آیا خوراکی‌های صنعتی مغز کودکان را به پرخوری عادت می‌دهند؟

مصرف مداوم خوراکی‌های پرقند و فوق‌فرآوری‌شده ممکن است با تغییر فعالیت بخش‌هایی از مغز کودکان مرتبط باشد؛ تغییری که می‌تواند بر عادت‌های غذایی و افزایش وزن آن‌ها تأثیر بگذارد

آیا خوراکی‌های صنعتی مغز کودکان را به پرخوری عادت می‌دهند؟

سیما زعفرانچی- «خبرجنوب»/ پژوهش‌های جدید نشان می‌دهد مصرف مداوم خوراکی‌های پرقند و فرآوری‌شده ممکن است بر سازوکارهای مغزی مرتبط با لذت، اشتها و عادت‌های غذایی کودکان تأثیر بگذارد.

غذاهایی که کودکان در سال‌های اولیه زندگی مصرف می‌کنند، ممکن است بیش از آنچه تصور می‌کنیم بر مغز و رفتار غذایی آن‌ها تأثیر بگذارند. پژوهش‌های جدید نشان می‌دهد مصرف زیاد غذاهای فوق‌فرآوری‌شده می‌تواند با تغییر در فعالیت بخش‌هایی از مغز که با لذت، انگیزه و شکل‌گیری عادت‌ها ارتباط دارند، همراه باشد.

در یک مطالعه که در اکتبر ۲۰۲۶ منتشر شد، محققان وضعیت ۴۶ کودک با میانگین سنی حدود ۹ سال را بررسی کردند. نتایج نشان داد کودکانی که غذاهای فوق‌فرآوری‌شده بیشتری مصرف می‌کردند، هنگام مواجهه با محرک‌های غذایی فعالیت بیشتری در بخشی از مغز مرتبط با سامانه پاداش داشتند. این فعالیت بیشتر همچنین با افزایش شاخص توده بدنی و چربی بدن در یک سال بعد ارتباط داشت.

غذاهای فوق‌فرآوری‌شده معمولاً محصولاتی صنعتی هستند که با مواد اولیه تصفیه‌شده و افزودنی‌های مختلف تولید می‌شوند و اغلب مقادیر زیادی قند، نمک و چربی دارند؛ در حالی که فیبر و مواد مغذی طبیعی آن‌ها کم است. نوشیدنی‌های شیرین، انواع چیپس، شیرینی‌های بسته‌بندی‌شده و بسیاری از فست‌فودهای صنعتی در این گروه قرار می‌گیرند.

اما چرا این غذاها تا این اندازه وسوسه‌انگیز هستند؟

پاسخ را باید تا حدی در سامانه پاداش مغز جست‌وجو کرد. خوردن غذاهای خوش‌طعم، به‌ویژه خوراکی‌های سرشار از قند و چربی، باعث فعال شدن این سامانه و ترشح موادی مانند دوپامین می‌شود؛ موادی که در احساس لذت، انگیزه و یادگیری نقش دارند.

با تکرار این تجربه، مغز ممکن است به نشانه‌های مرتبط با غذا واکنش بیشتری نشان دهد و فرد حتی زمانی که گرسنه نیست، به خوردن آن تمایل پیدا کند. به همین دلیل است که گاهی افراد نه از روی نیاز جسمی، بلکه برای تجربه دوباره لذت ناشی از خوردن، سراغ خوراکی‌های خاص می‌روند.

برخی آزمایش‌های حیوانی نیز نشان داده‌اند که مصرف مکرر مقادیر زیاد قند می‌تواند تغییراتی در سامانه‌های پاداش مغز ایجاد کند و واکنش‌هایی شبیه به وابستگی و علائم ترک به وجود آورد. البته این یافته‌ها به معنای یکسان بودن غذا و مواد مخدر نیست. غذا برای ادامه زندگی ضروری است و نمی‌توان هر نوع پرخوری یا علاقه به خوراکی‌های شیرین را اعتیاد دانست.

از سوی دیگر، چاقی و اعتیاد غذایی نیز الزاماً یکسان نیستند؛ ممکن است فردی اضافه‌وزن داشته باشد، اما رفتار غذایی اعتیادگونه از خود نشان ندهد.

آیا این تغییرات قابل بازگشت هستند؟

یکی از پرسش‌های مهمی که هنوز پاسخ روشنی برای آن وجود ندارد، امکان پیشگیری یا معکوس کردن تغییرات احتمالی در مغز است. پژوهش‌ها نشان می‌دهند مواجهه طولانی‌مدت با مواد اعتیادآور می‌تواند از طریق تغییرات اپی‌ژنتیکی بر نحوه فعالیت ژن‌ها در بخش‌های مرتبط با پاداش مغز تأثیر بگذارد. این احتمال نیز مطرح است که الگوهای غذایی در بلندمدت بر برخی از همین سازوکارها اثر بگذارند؛ هرچند برای اثبات این ارتباط در کودکان به تحقیقات بیشتری نیاز است.

آنچه تاکنون روشن شده، اهمیت شکل‌گیری عادت‌های غذایی سالم از دوران کودکی است. کاهش مصرف خوراکی‌های فوق‌فرآوری‌شده و جایگزین کردن آن‌ها با مواد غذایی طبیعی و متنوع، می‌تواند گامی مهم در جهت حفظ سلامت جسم و مغز کودکان باشد.

منبع:psychologytoday

همچنین بخوانید:
همایش «روز جهانی غذا ۱۴۰۵» در شیراز؛ گردهمایی فعالان صنعت غذا و تقدیر از برترین‌های صنایع غذایی فارس