خبرجنوب» به مناسبت روز پزشک گزارش می دهد

از اسب زین شده مهاجرت تا تب فزاینده تورم در حوزه درمان

وقتی سرمایه سلامت، میان «ماندن و رفتن»، «توانمندی و ناتوانی» در پرداخت هدر می‌شود

از اسب زین شده مهاجرت تا تب فزاینده تورم در حوزه درمان

غیاث ملک حسینی-«خبرجنوب»/ امروز نخستین روز شهریورماه است و در تقویم رسمی کشور به عنوان روز پزشک ثبت شده است. این نامگذاری البته ریشه در ادای احترام به فیلسوف و پزشک عالیقدر جناب ابوعلی سینا نیز دارد؛ با این همه، جامعه پزشکی و کلیت حوزه بهداشت و درمان این روزها با دو تهدید بزرگ و هم‌زمان دست و پنجه نرم می کنند. یکی از این دو تهدید بزرگ مهاجرت نخبگان و پزشکان است که در بلند مدت به فرسودگی سرمایه انسانی نظام سلامت می انجامد و دیگری تورم فزاینده و کاهش قدرت خرید خدمات درمانی از سوی مردم-بخصوص افراد بیمار- می باشد که آن هم در بلند مدت هزینه های بیشتری را به دوش دولت و کلیت نظام سلامت خواهد گذاشت.

 شاید قابل باور نباشد اما در داده های رسمی حوزه سلامت آمار دقیق و متقنی از مهاجرت پزشکان و پرستاران وجود ندارد، این در حالی است که براساس گزارش مرکز آمار ایران نرخ تورم سالانه (۱۲ ماهه منتهی به تیرماه 1405) ۶۶ درصد و تورم نقطه به نقطه (تیر ۱۴۰۵ در مقایسه با تیر ۱۴۰۴) در نخستین ماه تابستان ۸۷.۹ درصد بوده است.

این بدان معناست که فشار اقتصادی بر بیماران در حال افزایش است؛ کمااینکه بر اساس اعلام بانک مرکزی در تیرماه ۱۴۰۵ شاخص بهای خدمات حوزه بهداشت و درمان ۴.۹ درصد افزایش یافته است.

در چنین شرایطی، مسئله فقط «ماندن یا رفتن پزشک» یا «گران شدن درمان» نیست؛ مسئله اصلی، آینده دسترسی مردم به سلامت است. وقتی سرمایه انسانی نظام درمان تضعیف شود و همزمان بیمار توان پرداخت هزینه خدمات و داروهای مورد نیاز خود را نداشته باشد، فاصله میان «نیاز به درمان» و «امکان دریافت درمان» بیشتر می‌شود؛ فاصله‌ای که هزینه نهایی آن را جامعه خواهد پرداخت.

سرمایه‌ای که سال‌ها برای ساختنش هزینه شده است

در همین ارتباط دکتر محمدعلی بابایی، دبیر انجمن تخصصی قلب و عروق استان فارس طی گفت و گویی با خبرنگار ما با اشاره به ظرفیت های کشور در حوزه بهداشت و درمان گفت: ایران از نظر دانش و توانمندی پزشکی در شمار کشورهای پیشرو منطقه قرار دارد و مراجعه بیماران کشورهای همسایه برای دریافت خدمات تخصصی و فوق‌تخصصی به کشور ما و به‌ویژه شهر شیراز، نشانه‌ای از همین جایگاه است.

استاد تمام‌وقت گروه قلب و عروق دانشگاه علوم پزشکی شیراز  با اشاره به ظرفیت‌های قابل توجه کشور در رشته‌هایی چشم‌پزشکی، جراحی مغز، جراحی قلب و عروق، ارتوپدی، بیماری‌های خون، اعصاب و روان، اطفال، زنان و دیگر رشته‌های تخصصی ابراز داشت: برای رسیدن به این جایگاه نیروی انسانی متخصص طی سال‌ها آموزش و سرمایه‌گذاری علمی تربیت شده است.

به گفته بابایی، نگرانی اصلی جایی است که این ذخیره علمی و انسانی دچار دلسردی شود.

وی با تاکید براینکه مسائل مالی تنها عامل ماندگاری پزشکان نیست و عشق به مردم، عرق ملی و علاقه به خدمت نیز در تداوم حضور آنها نقش دارد؛ گفت: با این حال مشکلات اقتصادی، برخوردهای نامناسب و مداخلات غیرمسئولانه می‌تواند پزشک را نسبت به ادامه فعالیت در کشور دلسرد کند.

 مهاجرت پزشکان و نخبگان «ضربه‌ای جبران‌ناپذیر» به سلامت جامعه وارد می کند

دکتر سید منصور کشفی، عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی شیراز نیز از زاویه دیگری به همین موضوع نگاه می‌کند. به اعتقاد او، مهاجرت پزشکان و نخبگان «ضربه‌ای جبران‌ناپذیر» به سلامت جامعه وارد می کند؛ زیرا این افراد با منابع مالی همین کشور آموزش دیده‌اند و درست در زمانی که باید حاصل سال‌ها آموزش و تجربه خود را در اختیار جامعه قرار دهند، این سرمایه در کشور دیگری به کار گرفته می‌شود.

کشفی ایجاد محیطی امن و قابل اعتماد برای پزشکان را نخستین عامل برای کاهش میل به مهاجرت آنها دانست و گفت: پزشکان به محیطی نیاز  دارند که در آن آرامش اجتماعی، روانی و اقتصادی وجود داشته باشد و احساس کنند ماندن در کشور یک انتخاب منطقی و همراه با عزت و افتخار است.

به گفته وی، دولت باید برای مسئله مهاجرت نخبگان، به‌ویژه پزشکان، برنامه‌ای مدون در سه افق کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت داشته باشد.

با هر مهاجرت، بخشی از سرمایه علمی از چرخه خدمت به مردم خارج می‌شود

اما دکتر فاطمه حقیقی، متخصص زنان و فلوشیپ فوق‌تخصصی نازایی، مهاجرت پزشکان را صرفاً یک تصمیم شخصی یا اقتصادی نمی‌داند. به اعتقاد او، وقتی یک پزشک متخصص کشور را ترک می‌کند، تنها یک نیروی انسانی از دست نمی‌رود؛ بلکه تجربه، مهارت، آموزش و سرمایه علمی نیز از چرخه خدمت به مردم خارج می‌شود.

این متخصص حوزه زنان با اشاره به اینکه شرایط اقتصادی، فشار کاری، فرسودگی شغلی، فرصت‌های محدود پیشرفت حرفه‌ای، کمبود امکانات علمی و درمانی، امنیت شغلی و کیفیت زندگی از جمله عوامل موثر در مهاجرت نخبگان و پزشکان هستند؛ ابراز داشت: ادامه این روند می‌تواند دسترسی مردم به پزشکان متخصص را دشوارتر کند، زمان انتظار را افزایش دهد و فشار کاری بر پزشکان باقی‌مانده را بالا ببرد؛ فشاری که در نهایت ممکن است کیفیت مراقبت از بیمار را نیز تحت تأثیر قرار دهد.

پزشکی توانمند، اما گرفتار کمبود امکانات

با این حال مهاجرت را نباید تنها چالش پیش روی سرمایه انسانی در نظام سلامت دانست. آنگونه که دکتر بابایی اعلام کرد: فاصله میان دانش و مهارت پزشکان و ابزار و امکاناتی که برای استفاده از این توانایی در اختیار آنها قرار دارد نیز حوزه سلامت را تهدید می کند.

به گفته وی، در موارد متعددی پزشکان متخصص و توانمند وجود دارند، اما به دلیل تأمین نشدن به‌موقع تجهیزات و امکانات، امکان استفاده کامل از توان علمی آنها برای بیماران فراهم نیست.

بابایی با تاکید براینکه نباید اجازه داد کمبود تجهیزات، توان علمی و مهارتی پزشکان ایرانی را تحت‌الشعاع قرار دهد، تصریح کرد: بسیاری از روش‌ها و دستاوردهای نوین پزشکی جهان با فاصله‌ای کوتاه در ایران به کار گرفته می‌شوند و در مواردی این فاصله به سه تا شش ماه هم نمی‌رسد.

این متخصص قلب و عروق خواستار تأمین تجهیزات پزشکی با مشارکت دولت و بخش خصوصی و همچنین اختصاص بودجه کافی برای این منظور شد و گفت: اگر پزشک توانمند داشته باشیم، اما ابزار لازم برای درمان در اختیارش نباشد، بخشی از سرمایه‌گذاری علمی کشور عملاً بِلا استفاده می‌ماند.

وقتی بیمار توان پرداخت ندارد

در سوی دیگر ماجرا اما بیماری قرار دارد که باید از همین نظام سلامت استفاده کند؛ آن هم در شرایطی که افزایش هزینه‌ها دسترسی او را به خدمات حوزه سلامت بسیار محدود کرده است.

در همین ارتباط دکتر حقیقی، متخصص زنان تاکید کرد: افزایش هزینه درمان، اگر با افزایش توان مالی مردم و پوشش مؤثر بیمه‌ها همراه نباشد، دیگر صرفاً یک مسئله اقتصادی نیست؛ بلکه به مسئله‌ای جدی در حوزه سلامت عمومی تبدیل می‌شود.

به گفته وی، بیماری که به دلیل ناتوانی مالی مراجعه به پزشک را به تأخیر می‌اندازد، آزمایش ضروری را انجام نمی‌دهد، دارو را نصف می‌کند یا درمان را نیمه‌کاره رها می‌کند، ممکن است بیماری قابل کنترل خود را به مرحله‌ای پیچیده‌تر و پرهزینه‌تر برساند. در این میان، بیماری‌های مزمن، سرطان‌ها، بیماری‌های قلبی و حوزه زنان و ناباروری اهمیت بیشتری دارند؛ چرا که در برخی از آنها تأخیر در تشخیص و درمان می‌تواند فرصت طلایی درمان را از بین ببرد.

 اگر آب به باغ نرسد...

دکتر احمد ایزدپناه، متخصص جراحی عمومی و فوق‌تخصص جراحی‌های گوارش نیز با بیان اینکه اگر آب به باغ نرسد، درختان به‌تدریج خشک می‌شوند، گفت: کاهش قدرت خرید خدمات مردم در حوزه سلامت نیز می‌تواند به تدریج سلامت جسم و روان جامعه را -در کوتاه مدت و بلند مدت- تحت تأثیر قرار دهد.

هشدار ایزدپناه البته تنها درباره افزایش تعداد بیماران نیست. او از احتمال افزایش مواردی سخن گفت که بیمار در موقعیتی دیرهنگام به مرکز درمانی می‌رسد؛ درست زمانی که امکان مداخله مؤثر کمتر کاهش یافته و امید به بهبودی از دست رفته است. به گفته وی، پیامد چنین وضعیتی می‌تواند افزایش معلولیت و ازکارافتادگی و در پی آن، گسترش فشارهای روحی و روانی بر بیمار و خانواده او باشد.

دارو؛ جایی که «گران شدن» با «کمبود» گره می‌خورد

البته این نکته را هم نباید از نظر دور داشت که بخش دیگری از فشار اقتصادی بر بیمار، در بازار دارو رخ می‌دهد.

در همین ارتباط دکتر کشفی به نکته‌ای مهم اشاره کرد و گفت: مشکل اصلی در بازار دارو «گرانی و کمبود» همزمان است.

به گفته وی، در مواردی ممکن است بیمار توان خرید یک دارو را داشته باشد، اما داروی مورد نیاز در بازار موجود نباشد؛ یا دارویی در دسترس باشد اما قیمت آن به اندازه‌ای افزایش یافته باشد که تهیه مستمر آن برای بیمار ممکن نباشد.

کشفی در ادامه سخنان خود بر این نکته تاکید کرد که کمبود یک داروی تولید داخل ممکن است بیمار را به سمت نمونه خارجی سوق دهد؛ نمونه‌ای که معمولاً هزینه بیشتری به خانواده ها تحمیل می‌کند.

به گفته این متخصص؛ افزایش قیمت دارو حتی می‌تواند فرآیند تصمیم‌گیری درمان را تحت تاثیر قرار دهد و در حالی که انتخاب درمان باید بر مبنای وضعیت علمی و بالینی بیمار باشد، براساس توان مالی انجام شود.

کشفی همچنین تاکید دارد که سیاستگذاری حوزه دارویی باید به گونه ای باشد که میان قیمت واقعی دارو، حمایت بیمه‌ها، تأمین منابع و ارز مورد نیاز صنعت و مهم‌تر از همه، قدرت خرید بیمار تعادل برقرار کند.

وی معیار موفقیت سیاست دارویی را تعیین قیمت مناسب برای عرضه دارو عنوان کرد و گفت: متولیان امر  باید از خود بپرسند که آیا بیمار واقعاً می‌تواند داروی مؤثر و باکیفیت مورد نیاز خود را در زمان مناسب و به مقدار کافی تهیه کند یا خیر؟

چرخه‌ای که از بیماری به فقر و از فقر به بیماری می‌رسد

دکتر حقیقی، متخصص حوزه زنان نیز بر همین نقطه دست گذاشت و گفت: هزینه درمان صرفا ولی نیست که بیمار در مطب، داروخانه یا بیمارستان پرداخت می‌کند؛ بلکه اگر بیماری باعث از کارافتادگی فرد شود و درآمد خانواده کاهش یابد، آن‌گاه هزینه های دیگری نیز به بیمار و خانواده اش تحمیل می شود. به گفته وی، اگر کاهش درآمد باعث شود فرد درمان خود را به تعویق بیندازد، احتمال تشدید بیماری وجود دارد و هزینه‌ها بیشتر می شود؛ بنابراین چرخه‌ای شکل می‌گیرد که در آن فقر، دسترسی به درمان را کاهش می‌دهد و بیماریِ درمان‌نشده می‌تواند فقر را عمیق‌تر کند.

اگر پزشک بماند اما بیمار نتواند درمان کند چه؟

با این همه، این سوال را نمی توان نادیده گرفت که اگر پزشک باقی بمان، اما بیمار نتواند هزینه درمان را تامین کند چه اتفاقی می افتد؟

بدون شک اگر پزشک در کشور بماند، بیمار باید توان رسیدن به او، انجام آزمایش، تهیه دارو و ادامه درمان را داشته باشد؛ دغدغه‌ای که کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

واقعیت این است که آینده سلامت را نمی‌توان تنها با ساخت بیمارستان بیشتر یا افزایش ظرفیت دانشگاه‌های علوم پزشکی تضمین کرد. سلامت، زنجیره‌ای است که از آموزش و حفظ نیروی انسانی آغاز می‌شود و تا تجهیزات، دارو، بیمه و توان پرداخت بیمار ادامه پیدا می‌کند. ضعف هر حلقه، حلقه‌های دیگر را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.

روز پزشک؛ مسئله فقط پزشک نیست

هر چند روز پزشک، در تقویم ایران با نام ابوعلی سینا، نماد دانش پزشکی ایران، گره خورده است؛ اما گرامیداشت این روز در شرایط امروز می‌تواند فراتر از تبریک به جامعه پزشکی باشد؛ فرصتی برای پرسیدن این سؤال که آیا نظام سلامت می‌تواند سرمایه انسانی خود را حفظ کند و همزمان امکان استفاده مردم از این سرمایه را نیز فراهم آورد؟ این حقیقت را نمی توان نادیده گرفت که پزشک و بیمار دو سوی یک نظام واحدند و نمی‌توان آینده یکی را بدون دیگری تضمین کرد. اگر پزشک مهاجرت کند، بخشی از سرمایه سلامت از دست می‌رود؛ اگر پزشک بماند، اما تجهیزات کافی نداشته باشد، توان علمی او به‌طور کامل به خدمت بیمار درنمی‌آید و اگر بیمار توان پرداخت هزینه درمان را نداشته باشد، حتی بهترین پزشک و پیشرفته‌ترین دانش پزشکی نیز ممکن است دیر به کمک او برسد.

از همین منظر، چالش امروز نظام سلامت ایران نه صرفاً «مهاجرت پزشکان» است و نه فقط «گرانی درمان». چالش اصلی، حفظ زنجیره‌ای است که پزشک، بیمار، دانش، تجهیزات، دارو، بیمه و توان اقتصادی جامعه را به یکدیگر متصل می‌کند. روز پزشک شاید بهترین زمان برای یادآوری همین حقیقت باشد: سلامت یک جامعه زمانی پایدار می‌ماند که هم سرمایه انسانی آن حفظ شود و هم مردم توان استفاده از این سرمایه را داشته باشند.