حافظیه و سعدیه؛ آغاز آزمون الگوی هیأت امنایی با ابهامهای مدیریتی و مالی
تغییر شیوه مدیریت مجموعههای حافظیه و سعدیه شیراز به مدل هیأت امنایی، با وجود حمایت برخی مسئولان، با پرسشها و نگرانیهایی درباره چرایی انتخاب این دو مجموعه، حدود اختیارات هیأت امنا، منابع مالی، نظارت تخصصی و نحوه سنجش موفقیت یا شکست طرح روبهرو شده است.
واکنشها به تصمیم تغییر مدیریت حافظیه و سعدیه از چند روز پیش و پس از انتشار بیانیه ۵۸ تشکل و انجمن تخصصی حوزه میراث فرهنگی کشور افزایش یافته است. این تشکلها ضمن مخالفت با تغییر مدیریت دو مجموعه، خواستار شفاف شدن ترکیب هیأت امنا، حدود اختیارات، مسئولیت حقوقی، شیوه نظارت و جایگاه کارشناسان میراث فرهنگی شدهاند و بر تعیین اهداف، شاخصهای ارزیابی، دوره آزمایشی و حضور کارشناسان مستقل و تشکلهای تخصصی تأکید کردهاند.
اهمیت این مباحث به جایگاه حافظیه و سعدیه بازمیگردد؛ دو مجموعهای که صرفاً جاذبه گردشگری یا بنای تاریخی نیستند و به واسطه نام و جایگاه حافظ و سعدی، بخشی از سرمایه هویتی ایران و از شناختهشدهترین نشانههای فرهنگی شیراز به شمار میروند. کارکرد این مکانها نیز تنها به حفاظت از بنا و ارائه خدمات به گردشگران محدود نمیشود.
علی دارابی، معاون وزیر میراث فرهنگی، در سفر اخیر خود به شیراز با تأکید بر این که هیأت امنایی شدن به معنای انتقال مالکیت نیست، گفت مالکیت حافظیه و سعدیه همچنان در اختیار دولت باقی میماند و تنها نظام مدیریت و بهرهبرداری آنها تغییر خواهد کرد. به گفته او، این دو مجموعه از نفایس ملی هستند و در صورت اجرای طرح، مدیریت بهرهبرداری آنها در چارچوب ضوابط میراث فرهنگی به هیأت امنا واگذار میشود.
دارابی درباره ترکیب پیشنهادی هیأت امنا نیز توضیح داد: استاندار ریاست هیأت امنا را بر عهده خواهد داشت، مدیرکل میراث فرهنگی استان نایبرئیس خواهد بود و مدیرکل راه و شهرسازی و رئیس سازمان برنامه و بودجه استان نیز به عنوان اعضای حقوقی در این ساختار حضور خواهند داشت. همچنین پنج تا هفت نفر از شخصیتهای حقیقی صاحبنظر، از جمله معماران و باستانشناسان، به عضویت هیأت امنا درمیآیند.
معاون وزیر میراث فرهنگی با اشاره به وجود حدود ۱۴ هزار بنای تاریخی، ۲۳ هزار محوطه و تپه تاریخی و ۸۳۰ موزه در کشور، گفت قرار است شمار موزهها تا پایان برنامه هفتم به یکهزار موزه برسد. او در دفاع از الگوی جدید اظهار کرد که با توجه به این گستردگی، دولت نباید مجری مدیریت اماکن میراثی باشد؛ زیرا نه بودجه، نه توان و نه «صلاحیت ذاتی» اداره مستقیم این اماکن را دارد.
مهدی پارسایی، معاون هماهنگی امور گردشگری و زیارت استانداری فارس، انتخاب حافظیه و سعدیه را نتیجه ارزیابی ظرفیتهای استان و ویژگیهای این دو مجموعه دانست. او گفت این مکانها از نظر هویتی و گردشگری برای شیراز اهمیت زیادی دارند، اما از نظر حساسیتهای حفاظتی و مرمتی با آثاری مانند تختجمشید و کاخهای ساسانی قابل مقایسه نیستند و به همین دلیل میتوانند برای آزمودن یک الگوی مدیریتی جدید گزینه مناسبی باشند.
پارسایی رسمی شدن همکاری دستگاههایی را که هماکنون نیز به شکل غیررسمی به حافظیه و سعدیه کمک میکنند، یکی از مزیتهای اداره هیأت امنایی دانست. به گفته او، اداره هیأت امنایی اماکن تاریخی در اساسنامه میراث فرهنگی و ماده ۵ قانون حفاظت صنایع دستی، معادن و آثار فرهنگی ـ ملی مصوب سال ۱۳۷۹ پیشبینی شده و اجرای این مدل در چارچوب تکالیف قانونی وزارت میراث فرهنگی دنبال میشود.
معاون هماهنگی امور گردشگری و زیارت استانداری فارس افزود: حافظیه و سعدیه هرکدام دارای دو عمارت نزدیک به ۱۰۰ سال هستند و از نظر حفاظت و مرمت، ملاحظات محدودتری نسبت به آثار بسیار حساس و پیچیده دارند. بخش مهمی از چالش مدیریت این دو مجموعه نیز به مدیریت گردشگران و خدمات اجرایی مربوط میشود.
به گفته پارسایی، موضوع اصلی در این طرح مالکیت نیست و حفاظت و مرمت همچنان در حوزه مسئولیت وزارت میراث فرهنگی باقی خواهد ماند؛ با این حال، اجرای این تفکیک در عمل به تعیین دقیق حدود اختیارات نیاز دارد، زیرا تصمیمهای مربوط به بهرهبرداری، توسعه فضاها یا برنامههای فرهنگی همیشه به طور کامل از موضوع حفاظت جدا نیستند.
او ادامه داد که در شرایط کنونی درآمدهای مجموعهها به خزانه و در تهران متمرکز میشود، اما در الگوی هیأت امنایی امکان باقی ماندن درآمد در خود مجموعه و هزینهکرد آن برای همان مکان وجود خواهد داشت؛ از اجرای برنامههای فرهنگی، حافظخوانی و انتشار کتاب گرفته تا ساماندهی و توسعه بخشهایی مانند باغموزه.
بهزاد مریدی، مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی فارس، با اصل مشارکت مردم در مدیریت اماکن فرهنگی مخالفتی ندارد و شوراها، تشکلها و هیأتهای امنا را در ذات خود گامی برای افزایش مشارکت مردم میداند؛ اما نگرانی او از مرحله اجرای طرح آغاز میشود، جایی که ممکن است میان الگوی نظری و عملکرد واقعی فاصله ایجاد شود. او بر ضرورت بررسی تجربههای مشابه پیش از اجرای این مدل تأکید کرد.
مریدی با طرح این پرسش که حافظیه و سعدیه بر اساس چه شاخصی برای اجرای آزمایشی انتخاب شدهاند و چرا هر دو مجموعه باید همزمان وارد این فرایند شوند، پیشنهاد داد ابتدا مجموعهای کمریسکتر انتخاب شود. به گفته او، باید عملکرد مجموعه منتخب در حوزههای مدیریت، بودجه، حفاظت، مرمت، تبلیغات و بهرهبرداری سنجیده و سپس درباره تعمیم الگو تصمیمگیری شود.
مدیرکل میراث فرهنگی فارس یکی دیگر از نگرانیهای خود را وضعیت ساختاری حافظیه و سعدیه اعلام کرد و گفت این دو مجموعه طی سالهای گذشته دارای ساختار اداری، مدیریت، معاونت، نیروی انسانی و بودجه مشخص شدهاند. از نظر او، تغییر ساختار باید با تعیین تکلیف کارکنان، مسئولیت نهادها و سازوکار بازگشت یا جبران خسارت در صورت بروز مشکل همراه باشد.
مریدی همچنین درباره امکان خودکفایی مالی این دو مجموعه ابراز تردید کرد و گفت مجموع درآمد مجموعههای میراث فرهنگی فارس در سال گذشته حدود ۱۴۸ میلیارد تومان بوده که سهم سعدیه از آن حدود ۲۵ میلیارد تومان و سهم حافظیه ۴۲ میلیارد تومان است؛ در حالی که هزینههای نیروی انسانی، نگهداری، حفاظت و اداره مجموعهها نیز باید در محاسبات لحاظ شود.
او افزود اگر حدود ۲۵ میلیارد تومان هزینه برای مجموعهای مانند سعدیه در نظر گرفته شود، درآمدهای داخلی به تنهایی پاسخگوی مخارج آن نخواهد بود. به گفته مریدی، در مجموعههای مختلف ۲۷ بهرهبردار فعالیت میکنند که قراردادهایشان از سال ۱۳۹۷ منعقد شده و برخی از این قراردادها تا ۲۰ سال آینده ادامه دارد؛ بنابراین امکان ایجاد درآمد جدید از این محل محدود است. او تأکید کرد پیش از اجرای مدل جدید باید میزان درآمد قابل دسترس، تعهدات موجود و هزینههای واقعی نگهداری و حفاظت مشخص شود.
مدیرکل میراث فرهنگی فارس همچنین نسبت به تغییر سیاستها همزمان با تغییر دولتها و مدیران هشدار داد و گفت باید اجازه داد مسیر اجرای طرح تکمیل شود و از شتابزدگی پرهیز کرد تا حافظیه و سعدیه و ساختار اداری آنها دچار خسران نشوند.
اختلاف دیدگاهها در نهایت به این پرسش اساسی منتهی میشود که اگر قرار است الگوی جدیدی برای مدیریت مجموعههای میراثی کشور آزموده شود، چرا حافظیه و سعدیه باید نقطه آغاز آن باشند. موافقان، اهمیت این دو مجموعه به عنوان مهمترین برندهای فرهنگی ایران، ظرفیت مدیریتی و علمی بالای فارس و پایینتر بودن حساسیت حفاظتی و مرمتی آنها نسبت به آثاری مانند تختجمشید را دلایل انتخاب میدانند.
منتقدان اما معتقدند دقیقاً به دلیل جایگاه هویتی و فرهنگی حافظیه و سعدیه، بهتر است الگوی جدید ابتدا در یک مجموعه آزموده شود و شاخصهای موفقیت و شکست آن از پیش تعیین شود. در همین چارچوب، این پرسش نیز مطرح است که اگر طرح آزمایشی موفق نباشد، معیار شکست آن چه خواهد بود، مسئولیت اصلاح یا بازگشت از ساختار جدید بر عهده کدام نهاد قرار میگیرد و برای جبران هزینهها و خسارتهای احتمالی چه تمهیداتی پیشبینی شده است.
از این منظر، موضوع تنها به هیأت امنایی شدن یا نشدن حافظیه و سعدیه محدود نمیشود؛ مسئله اصلی این است که آیا میتوان یک الگوی مدیریتی جدید را بر سرمایهای با چنین وزن فرهنگی و هویتی آزمود، بدون آن که پیش از آغاز، چرایی انتخاب این دو مجموعه، حدود اختیارات و مسئولیتها، منابع مالی، جایگاه نظارت تخصصی و معیارهای موفقیت یا شکست تجربه روشن شده باشد.
ادمین ۵ 




