گزارش «خبر جنوب» به مناسبت روز زبان و ادبیات فارسی و بزرگداشت شهریار

زبان مادری در عصر اسکرول

زبان مادری در عصر اسکرول
زینب دانشور- «خبر جنوب»/ کراش، وایب، فاز، رل، ترند و واژه‌های دیگری که امروز نه فقط در گفتار نسل جدید بلکه در ادبیات روزمره ما جا بازکرده، تیغ برنده‌‌ای است بر گلوی زبان مادری‌مان؛ فارسی. نفهمیدیم حواسمان به چه چیزی پرت شد که زبان فارسی در عین بی‌توجهی جمعی، به واژه‌ها و الفاظی آلوده شدند که به این راحتی زنگارشان پاک نخواهد شد. حالا این واژه‌ها چنان جا خوش‌کرده‌اند که گاهی حتی معادل فارسی آن‌ها هم نمی‌تواند جایگزین باشد و این یعنی مرگ آرام زبانی که به آن می‌بالیدیم و زنگ هشدار برای ایرانیانی که نتوانستند پس از دهه‌ها مراقبت شاعران و نویسندگان و ادیبان از این گنجینه معنوی این رسم مالوف را ادامه دهند.
برخی مناسبت‌های تقویمی آرام و بی‌صدا عبور می‌کنند و هیچ کس هم ککش نمی‌گزد که برای آن مناسبت آستین اقدامی بالا بزند؛ نمونه‌اش روز زبان و ادبیات فارسی و بزرگداشت استاد شهریار که سال‌هاست ارج و اهمیتش خاک خورده بی‌توجهی‌هاست. گرچه روزگاری این مناسبت بهانه‌ای برای یادآوری جایگاه و منزلت این زبان شیرین و ضرورت حفظ و پاسداشت احسن آن بود و گرچه رویدادهای فاخری در سطح ملی و گاه بین‌المللی برگزار می‌شد تا این مهم نصب‌العین باقی بماند اما حالا گمشده‌ای بین هیاهوی ضرورت‌های دیگر بیش نیست غافل از این که این فراموشی می‌تواند آفتی باشد بر ریشه یکی از اصیل‌ترین زبان‌های دنیا.
به بهانه روز زبان و ادبیات فارسی نگاهی انداخته‌ایم به تاثیر شبکه‌های مجازی و پیام‌رسان‌هایی که امروزه گفتار را به اصطلاحات و جملات آبرفته تقلیل داده‌اند. دسترسی مردم ایران به اینترنت زمینه‌ساز یکی از بزرگ‌ترین تحولات تاریخ این مرز و بوم شد. درست زمانی که کسی متوجه عوارض عدم زمینه‌سازی و بسترسازی برای ورود به دنیای دیجیتال نبود، پیام‌رسان‌ها و شبکه‌های مختلف یکی پس از دیگری در دسترس مردم قرار گرفت و نامحسوس‌تر از آن اتفاقی بود که برای زبان فارسی رخ داد. حتی با وجود نمود عینی این موضوع هیچ نهادی به فکر راه‌حل و راهکاری برای جلوگیری از پیش روی این زخم نیفتاد و حالا با فاجعه‌ای مواجهیم که به راحتی نمی‌توان درمانی برایش یافت.
استفاده از شبکه‌های مجازی و برنامه‌های نیازمند به اینترنت امروزه به جزو جدانشدنی زندگی مردم تبدیل شده از پیام‌های کوتاه تا تماس‌های صوتی و تصویری. تغییر ذائقه مردم به کوتاه‌خوانی نیز عاملی برای ورود واژه و اصطلاحات بیگانه و گاهی من‌درآوردی به گفتار مردم شده است. برخی مدعی این هستند که زبان فارسی در حال تجربه تحولی در زیست خود است در حالی که اغلب زبان‌شناس بر این اتفاق نظر دارند که این تطوری بیش نیست. از این‌ها گذشته حالا شکلک‌ها حتی جای کلمات را گرفته و حتی می‌بینیم که واژه‌های فارسی و خارجی کنار یکدیگر می‌نشینند. این موارد نمودی از تغییر شیوه ارتباط انسان‌ها در این عصر است که همسو با اقتضائات حرکت می‌کند.
وقتی برنامه‌هایی چون اینستاگرام که بستر مناسبی برای ارتباط جمعی هستند در دسترس مردم قرار گرفت، هر فرد به نوبه خود به یک رسانه مستقل تبدیل شد بنابراین هر کسی تنها با در اختیار داشتن یک عکس، یک فیلم و هر محتوای دیگر می‌توانست راوی موضوعی برای عده زیادی از مردم باشد اما هرگز به او یاد داده نشد که از چه ادبیات و واژگانی استفاده کند بدون این که به هویت آن لطمه‌ای وارد نشود.
روال کوتاه‌نویسی و محاوره‌نویسی را نمی‌توان معضل به حساب آورد چرا که در زمانه‌ای که سرعت مطرح است این تغییرات پاسخی به نیاز کاربران به حساب می‌آید و گاهی حتی یک اصطلاح تازه، می‌تواند جایگزین چند جمله رسمی باشد. اما مسئله زمانی پیچیده می‌شود که برخی واژه‌ها با وجود معادل در زبان فارسی در زبان مردم می‌چرخد و به یک موضوع عادی تبدیل می‌شود. از آن جا که زبان فارسی همواره در معرض ورود واژه‌های بیگانه بوده و گاه از آن‌ها تاثیر گرفته یا آن را در خود حل کرده است هر واژه غیرفارسی را نمی‌توان تهدیدی برای زبان مادری تلقی کرد اما این پرسش به وجود می‌آید که آیا واژه‌های وارد شده از سر تقلید در زبان‌ها می‌چرخد یا معادل فارسی برای آن یافت نمی‌شود؟
زبان‌شناسان معتقدند واژه‌سازی زمانی می‌تواند به غنای زبان کمک کند که با نیازهای واقعی کاربران همراه باشد پس باید هر واژه و کلمه‌ای را با این نگاه سنجید.اما سرعت در انتقال پیام و ارتباط به کوتاه‌نویسی، حذف نشانه‌های نگارشی، ساده‌سازی ساختار جمله‌ها و ... نیز انجامیده است شیوه‌ای که تبدیل به عادت غالب نوشتاری، به‌ویژه در میان نسل نوجوان و جوان، شده و این الگوی فشرده، شکسته و گاه آشفته به نوشتار رسمی راه یافته و حتی بازتولید می‌شود.
محدود شدن دایره واژگان فارسی به دنبال غلبه تدریجی واژه‌ها و عبارت‌های بیگانه در گفت‌وگوهای روزمره فضای مجازی، از دیگر آسیب‌هایی است که باید به آن پرداخت آن هم هنگامی که واژه‌های فارسی روشن و قابل‌فهم کنار گذاشته می‌شوند. در صورت تداوم این وضعیت به‌تدریج ظرفیت واژه‌سازی و امکان بیان دقیق مفاهیم با تکیه بر منابع خود زبان کم‌رنگ می‌شود.
آسیب دیگر، کاهش تحمل کاربران برای خواندن و تولید متن‌های بلند و پیچیده است. در چنین فضایی، مواجهه مخاطب با متن‌های استدلالی، روایت‌های مفصل و نثر ادبی با سختی روبه‌رو می‌شود. این پیامد در نوع محتوا، شیوه استفاده و میزان مواجهه افراد با کتاب و نوشتارهای عمیق را نیز به دنبال دارد. بااین‌حال، شاید عمیق‌ترین نگرانی تضعیف پیوند میان زبان و هویت فرهنگی باشد. زبان حافظه تاریخی، تجربه جمعی، جهان‌بینی و ظرافت‌های عاطفی یک جامعه را بازتاب می‌دهد. اگر نسل جدید فرصت کمتری برای مواجهه با گنجینه واژگان، ادبیات و ظرفیت‌های بیانی زبان فارسی نداشته باشد، احتمال فراموشی بخشی از این میراث بعید نیست موضوعی که می‌تواند بر ارتباط نسل‌ها با لایه‌های تاریخی و ادبی اثرگذار باشد.
در نهایت، مسئله اصلی تقابل زبان فارسی با فناوری نیست؛ بلکه چگونگی مواجهه زبان در محیطی است که سرعت، رقابت بر سر توجه و تولید انبوه محتوا، قواعد ارتباطی آن را شکل می‌دهد. به نظر می‌رسد فکری به حال شیوه سازگاری زبان فارسی برای عرض اندام در عرصه‌های جدید باید کرد.