شعر جهان
عليرضا نجمي-
اتوود در شهر اتاوا در ایالت اونتاریوی کانادا دیده به جهان گشود و دومین فرزند از سه فرزند خانوادهاش بود. پدرش کارل ادموند اتوود حشره شناس و مادرش مارگارت دوروتی کیلام اهل وودویل نوا اسکاشیا، در گذشته متخصص تغذیه بود. به سبب تحقیقات پدرش بر روی حشرات جنگلی، او بیشتر کودکی خود را در جنگل های دورافتاده کِبِک شمالی و در سفر بین اتاوا، سو سنت مری و تورنتو گذراند. این تجربه دوران کودکی، بعدها در آثارش در به کارگیری تعبیرها از دنیای جانوران و طبیعت نمود یافت.
مارگارت نوشتن نمایشنامه و سرودن شعر را در شش سالگی آغاز کرد. مارگارت جوان در شانزده سالگی علاقه به نویسندگی حرفه ای را در خود کشف کرد. او در سال ۱۹۵۷ تحصیلاتش را در کالج ویکتوریای دانشگاه تورنتو آغاز و اشعار و مقالاتش را در نشریه ادبی این کالج منتشر کرد. جی مکفرسون و نورثروپ فرای از جمله استادان او بودند. او در سال ۱۹۶۱ با مدرک لیسانس در رشته اصلی ادبیات انگلیسی و فلسفه و زبان فرانسوی به عنوان رشتههای جنبی فارغالتحصیل شد. اتوود در اواخر سال ۱۹۶۱، پس از کسب مدال ای.جی. پرات برای کتاب اشعارش «همزاد پرسفونه»، تحصیلات عالیه خود را در کالج رادکلیف هاروارد با استفاده از برنامه کمک هزینه رئيس جمهور وودرو ویلسون پی گرفت. او در سال ۱۹۶۹ مدرک ارشد خود را از کالج رادکلیف دریافت کرد و به مدت دو سال مطالعات دکترای خود را در دانشگاه هاروارد ادامه داد اما پایان نامه خود «رمانس متافیزیکی انگلیسی» را به سرانجام نرساند. مارگارت سال ها در دانشگاه های مختلف به آموزش مشغول بود. او در سال ۱۹۶۵ در دانشگاه بریتیش کلمبیا، سالهای ۱۹۶۷ و ۱۹۶۸ در دانشگاه سر ژرژ ویلیام در مونترال، سالهای ۱۹۶۹ و ۱۹۷۰ در دانشگاه آلبرتا، سالهای ۱۹۷۱ و ۱۹۷۲ در دانشگاه یورک در تورنتو، سال ۱۹۸۵ در دانشگاه آلاباما در تاسکالوسا و دانشگاه نیویورک به تدریس می پرداخت.
از مارگارت اتوود در دهه ۷۰ میلادی سه رمان به نامهای «سرپوش» (۱۹۷۲)، «بانو اوراکل» (۱۹۷۶) و «زندگی پیش از انسان» (۱۹۷۹) منتشر شد که محوریت هرسه، مانند رمان اول او، بررسی هویت و ساختارهای جنسیتی-اجتماعی بود. از میان آثار منتشرشده اتوود تا آن دوران، رمان سرپوش در کنار اولین تک نگاری غیرداستانی او، بقا، به تثبیت اتوود به عنوان یک صدای مهم و نوظهور در ادبیات کانادا کمک کرد. او تاکنون بیش از ۴۰ رمان، داستان کوتاه، داستان کودک و کتاب های غیرادبی منتشر کرده است. از رمان های او که به فارسی منتشر شده است، میتوان «سرگذشت ندیمه»، «عروس فریبکار»، «گریس دیگر»، «آدمکش کور»، «اوریکس و کریک» و «چشم گربه» را نام برد.
آثار او ریشه در رئالیسم سنتی دارند و در نوشتههایش از زن بهعنوان شخصیت اصلی استفاده میکند. اتوود در داستانهایش واقعیتهای اجتماعی را با تخیل و اسطوره شناسی و طنز همراه میکند. داستان «سرگذشت ندیمه» از آثار بسیار مطرح اتوود است که با وجود انتقادهای فراوان در سال ۱۹۸۵ منتشر شد. این رمان موفق به دریافت جایزه Governor General شده و همچنین در سال ۱۹۸۷ اولین جایزه آرتور سی. کلارک را کسب کردهاست. این داستان شرح آمریکایی است که در آن زن ها قدرتی برای تعیین سرنوشت خود ندارند و از داشتن حداقل حقوق انسانی و مادی خود بی بهره هستند و بر اساس وضعیت تأهل و باروری خود ارزیابی می شوند؛ به عبارتی در این داستان، زن ها برده هایی در دست مردان به حساب میآیند. از آوریل ۲۰۱۷ پخش سریالی با اقتباس از این داستان آغاز شدهاست.
از دیگر آثار مطرح اتوود «چشم گربه» است که در سال ۱۹۸۸ منتشر شدهاست و نهمین رمان اوست. این رمان با درونمایههای اجتماعی اش، داستان زندگی زنی نقاش و سالخورده را روایت می کند که بعد از سال ها به زادگاهش باز می گردد و خاطرات گذشته اش را مرور می کند. این رمان فضای اجتماعی و فرهنگی کانادا را در میانه قرن بیستم، از جنگ جهانی دوم تا اواخر دهه هشتاد، به خوبی آشکار می کند. اتوود که در فضای گفتمان روشنفکری زنان کالج ویکتوریا قرار داشت، اغلب اوقات در رمان هایش شخصیت های زنی را به تصویر می کشد که مقهور پدرسالاری هستند. او همچنین توجهها را به سمت فشار اجتماعی ناشی از ایدئولوژی پدرسالار جلب میکند. با این همه، اتوود سیطره تفکر فمینیستی را بر کتابش «زن خوراکی» که در سال ۱۹۶۹ و همزمان با آغاز موج دوم جنبش فمینیستی منتشر شد را رد می کند و مدعی است که این کتاب را چهار سال پیش از این جنبش نگاشتهاست.اتوود معتقد است لقب فمینیست تنها برازنده نویسندگانی است که آگاهانه در چارچوب جنبش فمینیستی به فعالیت میپردازند.
اتوود در طول زندگی حرفهای اش بیش از ۵۵ جایزه ملی و بینالمللی کسب کردهاست و درجات افتخاری متعددی از دانشگاههای مختلفی همچون دانشگاه آکسفورد و سوربن و کلمبیا دریافت کرده است. مارگارت اتوود در سال ۲۰۰۰، جایزه ادبی بوکر را به خاطر رمان «آدمکش کور» دریافت کرد. رمانهای مارگارت اتوود به زبانهای مختلفی ترجمه شده است و مخاطبان بسیاری در سراسر جهان دارد. کتاب وصیتها که با نام «وصایا» نیز ترجمه شده است، یکی از رمانهای مشهور مارگارت اتوود است. این رمان برای اولین بار در سال 2019 منتشر شد و در همین سال جایزه من بوکر را کسب کرد.
کتاب آخرین انسان او برای اولین بار در سال 2003 منتشر شد. مارگارت اتوود در این کتاب آینده سیاه بشر را پیش روی ما قرار میدهد. در این کتاب، طاعون انسانها را به جز یک نفر از میان برده است و او نیز اسنومن نام دارد. آثار او ریشه در رئالیسم سنتی دارند و در نوشته هایش از زن به عنوان شخصیت اصلی استفاده می کند. اتوود در داستان هایش واقعیت های اجتماعی را با تخیل، اسطوره شناسی و طنز همراه می کند.
مارگارت اتوود نویسنده، شاعر و منتقد کانادایی طی مراسمی در پراگ، جایزه بین المللی «فرانتس کافکا» ۲۰۱۷ را به پاس یک عمر دستاورد ادبی خود دریافت کرد. در اوایل دهه ۶۰ میلادی که ریشهیابی علل حس حقارت کاناداییها به یکی از بحثهای روز محیطهای آکادمیک بدل شده بود، مارگارت اتوود مطالعه در فرهنگ کشورش را آغاز کرد. او این موضوع را با محوریت پاسخ به این پرسش که «چرا کانادا نویسنده ندارد؟» شروع کرد، اما خیلی زود به این نتیجه رسید که کانادا نویسندگان زیادی دارد، اما فرهنگ مهاجرنشین همواره نسبت به حضور آنها بیاعتنا بوده است. این بیتوجهی به استعدادهای کشور برای اتوود عجیب و ناامیدکننده مینمود و باعث شد با نگارش یک اثر غیرداستانی به نام «بقا: راهنمای موضوعی برای ادبیات کانادا» به بررسی حس حقارت در میان اهالی کانادا بپردازد. نتیجه جالب توجه اتوود از نگارش این کتاب آن بود که هر کشوری در دل خود نمادی یگانه و وحدتبخش دارد و نماد کانادا، بقا است؛ برای کاشفین اولیه، بقا در معنای فیزیکی آن و سپس بقای فرهنگی در برابر نفوذ فراگیر آمریکا. او جوایز ادبیات پرنسس آستوریاس و آرتور سی. کلارک را دریافت کردهاست، پنج بار برای جایزه بوکر نامزد شده که از این میان یک بار برنده آن بوده است همچنین، بارها در مرحله پایانی جایزه فرماندار کل کانادا حضور داشته و دو بار آن را بهدست آورده است. نام او در سال ۲۰۰۱ در میان ستاره داران پیاده راه مشاهیر کانادا قرار گرفت. او همچنین یکی از بنیانگذاران بنیاد نویسندگان کانادا است، سازمانی غیرانتفاعی که برای تقویت جامعه نویسندگان کانادا میکوشد.
در کنار خدمات بی شمارش به ادبیات کانادا، او از متولیان بنیانگذاری جایزه شعر گریفین است. کتابهای سرگذشت ندیمه، آدمکش کور برنده جایزه بوکر سال ۲۰۰۰ و اوریکس و کریک از آثار او هستند. مارگارت که از کودکی آرزو داشت به یک نقاش بزرگ تبدیل شود، با اینکه در نهایت مسیر متفاوتی را در جهان خلق آثار هنری برای خود برگزید، اما تصویرگری جلد بسیاری از کتابهای شعر خود را عهدهدار شد. او بارها بیان کرده است که ممکن است پس از بازنشستگی از نویسندگی، به نقاشی روی آورد. مارگارت اتوود علاوه بر تجربهی خلق کتاب مصور، توانایی خود را در خلق اُپرا نیز محک زده است. او در اُپرایی موسوم به «پائولین» که ایده آن در سال ۲۰۰۸ شکل گرفت و نتیجه نهایی اثر در سال ۲۰۱۴ به اجرا درآمد، به روایت اتفاقات چند روز قبل از مرگ نویسنده و بازیگر کانادایی، پائولین جانسون، در سال ۱۹۱۳ پرداخته است. «کلر آرمیتستد» دبیر روزنامه «گاردین» مطلبی درباره مارگارت اتوود نوشت: «اتوود یک طبیعت گرد پرشور است که به همراه همسرش «گرام گیبسون» علاقه خاصی به پرندهها دارد. انتظار نداشتم، اما او خیلی گرم و صمیمی من را به دل خانوادهاش راه داد. دید اتوود نسبت به زندگی رنگ و بوی کمیک دارد و در صورت لزوم به سبک زندگی اش دوز مناسبی از طنز اضافه می کند».
بی تفاوتی
ادعای بی تفاوتی سخت است
آن هم
نسبت به کسی که
زیباترین حس دنیا را
با او تجربه کردی
**
دوست داشتن
نمی توانی به کسی بگویی
از دوست داشتن یک نفر خودداری کند
دوست داشتن
با چیزهای دیگر
خیلی فرق می کند
**
مي خواهم
مى خواهم هوا باشم
هوايى كه در آن سكنى مى گزينى
حتى براى لحظه اى
مى خواهم همانقدر قابل چشم پوشى
و همانقدر ضرورى باشم
Admin 6 




