معامله اثر بگذارد و بی‌توجهی به آن‌ها، هزینه‌ای به‌مراتب بیشتر از هزینه یک دوره آموزشی به دنبال داشته باشد.

در شرایطی که تجارت خارجی ایران با محدودیت‌های بانکی و دشواری‌های نقل‌وانتقال پول روبه‌روست، پیچیدگی این مسیر بیشتر هم می‌شود. صادرکننده باید پیش از نهایی کردن معامله بداند پول چگونه دریافت خواهد شد، چه هزینه‌هایی از ابتدا تا پایان کار بر او تحمیل می‌شود و در صورت تأخیر در پرداخت یا بروز اختلاف، چه راهکاری در اختیار دارد.

آشنایی با شیوه‌های پرداخت بین‌المللی، اسناد تجاری و اعتباری، شرایط گشایش اعتبار اسنادی (LC) در معاملات مرتبط و الزامات حقوقی قراردادها، بخشی از دانش مورد نیاز فعالان این حوزه است. البته امکان استفاده از هر روش پرداخت یا اعتبار اسنادی، به کشور مبدأ و مقصد، طرف‌های معامله، محدودیت‌های بانکی و مقررات مربوط بستگی دارد.

در کنار این مسائل، فرآیندهای گمرکی، مقررات صادراتی، کارت بازرگانی، الزامات ارزی، مجوزهای احتمالی و ضوابط اختصاصی هر کالا نیز قرار دارند. صادرکننده باید بداند محصول مورد نظرش در کشور مقصد چه شرایطی برای ورود دارد و هزینه‌های حمل‌ونقل، بیمه، بسته‌بندی و تشریفات گمرکی چه تأثیری بر قیمت تمام‌شده می‌گذارند. در چنین شرایطی، حتی فروش موفق یک محموله نیز لزوما به معنای سودآوری نیست. گاهی هزینه‌هایی که در ابتدای مسیر نادیده گرفته شده‌اند یا تأخیری که در دریافت وجه اتفاق می‌افتد، بخش قابل‌توجهی از حاشیه سود معامله را از بین می‌برد.

البته نمی‌توان منکر نقش آموزش در توسعه تجارت خارجی شد. بسیاری از فعالان اقتصادی مسیر خود را با یادگیری آغاز کرده‌اند و ابزارهای دیجیتال نیز می‌توانند دسترسی به اطلاعات بازار، شناسایی مشتریان بالقوه و ارتباط با شرکای تجاری را آسان‌تر کنند. مسئله از جایی آغاز می‌شود که ابزار کمکی، جایگزین تجربه و دانش تخصصی معرفی شود یا پیچیدگی‌های تجارت در برابر مخاطب به مجموعه‌ای از مراحل ساده و تضمین‌شده تقلیل پیدا کند.

اپلیکیشن‌های تجاری، پلتفرم‌های شرکت‌یابی و دوره‌های آموزشی می‌توانند نقطه شروع مناسبی برای علاقه‌مندان باشند، اما هیچ‌کدام به‌تنهایی اعتبار یک خریدار را تضمین نمی‌کنند، ریسک معامله را از بین نمی‌برند یا برای صادرکننده بازار قطعی نمی‌سازند.

سوال اینجاست کسانی که با اطمینان از سهولت صادرات و درآمدهای حاصل از آن سخن می‌گویند تا چه اندازه مخاطبان خود را با دشواری‌های واقعی این مسیر آشنا می‌کنند؟ آیا درباره سرمایه در گردش، احتمال بدقولی مشتری، نوسانات نرخ ارز، هزینه‌های پنهان و مسئولیت‌های حقوقی معامله نیز به همان اندازه صحبت می‌شود که درباره درآمدهای احتمالی حرف می‌زنند؟

پاسخ به این پرسش‌ها برای جوانانی که می‌خواهند نخستین قدم را در تجارت خارجی بردارند، اهمیت زیادی دارد.

گفت‌وگو با صادرکنندگان باسابقه می‌تواند تصویر دقیق‌تری از این واقعیت به دست دهد. تجربه کسانی که سال‌ها در بازارهای خارجی فعالیت کرده‌اند، نشان می‌دهد تجارت موفق تنها به پیدا کردن محصولی مناسب یا برقراری ارتباط با یک مشتری محدود نمی‌شود بلکه حاصل شناخت بازار، ایجاد اعتماد، مدیریت ریسک و یادگیری مستمر است.

ورود جوانان به این عرصه نه ‌تنها نامطلوب نیست بلکه می‌تواند به نوآوری و گسترش بازارهای صادراتی کمک کند. با این‌ حال، میان تشویق جوانان به تجارت و ساده جلوه دادن آن تفاوت وجود دارد. آموزش زمانی ارزشمند است که علاوه بر معرفی فرصت‌ها، محدودیت‌ها و مخاطرات را نیز روشن کند و به مخاطب برای تصمیم‌گیری آگاهانه ابزار بدهد.