به بهانه نتایج فوق العاده ضعیف یوزهای ایرانی

از «سخت‌باختن» تا باختن با خیال راحت!

از «سخت‌باختن» تا باختن با خیال راحت!

علی جمشیدپور - «خبرجنوب»/ دو شکست در فاصله پنج روز، پنج گل خورده و تنها یک گل زده؛ اگر قرار باشد وضعیت تیم ملی فوتبال ایران در فیفادی اخیر را با چند عدد توضیح بدهیم، همین ارقام کافی است. اما مسئله اصلی فقط نتیجه نیست؛ نگرانی بزرگ‌تر، کیفیت فوتبالی است که تیم ملی ارائه کرد؛ تیمی کم‌رمق، محتاط و سردرگم که گاهی به نظر می‌رسید بازیکنانش هم نمی‌دانند دقیقاً چه برنامه‌ای برای تغییر جریان مسابقه دارند.

ایران پس از شکست سه بر یک برابر ازبکستان، در دومین دیدار تدارکاتی نیز مقابل روسیه دو بر صفر شکست خورد. الکساندر گولووین هر دو گل روس‌ها را در نیمه نخست به ثمر رساند تا میزبان خیلی زود تکلیف مسابقه را روشن کند. البته شکست در بازی دوستانه اتفاق عجیبی نیست، اما وقتی نتیجه با کیفیت نمایش، آمار مسابقه و روند ماه‌های اخیر کنار هم قرار می‌گیرد، دیگر نمی‌توان همه چیز را با عبارت «بازی تدارکاتی بود» کنار گذاشت.

چند روز قبل هم درباره این وضعیت در صفحه ورزشی همین روزنامه هشدار داده بودیم؛ اینکه با این مدل برنامه‌ریزی، تغییرات مداوم و تکیه زیاد به بازیکنانی که بخش مهمی از دوران اوج خود را پشت سر گذاشته‌اند، نمی‌توان انتظار داشت تیم ملی ناگهان در جام ملت‌های آسیا چهره‌ای متفاوت پیدا کند. آن روز گفتیم تیم ملی بیش از تغییر نام بازیکنان، به یک ایده روشن نیاز دارد. حالا روسیه همان نگرانی‌ها را جدی‌تر مقابل چشم ما گذاشت.

قلعه‌نویی برابر روسیه تیمش را با سه مدافع مرکزی به زمین فرستاد؛ تصمیمی که روی کاغذ می‌توانست برای کنترل حریف و استفاده از ضدحملات منطقی باشد. اما وقتی تیمی با پنج نفر در ساختار دفاعی، هم در عقب زمین تحت فشار است و هم در حمله موقعیت کافی نمی‌سازد، سؤال ساده‌ای شکل می‌گیرد: این همه مدافع برای چه؟

آمار پاسخ روشنی دارد. روسیه ۲۰ شوت به سمت دروازه ایران زد که هفت شوت در چارچوب بود، در حالی که ایران فقط سه شوت داشت و تنها یکی از آنها به چارچوب رسید. کرنرها نیز هفت بر یک به سود روسیه بود. مالکیت توپ هم ۶۷ درصد برای روس‌ها و ۳۳ درصد برای ایران ثبت شد و تعداد پاس‌های تیم میزبان تقریباً دو برابر ایران بود. (یادش بخیر چند سال پیش با برزیل هم که بازی کردیم عملکرد تیم به این اندازه افتضاح نبود.)

ایران ظاهراً می‌خواست ابتدا دروازه‌اش را حفظ کند و بعد از ضدحمله استفاده کند، اما نه در حفظ دروازه موفق بود و نه ضدحمله‌هایش خطر جدی ایجاد کرد. یعنی نقشه «الف» جواب نداد و ظاهراً نقشه «ب» هم از وجود خارجی نداشت!

پس از مسابقه، دوباره بحث اشتباهات فردی مطرح شد. قلعه‌نویی نیز از اشتباهات «بچه‌گانه» گلایه کرد و گفت بعضی بازیکنان دیگر در آینده دعوت نخواهند شد.

پیام نیازمند در نیمه دوم چند واکنش مهم داشت و حتی مانع سنگین‌تر شدن شکست شد. عملکرد او یکی از معدود نکات مثبت این مسابقه بود، اما اینکه دروازه‌بان تیم ملی مجبور باشد بار زیادی از فشار حریف را به تنهایی تحمل کند، خودش نشانه‌ای از وضعیت خط دفاعی است.

در خط حمله نیز مهدی طارمی و سردار آزمون همچنان دو مهره اصلی هستند، اما قلعه‌نویی بعد از بازی از شرایط بدنی آنها گفت و معتقد بود موقعیت‌های به دست آمده را نتوانستند به گل تبدیل کنند. مسئله اما فقط گل نزدن این دو مهاجم نیست؛ سؤال مهم‌تر این است که چرا تیم ملی اصلاً موقعیت کافی تولید نمی‌کند؟

یکی از مشکلات واضح، نبود یک هافبک خلاق و بازی‌ساز بود. وقتی تیم در میانه میدان بازیکنی برای تغییر ریتم، شکستن خطوط دفاعی و ارسال پاس آخر ندارد، طبیعی است که حملات به جناحین محدود شود. در این شرایط، برنامه هجومی گاهی به این خلاصه می‌شود که توپ را به کناره‌ها ببریم و امیدوار باشیم اتفاقی رخ دهد؛ اما «امیدوار بودن» که تاکتیک نیست!

از سوی دیگر، تغییرات مداوم در نفرات و سیستم دفاعی نیز به ابهام‌ها اضافه کرده است. هنوز مشخص نیست ترکیب اصلی تیم ملی برای جام ملت‌ها دقیقاً چیست، چه سیستمی قرار است مبنای کار باشد و بازیکنان جدید تا چه اندازه فرصت واقعی برای اثبات خود پیدا می‌کنند.

نگران‌کننده‌تر از دو شکست، از دست رفتن همان ویژگی‌ای است که سال‌ها تیم‌های قلعه‌نویی را به تیم‌هایی «سخت‌باخت» تبدیل می‌کرد. تیم ملی حتی در روزهای بد معمولاً تا آخرین لحظه برای نباختن تلاش می‌کرد، اما مقابل ازبکستان و روسیه چنین تصویری به اندازه گذشته دیده نشد. مسئله فقط دو نتیجه نیست؛ مسئله این است که تیم دیگر آن حس جنگندگی و بازگشت را به هوادار منتقل نمی‌کند.

جام ملت‌های آسیا نزدیک است و فرصت آزمون و خطا بی‌نهایت نیست. قرار نیست در نخستین بازی جام مشخص شود تیم ملی مالکانه بازی می‌کند یا ضدحمله‌ای، مدافع چپ چه کسی است یا هافبک خلاق کجاست. این پاسخ‌ها باید پیش از شروع مسابقات پیدا شوند.

چند روز قبل گفتیم با این روش و این میزان ابهام، موفقیت دشوار خواهد بود. حالا شکست مقابل روسیه همان هشدار را جدی‌تر کرده است. تیم ملی قبل از هر چیز به هویت روشن، برنامه مشخص، ترکیب متعادل و بازیکنانی نیاز دارد که بتوانند در زمین ایده مربی را اجرا کنند.

در فوتبال ملی، فرصت‌ها محدودند و هر اردو باید تیم را به نسخه نهایی نزدیک‌تر کند، نه اینکه دوباره سؤال‌ها را پیش روی هواداران بگذارد.

فعلاً اما سؤال اصلی همچنان بی‌پاسخ مانده است: تیم ملی دقیقاً قرار است چه فوتبالی بازی کند؟