ده سال در سایه اعدام
مرجان دهقانی- «خبرجنوب»/ اینجا داستان مقاومت انسانهایی را میخوانید که با وجود همه سختیها، نه تنها خود را نجات دادند بلکه امروز چراغدار راه دیگران شده اند. پیام امیدبخش روز نسیم مهر، روز حمایت از خانواده زندانیان به ما یادآوری میکند هیچ انسانی را نباید از دست رفته دانست.
اولین روایت، متعلق به فردی است که خود روزگاری پشت میله های زندان بود اما امروز با اراده ای پولادین نه تنها زندگی خود را دگرگون کرده که به کارآفرینی تأثیرگذار تبدیل شده است: «من سختیهای زیادی کشیده ام. ده سال تمام زیر حکم اعدام زندگی کردم. دو بار هم پای چوبه دار رفتم». اینها را با صدایی آرام اما پر از تجربه میگوید.
امروز اما داستان زندگی او متفاوت است. او میگوید: «بیشتر کسانی که به سمت کارهای خلاف میروند، دلایل مختلفی دارند؛ محیط ناسالم، مشکلات مالی، اعتیاد و... بعضی ها حتی بعد از زندان هم توبه نمی کنند، چون راه درست کسب درآمد را بلد نیستند و تنها چیزی که می شناسند، همان راه خلاف است اما من مسیر دیگری را انتخاب کردم. در سالهای زندان، به جای تسلیم شدن، به سمت کار و هنر رفتم، منبت کاری و طراحی روی چوب تا بلکه زندگی جدیدی برایم ساخته شود. آثار هنری ام را روی چوب خلق کردم، طرح هایی از رزمندگان جنگ و شهدای مدافع حرم تا حکاکی چهره مشاهیر ادبی ایران در قرن های ششم و هفتم».
کارگاه هنری ام، خانه دوم مددجویان شد
وی ادامه داد: «حالا یک کارگاه هنری دارم که در آن، از هر قشر و گروهی همه آموزش می بینند. خودم روزی در جایگاه آنها بودم، پس دردشان را میفهمم. با کمک انجمن حمایت از زندانیان، ریاست زندان و مسئولان، هم تسهیلات گرفتم و هم حمایت معنوی. اینطوری توانستم از آن شرایط تاریک بیرون بیایم و حالا در شیراز به عنوان یک هنرمند و کارآفرین شناخته میشوم».
حمایت خانواده و اشتغال مددجویان
وی گفت: «خانواده ام پشتیبانم شدند و حالا در تولید انواع صنایع دستی - از سنگ و سفال تا کارهای چوبی و نقاشی های سنتی-فعال هستم. دو سال است که به صورت جدی کار میکنم و در کنارم، چندین مددجو مشغول به کارند؛ بعضی مستقیم در کارگاه و بعضی در خانه هایشان صنایع دستی تولید میکنند. به نظر من زندانیان باید اول آموزش ببینند و دستمزد منصفانه دریافت کنند تا انگیزه پیدا کنند. همه، چه خود زندانی، چه خانوادهاش دنبال کار هستند و اگر فرصت باشد، با تمام وجود تلاش میکنند».
از چوبه دار تا الگوی تحول
وی ادامه داد: «ما راه را اشتباه رفتیم و نمیتوانیم نصیحت کنیم اما به عنوان کسی که در راه خلاف شکست خورده، میگویم کار درست، موفقیت و سربلندی می آورد. تا ۴۴ سالگی، بدترین الگو برای جامعه بودم. کسانی که مرا میشناختند، میگفتند فلانی نمونه یک آدم تباه شده است اما امروز، با کار شرافتمندانه ام، همه مرا به عنوان یک الگوی تحول میشناسند. بنابراین انسان ها هیچ گاه نباید ناامید شوند و از تلاش دست بردارند.
زندگی دوباره، با حمایت مسئولان زندان
وی گفت: «دو بار پای چوبه دار رفتم، اما مسئولان زندان پای بازگشت من به زندگی ایستادند. حالا خودم را مدیون میدانم و تمام تلاشم را میکنم تا این فرصت را به دیگران هم بدهم. میخواهم کمک کنم خانواده های زندانیان به زندگی عادی برگردند، چون میدانم امید، تنها چیزی است که یک انسان را نجات میدهد. من از تاریک ترین جای ممکن برگشته ام... حالا میخواهم چراغ راه دیگران باشم».
حمایت خانواده؛ نیروی محرکه تغییر
او که سه فرزند تحصیلکرده دارد؛ یک دختر نخبه در رشته پزشکی، یک دختر روانشناس و یک پسر و از نقش آنها در مسیر تغییرش می گوید: «فرزندانم درک عمیقی از شرایط من دارند و همیشه حامی ام بوده اند. پسرم به ویژه کمک زیادی به من میکند». این حمایت ها به او انگیزه داده تا به دیگرانی که شرایط مشابهی دارند کمک کند.
پیام امید برای دیگران
حرف آخرش پیام امید است برای همه کسانی که در شرایط مشابه هستند: «من دو بار پای چوبه دار رفتم، اما امروز اینجا هستم و میتوانم به دیگران کمک کنم. این یعنی همیشه راهی برای شروع دوباره وجود دارد».
از درد زندان پدر تا امید به زندگی
داستان دوم، روایت دختری است که با وجود بارسنگین زندگی در سایه زندانی بودن پدر، هرگز تسلیم نشد و با تکیه بر خلاقیت و تلاش، کسب وکاری راه انداخت تا هم چراغ امید را در خانواده روشن نگه دارد و هم الهامبخش دیگران باشد: «وقتی پدرم در سال ۸۵ به دلایل مالی به زندان افتاد، من فقط ده سال داشتم. امروز که سی ساله هستم با وجود حل شدن مسائل مالی، اثرات آن دوران همچنان با ماست». اینها را بانوی کارآفرینی میگوید که با وجود تمام سختی ها، امروز به تولیدکننده تخصصی محصولات رژیمی خانگی تبدیل شده است. این بانوی تحصیلکرده که مدرک کارشناسی ارشد صنایع غذایی از دانشگاه شیراز را دارد، درباره مسیر پرچالش خود میگوید:«حمایت های انجمن حمایت از زندانیان شیراز نقطه عطف زندگی من بود. تسهیلات آنها انگیزه ای شد تا تولید محصولات رژیمی خانگی را شروع کنم».
چرخه نیکی
او که حالا خودش به دیگر مددجویان انجمن کمک میکند، توضیح میدهد: «هم اکنون در کارگاه خانگی ام از خانواده های مددجو هم کمک میگیرم. با حمایت انجمن، برنامه داریم دوره های آموزشی برای دیگر مددجویان برگزار کنیم تا این چرخه نیکی ادامه پیدا کند. به همه خانواده های زندانیان میگویم ما در اتفاقاتی که افتاده نقشی نداشتیم اما هنوز جای امیدواری هست. اگر امکانات آموزشی و مالی بیشتری در اختیار انجمن قرار گیرد، مددجویان میتوانند کارهای بزرگتری انجام دهند».
او در پایان با لبخندی پر از مهربانی میگوید:«هدفم این است که این نیکی گسترش پیدا کند. دوست دارم سفره ای که پهن کرده ام، محل نشستن افراد بیشتری شود».
Admin 6 




