زاوش تقوایی بازیگر تئاتر و سینما: در تئاتر گستاخ باشید

زاوش تقوایی درباره‌ی صحنه‌ی تئاتر می‌گوید: «صحنه‌ی تئاتر خاصیت عجیب و غریبی است. اگر همان ابتدا بخواهی برای خودنمایی بروی، دوام نمی‌آوری. ولی وقتی برای خود تئاتر می‌روی، این حس، بادوام است

زاوش تقوایی بازیگر تئاتر و سینما: در تئاتر گستاخ باشید

هدیه سادات میرمرتضوی-خبر جنوب/ ته‌چهره‌اش شباهت به عمویش ناصر تقوایی دارد. با آن مهربانی و حس صمیمیت مختص مردمان جنوب وارد دفتر روزنامه می‌شود. زاوش تقوایی، هنرمند سینما و تئاتر در یک صبح سرد زمستانی دعوتمان را می‌پذیرد و فروتنانه می‌آید تا گپ‌وگفتی خودمانی داشته باشیم. صحبت‌هایی از جنس تئاتر، هنر و زندگی!

دورهمی‌های شبانه‌ی تقوایی‌ها

می‌گوید در خاندانش همه به نوعی به هنر مبتلا و متصل هستند. یکی از کانون‌های این ابتلا، دورهمی‌های منزل پدربزرگ در خانه‌‌ی سازمانی‌اش واقع در آبادان بوده است. «پدربزرگم آدم عجیبی بود. از سعدی، حافظ، ایرج‌میرزا، صائب‌تبریزی... اشعار زیادی حفظ بود و مصرع‌به‌مصرع تفسیر می‌کرد. ظهر ساعت دو وقتی خانه می‌آمد، بعد از استراحتی کوتاه، عینک روی چشمش بود و دائم مطالعه می‌کرد. یادم است به من می‌گفت وقتی جنگ جهانی شده، بالای پشت‌بام می‌رفته و در شرایطی که هواپیما از روی سرشان رد می‌شده تار تمرین می‌کرده است. ما هرشب جمع‌های خانوادگی داشتیم و گل مجلس هم پدربزرگ بود که تار می‌نواخت و همه همراهی می‌کردند. عمو ناصر، عمو محسن، پدرم، عمو محمود، عمو رضا و... و البته به‌غیر از آن دورهمی‌ها، من بیشتر وقت‌ها را خانه‌ی مادربزرگ، پدربزرگم می‌گذراندم و از آن فضای دلنشین هنری بهره می‌بردم.»

بچه‌های مدرسه‌ی مهرنوش

میل به هنر بازیگری از دوران مدرسه در وجودش نمایان شده است. «آبادان بودم و دانش‌آموز دبستان. سریال‌های طنزی را که در تلویزیون می‌دیدیم، برای بقیه‌ی بچه‌ها اجرا می‌کردیم. از روی سریال‌ها برای هرکس نقشی تعیین می‌کردیم و خودم هم معمولا کارگردان بودم. جالب است بعدها هیچ‌وقت وارد حیطه‌ی کارگردانی نشدم. این کارهای مدرسه‌ای تا دوران دبیرستان ادامه داشت و جرقه‌هایی بود که بعدها من را سمت بازیگری سوق داد. البته نقش خانواده را نمی‌توان نادیده گرفت. من در خانواده‌ای بزرگ شدم که عموهایم کارگردان و فیلم‌نامه‌نویس بودند. عمومحمود در بخش طراحی لباس سینما کار می‌کرد و سیروس مقدم هم که از اقواممان است سریال‌سازی‌های خوبی انجام می‌دهد.»

نقش‌های مورد علاقه‌ی من

کار جدی بازیگری تئاتر را از دهه هفتاد در شیراز شروع کرده است. «سال 76 در کلاس‌های بازیگری آقای رویین‌تن شرکت کردم. کلاس‌ها دوام نیافت ولی با خیلی از هنرمندان تأثیرگذار آشنا شدم. آسمان آبی از پرنیان کاظم‌پور اولین بازیگری جدی‌ام بود در نقش استاد دانشگاهی که دچار استحاله می‌شود. یکی دیگر از نقش‌های مورد علاقه‌ام کار تئاتر سیاه‌بازی ‌اصغر زیبایی‌نژاد است. ایشان نگاه خاصی به مقوله‌ی سیاه‌بازی دارد. معمولا این نمایش فاقد میزانسن خاص است ولی زیبایی‌نژاد برای این کار، میزانسن تعیین می‌کرد، می‌گفت کجا بایستیم و چکار کنیم. در عین تسلط روی کار بازیگر، اجازه‌ی بداهه‌گویی می‌داد که از اصول سیاه‌بازی است. در این نوع تئاتر، همین‌طور که تیپ‌ها پیش می‌روند تکامل پیدا می‌کنند و بازیگر با همذات‌پنداری در نهایت به خود تیپ بدل می‌شود. این‌جا دیگر من، وزیر اعظم بودم که حرف می‌زدم و یک‌دفعه دیالوگ‌هایی  غیر از دیالوگ‌های اصلی می‌گفتم. کارگردان بعضی را که در راستای داستان بود، قبول می‌کرد و بعضی را نمی‌پذیرفت. در تئاتر وقتی که ووودی آلن مادام بوواری را ترجیح می‌داد از نوید جعفری نقشم را دوست داشتم و یا کاراکترم را در تئاتر حجله‌ی خاموش از خواجه‌میرکی! در تئاتر مَکلِت از آرمان طیران نقش روح را داشتم که هم‌زمان با آن و تئاتر ابزورد مخزن از مجتبی فلاحی به جشنواره‌ی نوزدهم فجر رفتیم و برای هردو جایزه‌ی بازیگر نقش مکمل را گرفتم.» با شوخ‌طبعی، علت لاغری‌ اخیرش را غیر از مصرف دارو، کار نکردن تئاتر می‌داند و بلافاصله تأکید می‌کند البته طی این سال‌ها با ایفای نقش در پنج، شش فیلم کوتاه چندان هم از فضای بازیگری دور نبوده است.

در صحنه‌ی تئاتر رویاهایت را زنده می‌کنی

زاوش تقوایی درباره‌ی صحنه‌ی تئاتر می‌گوید: «صحنه‌ی تئاتر خاصیت عجیب و غریبی است. اگر همان ابتدا بخواهی برای خودنمایی بروی، دوام نمی‌آوری. ولی وقتی برای خود تئاتر می‌روی، این حس، بادوام است. حتی اگر بعدها برایت شهرت بیاورد، چون آن تفکر اول پشتش نبوده، روال طبیعی‌ را طی می‌کند. بازیگری تئاتر، لذت دارد چون تو می‌خواهی کاراکتری غیر از خودت و یک زندگی دیگر را بازی کنی. صحنه‌ی تئاتر، صحنه‌ی زندگی است و لذت‌‌بخش بودنش در همین است. تو در یک لحظه رییس‌جمهور می‌شوی، آدمی متمول می‌شوی، کارتن‌خواب می‌شوی و به نقش شخصیت‌هایی درمی‌آیی که شاید در زندگی عادی هیچ‌وقت نتوانی بهشان برسی. در صحنه‌ی تئاتر می‌توانی همه‌ی رویاهایت را زنده کنی و جذابیت تئاتر به همین چیزهاست.»

فقدان قدرت عمل انجمن هنرهای نمایشی استان

از این هنرمند شصت ساله که زندگی در آبادان، تهران، شیراز و حتی انگلستان را تجربه کرده است، می‌خواهم درباره‌ی مشکلات تئاتر شیراز صحبت کند. با خنده می‌گوید: «تئاتر خودش مشکل است.» و ادامه می‌دهد: «به نظر من بیشترین مشکلات از فقدان قدرت عمل انجمن هنرهای نمایشی استان است که باید کار مدیریت آن به افراد دانا و جنگجو برای پیش‌برد هنر تئاتر سپرده شود. گاهی کسانی در انجمن انتخاب می‌شوند و می‌گویند: نمی‌گذارند کار کنیم. سوال این است: پس چرا هنوز ماندی؟ بگو نمی‌توانم خداحافظ! روراست بودن خیلی خوب است.» او مهاجرت و سکوت گروه زیادی از هنرمندان تئاتر شیراز را از مشکلات دیگر برمی‌شمارد و تأکید می‌کند: «عده‌ای می‌آیند که مانا نیستند و خودبه‌خود محو می‌شوند. ولی یک‌سری نیستند اما هستند. چون وجودشان انکارناپذیر است؛ مثل نادعلی شجاعی و محسن فرشاد.» تقوایی نادیده گرفتن هنرمندان تازه‌کار را از معضلات دیگر تئاتر می‌داند و به جوان‌های اول راه توصیه دارد: «خودتان را بسنجید و اگر می‌دانید می‌خواهید کاری انجام دهید، وارد عمل شوید. با تحقیق و اعتماد‌به‌نفس، کار را با آدم‌های درست شروع کنید. فکر نکنید چون تازه‌کارید مجازید ضعیف شروع کنید. در تئاتر گستاخ باشید، ولی گستاخ درست، مودب و بافرهنگ!»