بافنده تار هنر به پود اندیشه
عصر پاییزی 18 آذر، سرای سخن مرکز اسناد فارس میزبان دوستداران و علاقمندان شاعر شیرین سخن شیراز مرحوم استاد علیرضا طبایی بود. شاعری که ردپایش در غزل و ترانه و تربیت نسل جدید شاعران به وضوح پیداست.
آیین نکوداشت استاد علیرضا طبایی برگزار شد
نقش شاعر شیرازی در تربیت شاعران معاصر و تاثیر وی بر روند شعر
زینب دانشور- «خبر جنوب»/
در ادامه دکتر محمدرضا خالصی پژوهشگر و منتقد ادبی نیز با ذکر خاطره ای از دیدار با استاد طبایی از گمنامی و سختی زندگی هنرمندان تا زمان وفاتشان گلایه کرد و گفت: چرا ما ایرانیان پس از فوت هنرمندان به یادشان می افتیم؟ وی با تاکید بر این که بیایید از مسئولین امید ببریم افزود: باید بپذیریم خود ما هم مشکل داریم ما هم بزرگان خود را نمی شناسیم و ارج نمی نهیم گویا منتظریم تا انسان نخبه و ویژه ای از میان ما برود تا بعد از او تعریف کنیم.
این مدرس دانشگاه گفت: در واقع هنر یعنی دیده شدن فرد از سوی مخاطب. اما شیراز در این ندیدن ها از همه قدرتمندتر است. دکتر خالصی افزود: شیراز نه به هنرمندان گذشته رحم می کند نه به هنرمندان حال. بزرگانی از شیراز هستند که جهانیان به آن ها کرنش کردند اما گوش کسی به نام آن ها آشنا نیست.
وی آثار استاد طبایی را هم در غزل و هم در شعر نو نیمایی خواند و با معرفی آن ها گفت: مهم ترین بخش زندگی وی جز شاعری مسئولیت ایشان در بخش شعر مجله جوانان امروز بود. این پژوهشگر با اشاره به تیراژ ۶۰۰ هزارتایی این مجله در اواخر دهه ۵۰ و نقش آن در بین جوانان گفت: با آن تیراژ به سرعت شاعران مشهور می شدند. جوانان متولد ۱۳۳۰ به بعد که در آن زمان حدود بیست سی سال داشتند با ارسال آثار خود برای این مجله به شهرت می رسیدند.
دکتر خالصی گفت: از سوی دیگر جریان های شعری که وی ایجاد کرد نوع سنت گرا و شعر نوگرای اعتدالی بود که بعدها یک لشکر شاعر به این نوع شعر رجوع کردند. وی از جمله این شاعران را عمران صلاحی، محمد زکایی، محمدعلی بهمنی، نصرالله مردانی، سپیده کاشانی، اردلان سرافراز و ... عنوان کرد و گفت: همه این افراد از این مجله سر براآوردند و شعرهای آن ها در یک فضاست. این مدرس تصریح کرد: تاثیر استاد طبایی در فضای شعری که حدودا دو دهه به طور مطلق شعر ما را فراگرفته بود نوعی رمانتیسیسم فکری شکل داد.
دکتر خالصی افزود: از سال ۸۰ شعر او همان شعر بود اما چیزی به آن اضافه شد و آن شعرهای عرصه ملی میهنی بود.
وی در پایان گفت: شاعران زیادی غریبانه زندگی می کنند ای کاش بزرگداشت هنرمندان این شهر در زمان حیات این افراد شکل بگیرد. استاد شاپور پساوند یار دیرینه استاد طبایی و شاعر شیرازی نیز از نحوه آشنایی با این شاعر گفت. وی با بیان این که با قطعیت می گویم بسیاری از شاعران نسل ما و نسل بعد به خصوص آن ها که الان در تهران هستند و شما می شناسید همه از بچه های جوانان بودند.
این شاعر شیرازی با گلایه از برخی آن ها ادامه داد: این افراد مدعی بودند که ما هرگز با این مجله کار نکردیم در حالی که شعر چاپ شده آن ها موجود است. پساوند ابراز کرد: ارزش طبایی در حدی است که این افراد می ترسند بیان کنند و خود در سایه بمانند لذا چراغ خاموش از کنار نامش می گذرند.
وی تصریح کرد: استاد به غزل و غزلسرایان بهای زیادی می داد و غزل های خودش نمونه کارهایی است ماندگار.
پساوند با اشاره به این که طبایی در مجله جوانان را بر روی بچه های شهرستانی باز گذاشت گفت: شعر اغلب پیشکسوتان در همین صفحه چاپ می شد و میدانی برای شناختن شدن و معرفی به نسل بعد بود.
فریبرز طبایی فرزند این شاعر نیز با اشاره به نخستین سروده های پدر مختصری از زندگی وی را تشریح کرد و گفت: پدر برای رسیدن مجله جوانان به جایگاهی که پیدا کرد زحمات زیادی کشیدو کار را به جایی رساند که افرادی چون نادر پور. توللی و حمیدی اشعارشان را برای او می فرستادند. او با بیان این که استاد طبایی در ۲۴ سالگی ساکن تهران شد و از دیارش جدا شد گفت: با همه این ها ردپای زادگاهش و ویژگی شیراز و فارس در اشعارش پررنگ و واضح بود.
طبایی افزود: در دیدگاه پدر شیراز و اهالی فارس وارثان فرهنگ اصیل ایران و تمدن درخشان ایرانی هستند و این خاستگاه تمدن اعتباری خاص به این استان می بخشد. وی در پایان با خواندن شعری از پدر تاکید کرد: استاد طبایی هیچ گاه نگاه بومی به اشعار نداشت و با مهربانی از هر جای ایران شعر چاپ می کرد او ایران را با همه خرده فرهنگ هایش دوست داشت تا جایی که تجلی این موضوع در مجموعه مادرم ایران دیده می شود.





