تعویق جام ملتها؛ آخرین فرصت برای پایان دادن به تیم ملی فرسوده
فدراسیون و ژنرالش با نسل تازه آشتی میکنند؟
علی جمشیدپور - «خبرجنوب»/ تیم ملی فوتبال ایران پس از سالها انتظار برای عبور از مرحله گروهی جام جهانی، در نخستین دوره ۴۸ تیمی این رقابتها نیز پشت درهای مرحله حذفی ماند؛ ناکامیای که پرسشهای جدی درباره کیفیت فنی تیم، تصمیمهای کادر مربیگری و مسیر آینده فوتبال ملی ایجاد کرد. ایران با سه تساوی برابر نیوزیلند، بلژیک و مصر، سه امتیاز گرفت و در نهایت در میان تیمهای سوم گروهها به رتبهای نرسید که جواز صعود را به همراه داشته باشد. حذف بدون شکست در مسابقات، شاید از نظر آماری نکتهای قابل توجه باشد، اما برای تیمی که فرصت تاریخی صعود به دور بعد را داشت، نمیتواند دستاوردی قابل دفاع تلقی شود.
با این حال، آنچه پس از جام جهانی رخ داد، از خود ناکامی پرسشبرانگیزتر بود. فدراسیون فوتبال به جای ارزیابی جدی عملکرد کادر فنی و پاسخگویی درباره چرایی ناکامی، قرارداد امیر قلعهنویی را تا پایان جام ملتهای آسیا تمدید کرد. این تصمیم در شرایطی گرفته شد که تیم ملی در دوره هدایت او، نه نشانههای روشنی از تحول تاکتیکی بروز داده و نه توانسته نسل تازهای از بازیکنان را بهتدریج در ترکیب اصلی جای دهد. تمدید همکاری، بدون توضیح شفاف درباره معیارهای ارزیابی و برنامه اصلاحی، این نگرانی را تقویت میکند که در فوتبال ایران عملکرد و نتیجه، آنقدرها هم در تعیین سرنوشت نیمکت تیم ملی تعیینکننده نیست.
مسئله فقط نام سرمربی نیست؛ مسئله نگاه حاکم بر تیم ملی است. ترکیبی که بخش قابل توجهی از آن بر پایه بازیکنان باتجربه و پا به سن گذاشته شکل گرفته، نمیتواند تا ابد با تکیه بر خاطرات و سابقه گذشته به میدان برود. تجربه در فوتبال سرمایه است، اما وقتی جای فرصت دادن به جوانترها را بگیرد، به مانعی برای پیشرفت تبدیل میشود. بازیکنی که دیگر توان و آمادگی لازم برای رقابت در سطح بالای فوتبال را ندارد، نباید صرفاً به دلیل نام، سابقه یا جایگاهش در اردوهای قبلی در فهرست بماند. پیراهن تیم ملی سهمیه دائمی هیچ بازیکنی نیست؛ هر دعوت باید بر اساس کیفیت روز، آمادگی، انگیزه و نیاز فنی تیم باشد.
در چنین شرایطی، اظهارنظر سرمربی مبنی بر اینکه «تیم ملی جای جوانگرایی نیست» نهتنها قانعکننده نیست، بلکه صورت مسئله را پاک میکند. تیم ملی دقیقاً یکی از مهمترین بسترهای آمادهسازی نسل آینده فوتبال کشور است. جوانگرایی هم به معنای کنار گذاشتن ناگهانی همه باتجربهها نیست؛ یعنی ساختن مسیری روشن که در آن استعدادهای شایسته فرصت حضور، تجربهاندوزی و رقابت واقعی پیدا کنند. اگر بازیکن جوان فقط زمانی به تیم ملی دعوت شود که دیگر گزینهای باقی نمانده باشد، چگونه باید انتظار داشت در مسابقات بزرگ آماده و باتجربه ظاهر شود؟
تعویق جام ملتهای آسیا از دی و بهمن ۱۴۰۵ به همین تاریخ در سال آینده، حالا فرصت تازهای در اختیار فوتبال ایران گذاشته است. این رقابتها طبق اعلام کنفدراسیون فوتبال آسیا به ۲۳ دسامبر ۲۰۲۷ تا ۲۱ ژانویه ۲۰۲۸ منتقل شده و تاریخهای جدید هنوز باید به تأیید فیفا برسد. این فاصله اضافه میتواند برای بازسازی ترکیب، ارزیابی استعدادهای جوان و خداحافظی تدریجی با بازیکنانی که دوران اوجشان گذشته، به کار گرفته شود؛ فرصتی که نباید با اردوهای تکراری، دعوتهای سلیقهای و حفظ حلقه بسته بازیکنان از دست برود.
البته داشتن زمان بیشتر بهتنهایی تضمینکننده تغییر نیست. پرسش اصلی این است که آیا کادر (به اصطلاح) فنی فعلی اراده و توانایی عبور از انتخابهای گذشته را دارد؟ آیا فدراسیون حاضر است به جای حمایت بیقیدوشرط، برنامهای قابل سنجش مطالبه کند و درباره چرایی دعوت یا کنار گذاشتن بازیکنان پاسخگو باشد؟ اگر قرار است تیم ملی نماینده مردم ایران باشد، انتخابها نیز باید بر پایه شایستگی و رقابت سالم انجام شود، نه رابطه، ملاحظه و رانت.
تعویق جام ملتها شاید ناخواسته آخرین فرصت برای تغییر نسل و ترمیم اعتبار تیم ملی را فراهم کرده باشد. از این پس، بهانه کمبود زمان پذیرفتنی نیست. اگر در ماههای پیش رو نشانی از پوستاندازی واقعی دیده نشود، مسئولیت ناکامی بعدی را نمیتوان فقط به زمین، قرعه یا بدشانسی نسبت داد. فوتبال ایران به تیمی تازه نیاز دارد؛ تیمی که آینده را جدی بگیرد، نه اینکه همچنان با مدیریت ژنرالی ترسو و شکست خورده با گذشته بازی کند.
Admin 6 




