هر روز فارسیزبانان، روز سعدی است
سعدی، شاعر نغزگوی شیرازی، تنها یک سخنور بزرگ در تاریخ ادبیات فارسی نیست؛ بلکه وارث و نگهبان زبان فارسی و صدای گرم و مهربان اندرز گونه ی وجدان است که در دل زبان فارسی نهفته است.
پژوهشگر و نویسنده شیرازی در گفتوگو با خبر جنوب: سعدی آخرالزمان زبان و ادبیات فارسی است
زینب دانشور- «خبر جنوب»
سعدی، شاعر نغزگوی شیرازی، تنها یک سخنور بزرگ در تاریخ ادبیات فارسی نیست؛ بلکه وارث و نگهبان زبان فارسی و صدای گرم و مهربان اندرز گونه ی وجدان است که در دل زبان فارسی نهفته است.
او با نثری شیوا و شعری سرشار از حکمت، نهتنها زیبایی واژگان را به کمال رساند، بلکه جانِ زبان فارسی را با دغدغههای انسانی و اجتماعی آمیخت. در دورهای که شیراز، زادگاه او، قلب تپنده فرهنگ و ادب بود، سعدی از میان مردم برخاست، با آنان زیست و زبانشان را با اندرزهایی آمیخته به مهربانی، خرد و عدالت زینت بخشید. میراث سعدی، فراتر از ادبیات، روایتیست از پیوند ژرف یک شاعر با جامعهاش؛ جامعهای که دغدغههای آن را با زبانی دلنشین، به جاودانگی رساند.
پژوهشگر و نویسنده شیرازی در گفتوگو با «خبر جنوب» در هفته فرهنگی سعدی بیان کرد: سعدی پس از سفرهای ارزشمند خود برای درک معرفت و تحصیل به شهرهایی که به برخی از آنها در حکایات خود اشاره کرده است با کولهباری از داناییهای اجتماعی و فرهنگی، به شیراز بازمیگردد.
وی با بیان این که سعدی شخصیتی است حکیم افزود: بعد از سعدی، زبان فارسی مسیر خود را به گونهای دیگر ادامه میدهد و دربارهی این مهم تمام اساتید و پژوهشگرانی که درباره سعدی و آثار او تحقیق کردند، اعتقاد دارند.
این نویسنده، سعدی را میراثدار زبان فارسی خواند و تصریح کرد: ایران بعد از حکومت ساسانیان در گیر و دارهای مواجهه با زبان دینی و زبان اسلام و ادبیات عرب قرار میگیرد و شرایط برای تحول در زبان فارسی فراهم میشود.
خوشاقبال ادامه داد: از ابتداییترین دورههای تاریخ ادبی در سراسر ایران شخصیتهایی متفکر و حکیم از شاعر و نویسنده حضور داشتند که در آثار ادبی نامشان برجسته است افرادی چون دقیقی توسی، ابوالقاسم فردوسی، ناصر خسرو، مسعود سعد و ... اما منطفهی پارس در آن زمان و با شرایطی متفاوت از دیگر نقاط ادبی ایران، فضایی امن و عارفانه را برای حضور شخصیتهای علاقمند به آرامش و تأمل و تفکر آماده میکرده که در زبان و ادبیات فارسی نیز پرچمدار این ماجرا شود.
وی بیان کرد: از دورهی منصور حلاج و دیگر بزرگان و اندیشمندانی چون ابنخفیف بارقههای اندیشههای ناب در فارس نمایان بود و با خود جمعی از علاقمندان به عرفان و حقیقت را همراه کرده بود و این مهم تا دورههای بعد ادامه داشت. با ظهور سعدی، شخصیتی که خیلی عالی ادبیات و فرهنگ گذشتهی خود را درک کرده است و سالهایی عزیز از عمر خود را در مسیر طریقت معرفت میگذرانیده است، فارس و شیراز رنگ دیگری به خود میگیرد که بدون شک نشان از حکمت، ادبیات بومی و نگاه مردم فرهنگور فارس در آن دوره بوده که توانسته است گوهرهای تابناکی مثل سعدی را در خود پرورش دهد.
این پژوهشگر شیرازی افزود: همین موضوع موجب میشود سعدی آن چنان زبان فارسی را در خور توجه قرار داده و رنگ و اندیشه حکمت و معرفت را در زبان فارسی متغیر کند که بعد از او تا به امروز هم زبان و ادبیات فارسی و هم مردم فارسیزبان و همچنین افرادی که زبان فارسی را سرلوحه علم خود قرار میدهند وامدار سعدی باشند.
خوشاقبال سعدی را شخصیتی عارفگونه نامید و گفت: سعدی یگانه اندیشهورزی است که در جامعه زمان خود زیست میکند؛ عرفان و حقیقت را در سفرهای -به ظاهر جسمانی ولی به باطن روحانی- خود درک کرده که جامعه زمان خود را به خوبی درک کرده و با آن ارتباط دارد، این ارتباط با کلام و حکایت آنگونه است که هیچگاه رنگ کهنگی به خود نمیگیرد؛ شخصیت حکیم و عالمی که خیرخواه مردم و نصیحتگوی آنها بوده است؛ عاشق مردمی که معرفت را در زمان خود درک میکنند.
سعدی جامعهشناسی زمان را با مردمانی که با آنها زیست کرده است درک میکند، با دردها و غمهای آنها شریک میشود و با شادیهای آنها شاد است. زبان او از نگاه خیرخواهی و نصیحتگویی فراتر است و آنگونه عاشقانه ذهن و زبان او در رسیدن به جامعهی آرمانی پیشرو است .
وی اظهار کرد: این اندرزگویی اجتماعی او در گلستان و بوستان و مواعظ و حتی در غزلیات و ... او نشان از علاقهمندی او به جامعه اجتماعی اطراف خود است.
خوشاقبال افزود: سعدی عارفی عاشق است که معرفت را برای خود به تنهایی نمیخواهد این حکیم از مردم زمان خود و دانش فرهنگی مردم شناخت کافی دارد، با آنها زیست میکند و در کنار آنهاست.
این نویسنده اظهار کرد: سعدی آن گونه زیبا مسیر معرفتاندوزی را به مردم منتقل میکند که تا به امروز از آن بهرهمند میشویم.
خوشاقبال با بیان این که در واقع تصوف سعدی با حفظ آداب معرفت در اجتماع شکل میگیرد و مراحل طریقت خود را در میان مردم مییابد افزود: سعدی همت خود را بر آن گذاشته که آن چه را در سالها تجربه، سفر، دیدن، شنیدنها و درس خواندنها درک کرده را برای مردم زمانه خود به خصوص شهر شیراز به یادگار بگذارد.
وی اظهار کرد: هر آن چه در داستان و حکایات سعدی میبینیم نشان از نزدیکی او با مردم، آمیختگی با اخلاق و خوی و فرهنگ مردم به ویژه مردم شیراز است.
خوشاقبال با اشاره به زبان سهل و ممتنع سعدی گفت: سعدی شخصیتی است که هم مردم عادی زمان خود را خوب شناخته و زبان کوچه و بازار زمانش را درک کرده و هم در دورهی درس و بحث خود نزد عالمان بزرگی حکمت و معرفت را آموخته است که نیاز آموزش آنها را احساس میکند؛ لذا هر آن چه به مردم زمان میآموزد با زبان آنهاست و گاه حکمتی که با زبان علم زمان است که آن هم الهام گرفته از زندگی، فرهنگ و اندیشه مردم زمان خود است این طریق از آگاهی جایگاه سعدی را در ادب فارسی آن گونه رفیع کرده که تا به امروز کمتر شاعری توانسته پا جای پای سعدی بگذارد.
این پژوهشگر گفت: زبان سعدی زبان معجزهآسایی است که احساسات مردم زمان خود را با حکایتها و امثال به رنگ مردم بیان میکند و سعی دارد این خیرخواهی را با حکایتها و داستانهایی که به یاد مردم میآورد آن گونه بیان کند که مردم از این نصیحتگویی دلزده و دلگیر نشوند.
خوشاقبال بیان کرد: سعدی شاعری است که سرد و گرم زمانه را چشیده و تجربههای زندگی در دوران زیستن با مردم شهرهای مختلف را با رنگی از زبان اندرزگویی اجتماعی بیان میکند، زبانی جذاب که در طول تاریخ در زبان فارسی تکرار نشده.
وی با اشاره به این که سعدی نصایح خود را آن گونه بازگو میکند که کسی از شنیدن آن دلگیر نشود افزود: سخنهای سعدی گرم و لطیف است؛ نظم و نثرش نشان از اخلاق و اجتماع و مردم اخلاقمدار اجتماع دارد حتی تیرگیها را چنان زیبا بیان میکند که برای ما نشان از تیرگی ندارد.
خوشاقبال با بیان این که سعدی بدیع گفتوگو کرده و اندیشههای زیبای حکیمانه خود را مبنای اشعار و یا متون نثر قرار داده است گفت: با همه اینها چون سعدی در میان مردم بوده نکتههای ریز و جذابیتهای بذلهگویی و شیرینزبانی خود را فراموش نکرده آن گونه که در هر مقالی برای مردم زمانه خود و ما جذاب است تا جایی که امروزه کاربرد اجتماعی دارد.
وی در پایان گفت: سعدی آخرالزمان زبان و ادبیات فارسی است به گفته خود او «هر کس به زبان خویش بودند من سعدی آخرالزمانم» تمام روزهای مردم فارسیزبان دنیا روز سعدی است و زبان و ادبیات فارسی، گویش ما، بیان و گفتوگوهای اجتماعی امروز ما مدیون ادبیات اجتماعی سعدی است.





