معرفی کتاب شعر ، آوای من سروده اکبر خسروانی
امیر هـمایون يزدانپور/ «اكبر خسرواني» شاعر لحظه هايي است كه آن را روي ذهن شما حك مي كند مثل دوربيني كه عكس مي گيرد و عكاسش هنرمندي قابل است. در شعر او كلمه هاي اضافي جايي ندارند، موجز و مختصر و بهخاطرماندني اند. سال ها تلاش كرده تا به اين مرز برسد و از خود شعرهاي زيبايي به يادگار بگذارد. از مجموعه شسته رفته «آواي من» چند شعر زيبا تقديمتان مي كنيم.
زبانم را ورق ورق سبز كردي
در دفترم شعرها لك زده اند
من كه سپيد مي گويم
تو هم چشمانت يك سرخي كم دارد
تا مرا به اهتزاز درآوري
***
چه فرق مي كند
كدام روي سكه
بر زمين افتاده
يك عمر است كه ما
پشت خطر ايستاده ايم
***
براي تنهايي شعرم
شبانه آدمكي از برف ساختم
سپيده
پر از باران بود
دفتر شعرم
دو چشم آدمك جا مانده بود
سطر اول
***
كفن پوش كرده
روي نيمكت كهنه پارك
برف، خاطره را
دلم هواي
هواي تازه كرد
حق با او بود
خاك مرده سرد است
***
بابا نان
مشقي ناتمام
كه آوار
فرصت داد
نداد
***
بهار و دو گنجشك
روي بند حيات
آستيني برايشان دست تكان مي داد
نگاهي از پنجره روبه رو
لب گزيد و
پرده را كشيد
***
پرنده
عرياني شاخه
صداي زير روي برگ
و لبخندي بم
از زبان يك ماشه
***
باور كن
چيزي نيست
گلي كه كاشته اي
مبالغي خاطره و
بغض قديمي كه
ترك برداشته





