تیم ملی قبل از دیدار با بلژیک...

تیم ملی قبل از دیدار با بلژیک...

بهمن پگاه راد-خبرجنوب- جام جهانی امسال برای فوتبال ایران فقط یک حضور ساده در بزرگ‌ترین رویداد ورزشی جهان نبود؛ بلکه آیینه‌ای بود که تمام ضعف‌ها، تأخیرها و شکاف‌های ساختاری فوتبال ما را بی‌رحمانه نشان داد.

از همان روزهای نخست، تناقضی عجیب میان صعود زود هنگام و نگرانی دائمی از نرفتن شکل گرفت؛ وضعیتی که ریشه در بی‌ثباتی مدیریتی، نبود برنامه‌ریزی بلندمدت و وابستگی بیش از حد به تصمیم‌های بیرونی داشت.

این تناقض ها، جام جهانی ۲۰۲۶ را برای ایران به تجربه‌ای پرتنش تبدیل کرد؛ تجربه‌ای که شاید بیش از نتایج، پیامدهای مدیریتی و فنی آن اهمیت داشته باشد.تساوی برابر نیوزیلند، فراتر از یک نتیجه، نشانه‌ای از فرسودگی نسل فعلی تیم ملی بود.

میانگین سنی کمی تا قسمتی بالا، سرعت پایین در انتقال توپ، و کاهش توان فیزیکی در نیمه دوم بازی‌ها، همه نشان می‌دادند که تیم ملی در آستانه یک نقطه پایان قرار گرفته است. بسیاری از بازیکنان فعلی، در جام جهانی بعدی که در پرتغال، مراکش و اسپانیا برگزار می‌شود، یا حضور نخواهند داشت یا اگر باشند، در آستانه چهل‌سالگی خواهند بود؛ وضعیتی مشابه سال‌های پایانی دوران کریستیانو رونالدو. این مسئله، بحث گذار نسلی را از یک انتخاب اختیاری به یک ضرورت فوری تبدیل می‌کند.

اما چالش  برای ما فقط سن و سال نیست. پس از نیوزیلند، حریفانی چون بلژیک و مصر قرار دارند؛ تیم‌هایی که برخلاف ما، سال‌هاست با برنامه‌ریزی دقیق، نسل‌سازی مداوم و ثبات مدیریتی پیش می‌روند. بلژیک دیگر فقط کشور شکلات‌های شیرین نیست؛ یکی از منظم‌ترین ساختارهای فوتبالی اروپا را دارد. مصر نیز با تکیه بر لیگ داخلی قدرتمند و نسل جدیدی از بازیکنان، دوباره به سطح رقابتی سال های درخششی خود بازگشته است.

 برای تیمی که هنوز تکلیف نسل آینده‌اش مشخص نیست، عبور از این مسیر ساده نخواهد بود.با این حال، فوتبال ایران همیشه یک ویژگی غیرقابل پیش‌بینی داشته: روح جمعی. همان نیرویی که در جام‌های گذشته، بارها فراتر از محاسبات ظاهر شده است.

اما اتکا به این روح، بدون اصلاح ساختار، دیگر کافی نیست. این جام جهانی باید به‌عنوان یک هشدار راهبردی دیده شود؛ هشداری درباره لزوم بازنگری در آکادمی‌ها، جوان‌گرایی واقعی، و پایان دادن به چرخه تکراری تصمیم‌های کوتاه‌مدت.در نهایت، جام ۲۰۲۶ شاید برای ما جام موفقیت‌های بزرگ نباشد، اما می‌تواند نقطه آغاز یک بازسازی عمیق باشد؛ اگر بخواهیم و اگر بگذاریم...