موسیقی شب/ "راه وداع" با صدای غلامحسین بنان

موسیقی شب/ "راه وداع" با صدای غلامحسین بنان
: :

شجاع انوری- سرویس فرهنگ و هنر «خبر جنوب»/ یه مهمونی بود تو خونه‌ی من که لطفی و بنان باهم آشنا شدن و زدن و خوندن. ببینید لطفی چه محجوبانه و با ادب و فروتنی ساز می‌زنه، فقط می‌خواد زمینه رو فراهم کنه که بنان بخونه. وقتی هم فرصت پیدا می‌کنه خودشو با سازش معرفی می‌کنه و تکنیکش رو نشون می‌ده. خیلی لطیف و خلاصه و با تأنی ساز زده. درست مناسب آواز بنان. لطفی ساز رو طوری کوک کرد که جای صدای بنان باشه. تا شروع کرد بنان به من گفت: آقای ابتهاج، آقای ابتهاج! مثل آقا حسینقلی می‌زنه. این حرفِ بنان بود، خیلی قیمت داره، بعد هم لطفی یه قطعه‌ی دشتی زد. بنان گفت سی سال بود آرزو داشتم با چنین سازی بخونم.

برگرفته از کتاب «پیر پرنیان اندیش»، نوشته‌ی هوشنگ ابتهاج

بنان شروع می‌کند به خواندن شعر  فروغی بسطامی:

خوش آن‌که حلقه‌های سر زلف وا کنی

دیوانگانِ سلسله‌ات را رها کنی

این آخرین آواز درست و شیوای بنان است... با لذت خوانده. اصلن به شوق آمده... ببینید چه‌قدر درست و به‌جا شعر را تلفظ کرده. به آکسان‌ها توجه کنید، ایده‌آل است شعر را این‌طور خواندن. اصلن آواز را کنار بگذارید... لطفی وقتی بنان می‌خوانده بی‌وقفه می‌گفته: به به! به به!

آواز از این لطیف‌تر نمی‌شود. مثل شعر سعدی‌ست! روان، مو به مو درست... یک ذره کم و زیاد ندارد... آواز بنان شعر را ده مرتبه بالا می‌برد، کاری که سال‌ها بعد محمدرضا شجریان هم با آوازهایش کرد...

بنان همیشه می‌گفته رهی را من رهی کردم! راست می‌گفت... یک روز به آقای ابتهاج گفته: آقای ابتهاج همه‌ی شاعرها از من بدشان می‌آید. تو چرا از صدای من خوشت می‌آید؟ ابتهاج جواب داده: آقای بنان آن‌ها شاعر نیستند. عقل‌شان نمی‌رسد!...