موسیقی شب| جلال‌الدین تاج اصفهانی

موسیقی شب| جلال‌الدین تاج اصفهانی
: :

شجاع انوری- سرویس فرهنگ و هنر خبر جنوب /جلال‌الدین تاج اصفهانی (زاده‌ی ۱۲۸۲ – درگذشته‌ی ۱۳ آذر ۱۳۶۰) در اصفهان‏ زاده شد. پدرش «اسماعیل» معروف به «تاج‌الواعظین» بود که تا حدی با دستگاه‌های‏ موسیقی سنتی ایرانی‏ آشنایی داشت. تاج در ده سالگی نزد پدر و استادانی چون «سید عبدالرحیم اصفهانی»، «نایب اسدالله»، «حسین خضوعی»، «حسین عندلیب» و «حبیب شاطرحاجی» به دانش‌اندوزی موسیقی پرداخت. او به اشعار سعدی علاقه‌ی زیادی داشت و گزیده‌هایی از اشعار سعدی و دیگر شاعران را حفظ بود و در هنگام اجرای آواز به تناسب زمان و محیط از آن اشعار استفاده می‌کرد.

دکلاماسیون شعر، تحریرهای برجسته، تنوع تحریری، صدایی رسا و قدرت‌مند و مناسب خوانی برخی از ویژگی‌های آوازی اوست.

او از همان سال ۱۳۱۹ هم‌کاری با رادیو را آغاز کرد و از ۱۳۲۸ به‌صورت رسمی به هم‌کاری با رادیو اصفهان پرداخت. تاج، ضمن خوانندگی، سرپرست نوازندگان رادیو اصفهان نیز بود و در رادیو اصفهان به اجرای برنامه‌هایی با تار «اکبرخان نوروزی» و برنامه‌ی آموزش گوشه‌های دستگاه‌های موسیقی ایرانی پرداخت. در سنین جوانی بنا به ارشاد «قطب‌السادات تاج» چندی را نزد «شیخ خزعل» گذراند و پس از فروپاشی دستگاه شیخ، به رشت و تهران و اصفهان سفر کرد و در اصفهان ساکن گردید. از ماندگارترین آثارش می‌توان به «آتش دل» اشاره کرد.

از جمله شاگردان «جلال‌الدین تاج اصفهانی» می‌توان به نام‌هایی نظیر «جواد حاجی‌ده‌آباد میبدی»، «احمد مراتب متخلص به درة التاج»، «هوشمند عقیلی»، «حسین خواجه‌امیری (ایرج)»، «علی‌اصغر شاه‌زیدی»، «محمدتقی سعیدی»، «فضل‌الله شاه‌زمانی»، «علی‌رضا افتخاری» و به خصوص «معین» اشاره کرد.

از مشهورترین آثار جلال‌الدین تاج اصفهانی صفحه‌ی آواز همایون است که در حدود ۱۳۱۲ خورشیدی در تهران ضبط شد. این اثر، دهه‌های متوالی از شهرت و محبوبیت برخوردار بود و از آثار معیار در بررسی مکتب آواز اصفهان است.

تاج اصفهانی در بامداد ۱۳ آذر ۱۳۶۰ در سن ۷۸ سالگی در منزل پدری درگذشت. آرام‌گاه او در  در تکیه سیدالعراقین واقع در تخت فولاد اصفهان قرار دارد.

داستان اجرای خصوصی تاج برای «امام موسی‌صدر»

در سفری که «جلال‌الدین تاج اصفهانی» به سوریه داشت، با «امام موسی صدر» دیدار می‌کند و تاج اصفهانی در حضور امام موسی صدر آواز می‌خواند.

«سید مرتضی طباطبایی» در توصیف این دیدار می‌گوید:

«من به همراه امام موسی صدر و برادرم دکتر صادق که از آلمان آمده بود، در زینبیه‌ی سوریه بودیم که ناگهان صدای کسی را شنیدیم که با لهجه‌ی اصفهانی گفت: «ای آقای صدر، قربونت برم!» برگشتیم و دیدیم که آقای تاج است. دوید و آمد و امام را بغل کرد و گفت صبح رفته بودم لبنان که شما را ببینم، گفتند شما آمده‌اید سوریه. پرسیدم در سوریه کجا باید پیدایتان بکنم و گفتند زینبیه. و حالا بالاخره پیدایتان کرده‌ام.

دایی جان هم خیلی به ایشان محبت کردند و گفتند زود زیارتتان را بکنید و برویم دفتر.

بعد به دفتر ایشان در ابورمانه رفتیم. جای خوب و بزرگی بود. دایی جان از تاج احوال‌پرسی کردند، از اصفهان، از کسانی که می‌شناختند، از رفقا و آشنایان و هنرمند‌ها و به هر حال مجلس گل انداخته بود. آقای تاج از من پرسید که «هنوز می‌خوانی؟» گفتم این‌جا مثل ایران نیست که بتوانم تمرین کنم اما چرا، دنبال می‌کنم. آقای تاج توضیح داد که آمده است این‌جا که اگر بشود به عراق برود و می‌خواست که امام برایش ویزای عراق بگیرد. دایی جان دعوت کردند که مهمان‌شان باشد و آن‌جا بماند اما تاج گفت که نه، خانواده‌ام در هتل هستند و باید بروم. بعد، از این شیرینی‌های لبنانی آوردم و تعارفش کردم. برداشت و گفت: این برای خودم و این هم برای عیالم. من هم گفتم پس با ظرف ببرید این‌طوری که زشت است. خلاصه، بعد از همه‌ی این‌ها و حرف‌های مختلفی که زده شد امام به آقای تاج گفتند برایمان چیزی بخوان.

من همیشه یک ضبط صوت کوچک همراهم بود و آن را روشن کردم. ایشان شروع کرد به خواندن آواز. همین که در این نوار ضبط شده است. و تصنیف «ندانمت به حقیقت که در جهان به که مانی / جهان و هرچه در او هست صورت‌اند و تو جانی» را خواند. بعد هم با‌‌ همان لهجه‌ی اصفهانی توضیح داد که این آواز افشاری است و اوجش هم گوشه‌ی «عراق» است. که دایی جان بلافاصله گفتند: «عراق هم می‌خوای بری!» و تاج هم زیر خنده زد و گفت: «به به

«قبلش هم امام خیلی از تاج و صدایش تعریف می‌کند. موقعی که تاج این را خواند، شاید نزدیک هشتاد سالش بود. استاد خوبی بود. به من می‌گفت که پدرم همیشه می‌گفت جلال، اول شعر را تحویل بده، بعد تحریر بده. چون بعضی آوازخوان‌ها فکر می‌کنند آواز فقط چه چه زدن است

 

یاد و نامش جاویدان.