راستهای که هم قد و قواره زند وکیلمان نیست!
بهمن پگاه راد - «خبر جنوب»/ روزگاری خیابان زند، یعنی از ابتدای میدان نمازی تا میدان ولیعصر، حال و هوای خاص خود را داشت، که حالا دیگر به شکل سال های گذشته خود نیست و اکنون همین اطراف میدان نمازی ، به بازار مکاره ای برای فروشندگان خیابانی تبدیل شده و دود اگزوز اتوبوس های ترمینال و ایستگاه مترو قطار شهری چنان محاصره ات کرده که دیگر این قسمت از شهر، به مثابه نمادی ازفرهنگ و تاریخ کهن شهر شیراز به حساب نمی آید.
البته بعضی از این تغییرات از سر اجبار و نداشتن فکر و اندیشه و گاه به واسطه نیازها و کمبود امکاناتی بوده که جامعه به آن نیاز داشته و ناگزیر به این تحولات تن داده و با آن روبرو شده ایم. اما آن دسته تغییرات که جبر و زوری در کار نبوده، چطور توجیه می شود؟! به هر جهت از میدان نمازی که بگذریم با ساختمانهای انتقال خون، مهندسی، علوم پزشکی، هلال احمر، مسجد فاطمه الزهرا (س) و نیز بیمارستان شهید فقیهی روبرو هستیم که به میدان امام حسین (ع) میرسیم؛ میدانی که آن سویش ساختمان استانداری قرار دارد و روبرویش ساعت گل و آن طرفش بنایی که از قدیم و تاکنون متعلق به امور ایثارگران و استخدام در ارتش بوده و از میدان نیز که عبور کنی به دفتر امام جمعه شیراز و نمایندگی ولی فقیه در فارس می رسیم و چند گامی دیگر که برداری، خیابان خیام را به رویت می گیریم و این خیابان را که عبور دهیم به سینما آریانا سابق میرسیم و کوچه ادیان بغل دستش و قدم زنان، به ابتدای انوری خواهیم رسید و از همین جاست، که متوجه می شویم، یک وصله ناهمرنگ در این خیابان خاطره انگیز اتفاق افتاده است.
این قسمت از شهر یعنی قسمتی که بین ابتدای انوری تا چهارراه زند واقع شده در طول ۷ دهه گذشته با تغییرات زیادی روبرو بوده است، بعضی از این تغییرات مربوط به قبل از انقلاب و قسمتی به بعد از انقلاب و بیشتر در همین دو، سه دهه اخیر اتفاق افتاده، که در مجموع یکی بر چیده شدن حداقل ۴ ، ۵ کتابفروشی ، تعطیلی چند سینما و جا به جایی نهاد تعلیم و تربیت در آن است. یکی دیگر از این تغییرات که آهسته آهسته شروع شده، تبدیل فروشگاههای این خیابان به راسته کت و شلواری و پیراهن فروشی است که وضعیت امروز را به وجود آورده است و این امر با رسالت مهم خیابان زند نمی خواند. هنوز در یادمان نرفته که زمانی می خواندیم :
دوست آن گویند که گیرد دست دوست
در خیابانهای زند و رودکی و داریوش!
یعنی اگر تو مسافر هستی و آدرس دوستت را در شیراز نمیدانی ،از این قسمت شهر عبور کن، حتماً او را خواهی دید و مییافتی! اما این مانکنها امروز تو ذوق زده اند و حواس همه را پرت کردهاند و ایضا اگر پا جلوی یک مغازه سست کنی فریاد شاگرد فروشگاه که بفرما بفرما، می زند، حواس توی شیرازی و او که مسافر است و به دنبال تو می گردد، مشوش و پریشان می کند!
خلاصه کلام این که امروز برخی معتقدند که این راسته، به فضای تاریخی و فرهنگی خیابان زند، با دارا بودن پیوست های تاریخی، چون ارگ کریمخانی، بازار و حمام وکیل، نارنجستان قوام و سایر آثار تاریخی، دانشگاهها و بیمارستانهای نمازی، فقیهی، مطهری و غیره که از آن به عنوان نماد فرهنگی و تاریخی شهر محسوب می شود، نمی خواند.
البته فکر تبدیل این راسته، به فضایی که بازتابی از تاریخ و فرهنگ باشد، میتواند روح تازهای به این قسمت از خیابان زند ببخشد و گردشگران و علاقهمندان را جذب کند؛ فروشگاههایی با معماری سنتی، صنایعدستی، عرصه کتابهای تاریخی و فرهنگی، و حتی کافههایی با حال و هوای قدیمی میتوانند این تغییر را به تجربهای بینظیر تبدیل کنند. چنین فضایی نه تنها حس نوستالژیک ایجاد میکند، بلکه مردم را بیشتر با گذشتهشان مرتبط میسازد، اما فعلا چنین ایده ای به مخیله مسئولان ما نیامده و مشوقی از سوی آن ها به صاحبان این راسته که البته در سطح شهر مشابه کار آنها فت و فراوان به چشم می خورند، ارائه نشده و حتی صاحبان این حرفه و کسب و کار، علی رغم کسادی کار و بازار، هرگز حاضر نمی شوند شغل خود را تغییر دهند و همین طور صبح و شب همنشینی با این مانکنهای خاموش و بی روح را ترجیح می دهند و هیچ گاه به فکر تغییر و این مسئله که وارث چه شکوهی در این خیابان نوستالژی شهرمان شیراز بوده اند، نیستند.
Admin 6 




