دل و دیوان

گزارش «خبر جنوب» از جامعه‌شناسی تفأل به دیوان حافظ به بهانه بزرگداشت حافظ شیرازی

دل و دیوان

زینب دانشور- «خبر جنوب»/ دیری است بزم و ضیافت‌های ایرانیان مهمانی همیشگی دارد، شاعری شیرین‌سخن و نغزگفتار که گرمابخش جمع آریایی است و دیوانش صندوقچه اسراری که از هر منظری مستمع و مخاطب را سر شوق می‌آورد. سفره هفت‌سین یا یلدا و حتی سفره‌های عقد مردم شعر و شعور، بی‌دیوان خواجه کامل نمی‌شود. در این لحظه‌های طلایی و ناب زندگی، شهد شیرین شعر شاعر بلندآوازه شیراز بر خوشایندی ساعت جاری است و «تفأل» رسم دیرینه این مردمان. فرقی نمی‌کند حافظ چه تحفه‌ای نصیبت کند، هرچه باشد «بیت‌الغزل معرفت» است و گوشنواز و روح‌بخش. اما آن چه این رسم را به فرهنگی در بین ایرانیان تبدیل کرده، ارادت یا سحر اعجاز سخن این شاعر است.

20 مهرماه بزرگداشت شاعر شیرین‌گفتار شیراز، شمس‌الدین محمد ملقب به حافظ شیرازی است. به این بهانه جامعه‌شناسی تفأل به دیوان حافظ را بررسی کردیم که در ادامه می‌خوانید.

راز فال حافظ

فال خوانی از دیوان حافظ به عنوان یک رفتار اجتماعی و عنصر فرهنگی است که ریشه آن را می‌توان در میل به دانستن آینده تلقی کرد. از آن گذشته چنگ زدن به نیرویی غیبی از هر نوع آن به تسکین آلام و دلخوشی کمک شایانی می‌کند که در این مورد نیز تفال به حافظ کارگشایی خود را داشته و دارد.

روح‌الامینی در کتاب «باورهای عامیانه درباره فال حافظ»، تفأل به دیوان حافظ را یک سنت دیرینه و یک پدیده اجتماعی فراگیر در بین ایرانیان می‌داند و می‌گوید: «این عمل را باید از مراسم گروهی و جمعی شمرد به این معنی که در موقعیت‌هایی چون چهارشنبه‌سوری، چهارشنبه آخر صفر، شب یلدا، تیر ماه سیزده شو و شب‌نشینی‌های خانوادگی و دوستانه است که معمولا از فال‌خوانی استقبال می‌شود. در این گونه مجلس‌ها و مناسبت‌ها تنها صاحب فال نیست که با علاقه‌مندی به فال‌خوان گوش می‌سپرد بلکه حاضران نیز با کنجکاوی سعی می‌کنند حدس بزنند که نیت صاحب فال چه بوده و با شنیدن غزل، استنباط خود را که تصدیق خوب بودن فال است اظهار می‌دارند.»

واژه فال در دیوان حافظ بارها و به شکل‌های گونه‌گون مانند بخت، اقبال، همای سعادت و ... به کار رفته:

   به ناامیدی از این در مرو بزن فالی

بود که قرعه دولت به نام ما افتد

 ز خاک کوی تو هر گه که دم زند حافظ

   نسیم گلشن جان در مشام ما افتد

به گواه تاریخ نخستین بار در زمان درگذشت حافظ و هنگام به خاکسپاری این شاعر، برای در امان ماندن پیکرش از گزند بددلان به واسطه یک کودک به دیوانش فال می‌زنند.

دکتر کاووس حسن‌لی، حافظ پژوه نیز در کتاب «چشمه خورشید» معتقد است بسیاری از ایرانی‌ها هنوز برای بخشی از تصمیم‌های مهم شخصی و فردی خود به دامن فال و استخاره می‌آویزند و راه و روش خود را بر آن پایه می‌نهند.

به اعتقاد وی مردمی که از همدردان همیشگی حافظ هستند، هنگامی که انتقادهای هنری و طنزهای گزنده را از زبان شیوای حافظ می‌شنوند، به گفته اعراب «تشفی خاطر» می‌یابند و به قول ایرانیان «دلشان خنک می‌شود». پس به حافظ روی می‌آورند تا باز هم از زبان شیرین حافظ درددل‌های خودشان را بشنوند.

میرجلال الدین کزازی دیگر استاد ادبیات ایران نیز می‌گوید: فال‌زنی به دیوان حافظ، رفتاری است فرهنگی که البته تنها در ایران زمین قرار دارد؛ از دید من فال‌زنی، رای‌زنی با آنچه زبان‌شناسان و به ویژه روانکاوان آن را ناخودآگاه می‌نامند است یعنی همان رایزنی با نهاد.

بهاءالدین خرمشاهی دیگر حافظ‌شناس نیز به پژوهشی اشاره کرده و می‌گوید: نمونه‌های بسیاری هست که فال حافظ گرفته می‌شود و شعرهایی بسیار نادر از حافظ بسیار مرتبط با موضوع می‌آید، راز فال حافظ نظرکردگی اوست. حافظ نظر کرده است، او به مردم ایران نظر دارد و مردم به او نظر دارند و خدا به هر دو.

استادیار جامعه‌شناسی دانشگاه شیراز در گفت‌وگو با «خبر جنوب» در خصوص تفأل به دیوان حافظ از منظر جامعه‌شناسی گفت: گرایش مردم به فهم آینده و تمایل به پیش‌بینی آینده، مختص فرهنگ ما نیست و در تمام جوامع حتی جوامع مدرن وجود دارد.

دکتر احسان حمیدی‌زاده افزود: اما این که چرا تمایل به آینده‌دانی در مردم کشور ما به شکل رجوع به یک شاعر و تفأل به دیوان حافظ نمود پیدا کرده، بخشی به ویژگی‌های منحصربفرد اثر حافظ و پیچیدگی و الهام گرفتن او از قرآن برمی‌گردد.

وی ادامه داد: اما در بعد اجتماعی، تجربه وضعیت‌های بی‌اعتبار به شکل مداوم در زندگی روزمره در زندگی ایرانیان بیش از دیگر جوامع است و همین بی‌ثباتی در زندگی شخصی، اجتماعی، اقتصادی و ... افراد را با شرایطی مواجه می‌کند که خود در به وجود آمدن آن نقشی ندارند و به بیان دیگر یک جبر و اقتضای اجتماعی است.

استاد جامعه‌شناسی دانشگاه شیراز تصریح کرد: عدم کنترل وضعیت زندگی به شیوه‌های مختلف، ما را به سمت میل به ثبات آینده یا امیدبخشی در آینده سوق می‌دهد که یکی از نمودهای آن در فرهنگ ما، تفأل به دیوان حافظ و استخاره گرفتن است.

دکتر حمیدی‌زاده افزود: مردم عامه نیز به این نکته اذعان دارند که برای بیرون آمدن از یک شک و وضعیت نامعتبر غیرقابل کنترل و امیدیابی به آینده است که آن‌ها را سمت گرفتن فال و گاهی استخاره می‌کشاند.

وی با اشاره به این که استخاره گرفتن در شرع دارای مقدماتی پیچیده و شرایطی خاص است بیان کرد: به همین ترتیب شاید تفأل به دیوان حافظ نیز بین عرفا معنی خاص و منحصربه‌فرد شهودی داشته باشد و وقتی وارد ادبیات عامه و زندگی روزمره می‌شود، صورت خودش را پیدا می‌کند.

استادیار دانشگاه شیراز در پاسخ به این که انتقال از طریق فرهنگ عامه در مانایی تفأل از دیرباز تا کنون چه تأثیری داشته گفت: حتی ما در عصر کنونی و قرن 21 حامل گزاره‌هایی هستیم که از گذشته به ما به ارث رسیده است.

دکتر حمیدی‌زاده افزود: در جامعه‌شناسی به گزاره‌های فرهنگی «منهای فرهنگی» می‌گویند چیزی شبیه به ژن که منتقل می‌شود؛ ما خواسته یا ناخواسته وقتی در کشوری مانند ایران زندگی می‌کنیم حامل گزاره‌های فرهنگی که از گذشتگان ما به ارث رسیده خواهیم بود.
وی تصریح کرد: ما وارثان این گزاره‌ها هستیم مگر این که بخواهید متعالی‌تر و دگرگونه‌تر زندگی کنید که در آن صورت این گزاره‌ها را پیدا می‌کنید، به آزمون می‌کشید و درست‌ها را انتخاب و غلط‌ها را رد می‌کنید.

این جامعه‌شناس بیان کرد: اما اکنون سخن از عامه مردم است و عامه چیزی جدا از سنت‌هایی که از گذشته به ما رسیده نیستند پس عمل کردن به شیوه پدران در زمانی که دچار سرگردانی و استیصال می‌شویم چیز عجیبی نیست.

دکتر حمیدی‌زاده در خصوص احتمال تبدیل تفأل به خرافه نیز گفت: مردم عادی هر باوری به ویژه باورهایی با جنبه ماورءالطبیعی و فرازمینی را طبق نیاز خود در زندگی روزمره به کار می‌گیرند و عمیق‌ترین و دقیق‌ترین گزاره‌های اخلاقی و دینی را هم مطابق نیاز خود تفسیر می‌کنند و بهره می‌برند.

استادیار جامعه‌شناسی دانشگاه شیراز با بیان این که باورها در این مسیر می‌تواند با خرافه هم درگیر شده و تبدیل به خرافه شود افزود: اما باید دید این باور دینی و اخلاقی چه کارکرد و کارایی در زندگی مردم دارد.

حمیدی‌زاده ادامه داد: آن شاخصی که این گزاره را تعیین می‌کند کارآیی باور و ایده در زندگی روزمره مردم عادی است که قابلیت تبدیل به خرافه را دارد یا خیر، در واقع یک امر خرافی گاهی می‌تواند در زندگی مردم عادی کارایی‌ای داشته باشد که یک امر متعالی اخلاقی نداشته باشد پس مردم سراغ خرافه‌ای می‌روند که کار آن‌ها را راه بیاندازد و مشکل‌شان را حل کند.